روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | چهاردهم مهر 1330، محمد مصدق نخست‌وزیر وقت در صدر هیاتی برای شرکت در جلسه شورای امنیت سازمان ملل به نیویورک رفت. این برای اولین بار بود که یک چهره سیاسی ایرانی در یک مجمع بزرگ بین‌المللی به عنوان ستاره اصلی ظاهر می‌شد و این مسئله بازتا‌ب مثبتی برای ملی‌گرایان داشت و موجب ناراحتی دربار شده بود. حضور مصدق درآمریکا با استقبال گسترده رسانه‌ها و سیاستمداران روبه‌رو شده بود.

آمریکا می‌خواست شهرت مثبت خود را به عنوان نیروی سوم حفظ کند. در تابستان قبل هریمن فرستاده بلندپایه آمریکا برای حل تنش نفتی میان ایران و انگلیس به جایی نرسیده بود. هریمن با مصدق و محمدرضا پهلوی و آیت‌الله کاشانی دیدار کرده بود و دستاورد چندانی با خود نیاورده بود.

محمدرضا علنا و در نقشی منفعلانه به هریمن گفته بود که:«در مقابل افکار عمومی نمی‌توانم یک کلمه علیه ملی شدن نفت بگویم.» هریمن هنگام ترک تهران در نامه‌ای خطاب به مصدق نوشت: قبضه مایملک یک شرکت خارجی به وسیله دولتی، بدون پرداخت غرامت فوری و مکفی و موثر و یا دادن ترتیبی که مرضی‌الطرفین بوده باشد، باید مصادره نامیده شود نه ملی کردن!

آمریکا در تیرماه پرحادثه 1330 با مداخله نظامی انگلیس در خوزستان به شدت مخالفت کرده بود. واشنگتن طرح موفق پنجاه پنجاه درآرامکوی عربستان بین آمریکا و دولت این کشور را به انگلیسی‌ها پیشنهاد داد. لندن ابتدا خیره سرانه نپذیرفت اما در مرداد ماه استوکس فرستاده ویژه انگلیسی‌ها به ایران آمد و این طرح را قابل مذاکره دانست به شرط آنکه کنترل تولید و حفاری و صادرات در دست انگلیسی‌ها باشد و این‌بار مصدق نپذیرفته بود‌.

انگلیسی‌ها برای توقف در مسیر ملی شدن صنعت نفت ایران، دست به خرابکاری و از کارانداختن ماشین‌آلات پالایشگاه نفت آبادان زدند. دولت ایران هم در واکنش به این حرکت، در روز ۵ مهرماه سال ۱۳۳۰، کلیه کارکنان شرکت سابق نفت ایران و انگلیس را از کشور اخراج کرده بود.

حضور مصدق درآمریکا فرصتی دوباره برای کاخ سفید بود تا از فرایند ملی شدن نفت در ایران به خاطر تبعات منطقه‌ای‌اش جلوگیری کند. سفر مصدق به شکل حیرت‌انگیزی طولانی ازآب در آمد. او 42 روز را در آمریکا سپری کرد که البته چند روزی را به خاطر کسالت در بیمارستان بستری بود.

دخترش ضیاء اشرف و پسرش دکتر غلامحسین هم به همراهش در سفر آمریکا بودند. مصدق نطقش را در سازمان ملل و شورای امنیت به زبان فرانسه ایراد کرد و اعلام کرد تا ملی کردن صنعت نفت ایران مبارزه خود را ادامه خواهد داد‌. او ملاقات‌های پرشماری با «دین آچسن» وزیر امورخارجه وقت آمریکا و نیز «هری ترومن» رئیس‌جمهور آمریکا برگزار کرد.

چندین دور مذاکره با آمریکایی‌ها براي حل و فصل اختلاف نفتی با انگلیس به جایی نرسید. از آن سو مصدق تقاضای یک وام 120 میلیون دلاری از آمریکا کرد که خب اعطای این وام با مخالفت شدید انگلیس به عنوان بزرگ‌ترین متحد آمریکا روبه‌رو شد. در همین زمان در تهران حزب توده با بدبینی مفرط به این مسافرت طول و دراز و ماه عسل گونه مصدق در آمریکا نگاه می‌کرد و تنش‌ها در تهران به اوج رسیده بود.

فدائیان اسلام هم خشمگین از عدم برقراری احکام اسلامی و عدم مواجهه با مسئله بی‌حجابی و برخورد با مشروب و موسیقی شیوه تعامل خود را با دولت مصدق عوض کرده بودند. به‌خصوص که نواب صفوی همچنان به خاطر پرونده حمله به یک مشروب فروشی در آمل در زندان به سر می‌برد.

خشم دربار هم که در بالا گفتیم به اوج خود رسیده بود. مصدق اما به سفر دیپلماتیک خود ادامه می‌داد و بعد از 42 روز در راه بازگشت به ایران سفری هم به مصر کرد که مثل ایران در حال خلع ید انگلیسی‌ها از مهم‌ترین دارایی‌شان بودند. یعنی کانال سوئز‌. موفقیت و مقاومت مصدق در نیویورک برای مصری‌ها الهامبخش بود و همچون یک قهرمان بین‌المللی از مصدق استقبال کردند‌.

مصدق 4 روز هم در مصر اقامت کرد و پیروزمندانه به تهران بازگشت. محمدرضا پهلوی که در طول یک دهه سلطنتش با سایه سیاستمداران بزرگی مثل قوام و رزم آرا می‌جنگید حالا خود را در ضعیف‌ترین موقعیت خود می‌دید و نخست‌وزیری که نه تنها در تهران که در خاورمیانه و جهان هم به عنوان یک مبارز بزرگ مورد تحسین بود. اما تنها دو سه روز که از برگشتن مصدق به تهران گذشت مشخص شد در صف متحدان قدیمی چه شکافی افتاده است و تضاد منافع به جایی رسیده که حتی محور مقاومت یعنی ملی شدن نفت هم نمی‌توانست این خصومت را کمرنگ کند.

سایر اخبارکاربران ویژه - تک نگاریرا از اینجا دنبال کنید.