روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | سهشنبه پنجم مهرماه ۱۳۵۶٫ دو کلاس یکی در مدارس ابتدایی آزاد شد و این که اجاره سالانه یک ملک در تهران باید ۱۲ تا ۱۵درصد بهای آن باشد. دو اخطار مبنی بر وجود بمب در پروازهای اروپایی هما اختلال ایجاد کرده است. پرواز لندن به تهران مجبور میشود در رم فرود بیاید و پرواز تهران به وین هم درآتن به زمین مینشیند که خب هردو اخطار دروغین ازآب درآمده بودند. مسابقات قهرمانی وزنهبرداری جهان هم با رقابتهای مردان نیم خرواری در فوق سنگین پایان یافته و الکسیف نهمین طلای خود را به دست آورده است.
رهاورد وزنهبردارهای ایران در این مسابقات صفر بوده است. در صفحه کتاب گزارشی کار شده از نقش تخم کدو در افزایش قوای جنسی مردان. در مورد فیلمهای روی اکران که همان قبلیها هستند: مشت میخوای یا کاراته؟ خوشگلا بیبندوبارن!،خوشگله اما میزنه ! آلوده گناه، بخت بلند، وسوسههای یک زن و…
بهمن فرمان آرا هم اعلام کرده پس از فراغت از تهیه کنندگی فیلم در امتداد شب میخواهد سه تا پروژه را جلو ببرد: معصوم اول، فصل خون و جبه خانه. شش مزاحم جاده اصفهان به شیراز که قرار بود به حبس ابد محکوم شوند در مجموع به ۲۲ سال زندان محکوم شدند. آنها جلوی یک اتومبیل را گرفته و یک دختر جوان را در جاده اصفهان به شیراز ربوده و به او تجاوز کرده بودند. متهمان بین ۵ تا دو سال حبس گرفتهاند.
صفحه اول روزنامه اطلاعات ششم مهر به داستان خرابکاریها در پروازهای هما اشاره دارد که در شماره قبل خبرش را رفته بودند و عکس خبرنگار این روزنامه در میان دختران برازنده مهماندار. از قرار وقتی خبر تهدید به بمب گذاری واصل میشود خلبان بوئیگ ایران ایر هواپیما را به سمت فرودگاه رم میبرد و از مسافران میخواهد که کفشهایشان را دربیاورند که از قرار این خواسته موجب تشویش مسافران میشود. علت این درخواست استفاده از سرسرههای اضطراری برای تخلیه مسافران در فرودگاه رم بود.
مسافران با سرسرهها پیاده میشوند و پلیس کلیه هواپیما و چمدانهای مسافران را بازرسی میکند و در این میان یک گردنبند برلیان یک زوج جوان که ازآمریکا راهی تهران بودند گم میشود. نکته جالب این که وقتی سرسرهها در فرودگاه برقرار میشوند یکی از خانمها با کفش پاشنه بلند از سرسره سر میخورد که موجب پاره شدن یکی از سرسرهها میشود و در نتیجه ۲۰ساعت توقف اجباری برای ترمیم سرسره در رم !
گزارشی در صفحه سینما کار شده در مورد نمایش فیلم عقرب در اصفهان که طی آن برعکس نسخه نمایش داده شده در تهران آلن دلون در پایان فیلم نمیمیرد تا طرفداران اصفهانی این فیلم ناراحت نشوند! در گالری آفتاب عکسهای ابراهیم گلستان نمایش داده شده است (نمیدانستم گلستان عکاس هم بوده. پسرش که داستانش جداست )
در صفحه حوادث نوشته شده ۴ پسر و دو دختر خوشگذران تحت تعقیب قرار گرفتند. چهارتا پسر، در جلوی فروشگاه کوروش (چهارراه زرتشت) دوتا دختر خانم را سوار پژویشان میکنند و بعد از کلی تفریحات و رفتن به رستوران دانسینگ بلوآپ، به یک فروشگاه لوازم آزمایشگاهی میروند که سرایدارش با یکی از پسرها دوست بوده. تا دم دمای صبح به خوشگذرانی درآنجا مشغول میشوند و بعد سرایدار آنها را بیرون میکند و این شش نفر در زیر پل پارک وی در داخل ماشین از خستگی خوابشان میبرد که پلیس از راه میرسد و دوتا از پسرها فرار میکنند و بقیه دستگیر میشوند و با فراخواندن پدر یکی از دخترها، شکایتی علیه ۴ پسر تنظیم میشود! دخترها هم مصر که دستگیرشان کنید پسرهای بیشعور را ! برای امروز کافی است!



