‌اصغر سپه‌وند/ ‌رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری ورامین و قرچک | بحران‌های زیست‌بوم ایران، دیگر نه پیامد رویدادهای اقلیمی پراکنده، که برآیند انباشت «خطاهای سیستمی» در حکمرانی سرزمین‌اند. فرونشست زمین در دشت‌های مرکزی، بیابان‌زایی پیش‌رونده، فرسایش بی‌سابقه خاک و افت تنوع زیستی، همگی نشانه‌هایی از یک واقعیت نادیده گرفته شده‌اند: «خاک ما در حال از دست دادن قابلیت حیاتی خود در چرخه کربن است.»

 

ما سال‌هاست که آب، خاک و پوشش گیاهی را به مثابه جزایری منفک مدیریت کرده‌ایم؛ حال آنکه در اکوسیستم‌های خشک و نیمه‌خشک، «کربن» نخ تسبیح و ستون فقرات تاب‌آوری سرزمینی است. برای خروج از چرخه مدیریت واکنشی بحران، ناگزیریم از یک پارادایم سنتی به «حکمرانی هوشمند کربن» گذار کنیم.

 

کربن؛ ارز مبادلاتی حیات خاک


کربن آلی در نگاه تخصصی، صرفا یک متغیر اقلیمی نیست؛ بلکه «ارز مبادلاتی حیات خاک» است. خاکی که کربن خود را از دست می‌دهد، نه تنها ظرفیت نگهداری آب و حاصلخیزی‌اش را از دست می‌دهد، بلکه ساختار فیزیکی‌اش در برابر فشارهای هیدرولیکی تضعیف شده و مستعد فرونشست می‌شود.

 

در فقدان یک نظام پایش دقیق، سیاست‌گذاری‌های فعلی ما در بسیاری از پهنه‌های سرزمینی، مصداق «تیراندازی در تاریکی» است. حکمرانی هوشمند کربن، با اتکا به پروتکل‌های «پایش، گزارش‌دهی و راستی‌آزمایی» (MRV) –که استانداردی نوین در سطح جهانی است– این تاریکی را می‌شکند. ما به نظامی نیازمندیم که با تلفیق داده‌های سنجش‌ازدور (RS)، مدل‌سازی‌های اقلیمی و نمونه‌برداری‌های زمینی، «ترازنامه کربن سرزمین» را به‌طور لحظه‌ای محاسبه کند تا مداخلات احیایی دقیقا به کانون‌های بحرانی و با بالاترین بهره‌وری اختصاص یابد.

 

  گذار از تصمیمات سلیقه‌ای به شواهد داده‌محور


حکمرانی هوشمند کربن، پروژه‌ای فانتزی نیست؛ بلکه «ابزار نوین مدیریت ریسک سرزمینی» است. وقتی ما بدانیم نرخ کربن‌زدایی در کدام حوضه‌های آبخیز بیشترین سرعت را دارد، می‌توانیم اولویت‌های سرمایه‌گذاری برای احیا و مقابله با تخریب سرزمین را با «دقت هندسی» تعیین کنیم. این رویکرد، دریچه‌ای به سوی بازارهای نوین «تأمین مالی سبز» (Green Finance) و بازارهای جهانی کربن می‌گشاید؛ چرا که نظام‌های اقتصادی پیشرو، امروز سرمایه‌های خود را به سمت سرزمین‌هایی هدایت می‌کنند که برای ارتقای «خدمات اکوسیستمی» خود برنامه دارند و توان راستی‌آزمایی آن را دارا هستند.

 

همگرایی فرابخشی؛ پیش‌شرط پایداری


این حکمرانی بدون «اراده‌ فرابخشی» عقیم می‌ماند. کربن، زبان مشترک سازمان منابع طبیعی، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت نیرو، سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان برنامه است. تا زمانی که این دستگاه‌ها در جزایر جداگانه عمل می‌کنند، تلاش برای حفاظت از خاک، آب ‌در هاون کوبیدن است. حکمرانی هوشمند کربن، بستری فنی است که این بخش‌ها را ملزم می‌کند تا بر سر یک «شاخص عملکردی مشترک» –یعنی حفظ و ارتقای ظرفیت تولیدی سرزمین– هم‌راستا شوند.

 

بازآفرینی ظرفیت زیستی ایران


سیاست ما در حفاظت از سرزمین نباید محدود به رویکردهای دستوری باشد؛ بلکه باید «حفاظت مشارکتی» را جایگزین کنیم. باید به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کنیم که احیای سرزمین و ترسیب کربن، برای بهره‌برداران محلی، کشاورزان و جوامع روستایی، نفع ملموس اقتصادی داشته باشد. حفاظت از خاک، تنها زمانی پایدار است که با امنیت معیشتی بهره‌بردار گره بخورد.

 

امروز، مسئله‌ ما دیگر «حفاظت صرف» نیست؛ مسئله «بازآفرینی ظرفیت زیستی ایران» است. ما با چالش‌های بزرگی روبه‌روییم، اما این تهدیدها، فرصتی برای پیشگامی در منطقه است. وقت آن است که حکمرانی سرزمین را با ابزارهای قرن بیست‌ویکمی و نگاهی به آینده‌ بلندمدت، نوسازی کنیم. در نهایت، امنیت غذایی، امنیت آبی و امنیت سرزمینی ایران، همگی در گروی خاکی است که امروز برای مدیریت کربن آن برنامه داریم.