روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی | ابتدا به نظر می‌رسید که کار از کار گذشته و سوپرلیگ اروپا از فصل آینده آغاز خواهد شد، اما واکنش شدید و خشمگین برخی از هواداران فوتبال و البته فشارهای سیاسی پیروز شدند و برگزاری سوپرلیگ فعلا از دستور کار باشگاه‌های ثروتمند خارج شده است.

برای آنها که علاقه‌ای به فوتبال ندارند باید گفت که سوپرلیگ اروپا قرار بود جامی باشد که از باشگاه‌های ثروتمند اروپایی تشکیل شده و دیگر تیم‌ها شانس ناچیزی برای رقابت در آن داشتند. اما آیا سوپرلیگ اروپا ایده خلق‌الساعه‌ای بود که به ذهن پرز (مدیر باشگاه رئال‌مادرید) و چند مالک طمع‌کار خطور کرد یا اینکه سوپرلیگ نتیجه روندی است که جهان فوتبال طی این سال‌ها طی کرده است؟

برای یافتن پاسخ باید سراغ برانکو میلانویچ رفت. میلانویچ اقتصاددانی صربستانی - آمریکایی است که تاکنون مقالات و کتاب‌های بسیاری را درباره نابرابری منتشر کرده و البته به فوتبال هم علاقه دارد. او در مقاله‌ای در سال ۲۰۰۳ نشان داد که جهانی شدن در جهان فوتبال چگونه شکاف فنی بین تیم‌های باشگاهی ثروتمند و کمتر برخوردار را عمیق‌تر کرده، اما از فاصله میان تیم‌های ملی کاسته است.

داده‌هایی که توسط میلانویچ جمع‌آوری شده نشان می‌دهند که جام باشگاه‌های اروپا همین حالا هم به محل تاخت‌وتاز گروه کوچکی از باشگاه‌ها تبدیل شده است. از اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی تا اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی، مجموع باشگاه‌هایی که در فواصل پنج‌ساله به جمع هشت تیم پایانی جام باشگاه‌های اروپا (جام قهرمانی باشگاه‌های اروپا) راه یافتند بیش از ۲۵ باشگاه بود. به این معنی که طی یک فاصله زمانی پنج‌ساله تقریبا ۲۵ باشگاه در جمع هشت تیم پایانی مسابقات حضور یافتند.

از اوایل دهه ۱۹۹۰ تا اوایل قرن بیست‌ویکم، مجموع تیم‌های راه‌یافته به جمع هشت تیم پایانی جام باشگا‌ه‌های اروپا در بازه زمانی پنج‌ساله به رقمی بین ۲۰ تا ۲۴ تیم سقوط کرد. این روند ادامه یافت تا جایی که اکنون این رقم به حدود ۱۶ تیم رسیده است. شاخصی که برانکو میلانویچ برای سنجش نابرابری در جام باشگاه‌های اروپا ساخته بسیار جذاب است. طی یک بازه پنج‌ساله حداکثر ۴۰ تیم و حداقل هشت تیم می‌توانند به جمع هشت تیم پایانی راه یابند.

هرچه تعداد این تیم‌ها بیشتر باشد، نشان می‌دهد که چرخش قدرت در فوتبال باشگاهی اروپا بیشتر رخ داده و تیم‌های تازه‌ای در این مسابقات خودنمایی کرده‌اند و قدرت‌های سابق کنار زده شده‌اند. چنین شرایطی از رقابتی نزدیک میان تعداد زیادی از باشگاه‌ها حکایت دارد. اما در سوی دیگر طیف، اگر تنها هشت تیم پنج سال متوالی به جمع هشت تیم پایانی جام باشگاه‌های اروپا راه یابند، می‌توان گفت که این هشت تیم قدرت بلامنازع فوتبال اروپا هستند و دیگر تیم‌ها مجالی برای قدرت‌نمایی جلوی این تیم‌ها ندارند.

وضعیت فعلی در جام باشگا‌ه‌های اروپا به حالت دوم نزدیک‌تر است. تقریبا ۱۶ تیم وجود دارند که به جمع هشت تیم پایانی وارد می‌شوند. این وضعیت نشان می‌دهد که تیم‌های بزرگ نسبت به چند دهه قبل فاصله‌شان را با تیم‌های نه‌چندان ثروتمند بیشتر کرده‌اند. در چنین شرایطی اصلا عجیب نیست که این تیم‌های بزرگ وسوسه شوند که لیگی را بین خودشان برگزار کنند. درست است که نخستین تلاش جدی مدیران باشگاه‌های ثروتمند برای تشکیل سوپرلیگ اروپا ناکام ماند، اما اگر وضعیت فعلی در فوتبال اروپا ادامه یابد، اصلا بعید نیست که دیر یا زود شاهد شکل‌گیری مسابقاتی شبیه سوپرلیگ اروپا باشیم.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اقتصادیرا اینجا بخوانید.