روزنامه هفت صبح، نگین باقری| هفته پیش مشخص شد اتفاق جدیدی برای مجسمه ۶۵ ساله میدان فردوسی تهران رخ داده که باعث شده تفاوت رنگ مجسمه به طور واضحی به چشم یکی از مجسمه‌سازهای این شهر بیاید و این موضوع را در اینستاگرامش خبری کند.تفاوت رنگ اینطور بود که انگار بخشی از مجسمه مرمت و سفید شده و بخشی دیگر دست نخورده باقی مانده. حالا ولی شهرداری تهران می‌گوید آنها دست به مجسمه نزده‌اند و معلوم نیست که چه کسی آن را دست‌کاری کرده.

دقیقا چه اتفاقی افتاده؟ یکی از مجسمه‌سازان قدیمی به هفت‌صبح می‌گوید این تفاوت رنگ کاری است که وایتکس‌ یا لایه‌برداری و سابیدن با مجسمه می‌کند اما معلوم نیست سرنوشت مجسمه فردوسی تهران هم همین بوده یا نه. اصلا مشکل شهرداری با مجسمه‌ها چیست؟ تهران حدود هزار مجسمه و سازه حجمی دارد. از این هزار مورد حداقل سالی چند بار برای یکی از آنها اتفاقی می‌افتد که پایشان را به رسانه‌ها باز می‌کند. حالا این هفته تصویر تفاوت رنگ مجسمه فردوسی خبری شد اما هفته پیش هم پس فرستادن مجسمه ه.الف.سایه، یک هفته قبل‌تر جایگزین شدن لنگه کفش مجسمه تناولی و همینطور قصه‌های دیگر مبلمان شهری را ناقص کرده بود.

فرضیه‌های مجسمه فردوسی
آخر هفته گذشته وقتی خبرنگار ایسنا با مجسمه فردوسی رو در رو شد، این دو احتمال را داد: یا شهرداری تنها به تمیز کردن بخشی از مجسمه فردوسی بسنده کرده و با گذشت یک سال، شست‌وشوی مجسمه به طور کامل انجام نشده است. یا اینکه ‌ حین عملیات مرمت و شست‌وشو متوجه تغییر فاحش رنگ مجسمه شده‌اند و برای پرهیز از ادامه این روند و مخدوش نشدن بیشتر اثر، کار را متوقف کرده‌اند.

مجسمه فردوسی از قبل اینطور بوده
قربانی، رئیس جدید سازمان زیباسازی شهرداری تهران دیروز به هفت‌صبح اینطور گفت که آنها عکس‌های این مجسمه از دوره قبل را پیدا کردند و گویا از شهرداری دوره قبل فردوسی به این حال و روز ‌ افتاده. رئیس زیباسازی سابق شهرداری هم به ما اینطور جواب داد که در خاطر ندارد این ترمیم و تخریب مجسمه در دوره او رخ داده یا نه.

رئیس اسبق این سازمان هم تاکید کرد که در تمام دوره هشت ساله مدیریتش مجسمه‌های سنگی را بیشتر از دو بار مرمت نکرده است. خلاصه که هیچ کسی زیر بار سفید و خاکستری شدن مجسمه نمی‌رود.اصلا مجسمه‌سازی از چه زمانی در ایران رونق گرفت؟ این سوال را از یکی از اولین مدیران اداره مجسمه سازمان زیباسازی شهرداری پرسیدیم. ‌

سیدمجتبی موسوی هنرمند مجسمه‌ساز اطلاعات جالبی درباره رشته مجسمه‌سازی، اداره مجسمه‌سازی و نصب مجسمه‌های شهری دارد که آنها را به صورت خلاصه اینجا آورده‌ایم:از نیمه دوم دهه ۷۰ تا امروز هزار و ۵۰۰ تا دو هزار مجسمه در تهران ساخته شده، به نمایش درآمده و بعد جمع شده است. برخی از آنها مانند مجسمه‌های فصل بهار، مجسمه‌های ملی ‌ یا مذهبی، مجسمه‌های موقتی بوده ‌ یا اینکه در قالب ورکشاپ و فعالیت‌های هنری، فقط مدت کوتاهی در تهران به نمایش گذاشته شده است. اگر همه مجسمه‌های شهر تهران را برشماریم، هزار سازه در تهران داریم که عمده آنها بعد از انقلاب ساخته شده.

در این بین حدود ۱۵ سازه هم مربوط به زنان هستند که مضمون کلی همه آنها مادر و کودک است. برخی از این آثار انتزاعی بوده و به درستی قابل تشخیص نیست ولی یک مجسمه زن بدون حضور فرزند هم در نزدیکی پارک بهشت مادران داریم.قبل از انقلاب مجسمه‌سازی بیشتر برای ساخت تندیس‌های مفاخر و مشاهیر مثل همین مجسمه فردوسی دنبال می‌شد که به آن مجسمه‌سازی کلاسیک و نئوکلاسیک می‌گویند. بخشی دیگر مربوط به دوره هنر مدرن ایران می‌شود که در نیمه دوم دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ رخ داده که دهه رونق هنر مدرن در ایران بوده.

اولین مجسمه‌های بعد از انقلاب
بعد از آن تا یک دهه بعد از دوره انقلاب و تغییرات اجتماعی آن دیگر هیچ فعالیت مجسمه‌سازی نداشتیم. از نیمه دوم دهه ۷۰ مجسمه‌سازی دوباره شروع شد و محمدعلی مددی مجسمه ابوریحان پارک لاله و علی قهاری، مجسمه رازی میدان رازی تهران را ساختند ولی مجسمه‌سازی به رونق خود برنگشت.

فرار از کلمه مجسمه اداره شهرداری
از زمانی که فعالیت‌های سازمان زیباسازی شهرداری در دهه ۸۰ و ۹۰ بیشتر شد و یک اداره تخصصی در این سازمان به نام آثار حجمی شروع به کار کرد، مجسمه‌سازی در پایتخت هم گل کرد. جالب اینکه آن زمان همیشه سعی می‌شد از کلمه مجسمه‌سازی برای این اداره استفاده نشود و به آن بگویند اداره امور حجم سازمان زیباسازی. خلاصه می‌خواهم بگویم طول کشید تا به وضعیت امروز برسیم.

در دهه ۷۰ این رشته وارد دانشگاه‌های ایران شده بود. زمانی که ‌ دانشجو بودم، اگر کسی از من می‌پرسید چه می‌خوانم، نمی‌دانستم کلمه مجسمه‌سازی را به کار ببرم یا بگویم هنر. کم‌کم در دهه ۸۰ فارغ‌التحصیلان مجسمه‌سازی وارد بازا‌ر کار شدند و در سازمان زیباسازی توانستند به شغل خود رسمیت دهند.

شائبه‌های شرعی مجسمه‌سازی کمتر شده
بعد از اینکه رهبری درباره مجسمه اظهار نظر کردند، بسیاری از شائبه‌های شرعی از بین رفت. مگر افراد افراطی که به لحاظ فکری از جای دیگری تغذیه می‌شوند. حتی امروز در شهر مذهبی مانند قم، سمپوزیوم‌های مجسمه‌سازی برقرار است و در شهر تندیس شهدا و روحانیون ساخته و نصب می‌شود.

قبلا آثار برنزی را می‌دزدیدند، حالا آهنی
شرایط اقتصادی و کاهش درآمد و افزایش تورم ضربه زیادی به مجسمه‌های شهری می‌زند ولی این وضعیت برای همه مبلمان شهری وجود دارد. طوری که نه فقط مجسمه‌ها بلکه آلومینیوم پل‌ها و صندلی پارک‌ها را هم می‌برند. تفاوت این دوره این است که قبلا خطر سرقت و تخریب فقط برای آثار برنزی وجود داشت و حالا این خطر به آثار آهنی هم رسیده.

فایبرگلاس و بتن جایگزین برنز و آهن
سرقت و تخریب مجسمه‌ها، دست مجسمه‌سازان را بسته. مثلا گاهی آنها مجبور می‌شوند برای محافظت از اثر، سازه خود را نزدیک اتاقک نگهبان پارک بنا کنند که کمتر محل تردد مردم است. همچنین در دوره‌ای به دلیل سرقت‌های زیاد مجسمه‌ها مجبور بودیم فایبرگلاس و بتن را جایگزین آهن کنیم .

شبحی بالای سر مجسمه‌های تهران
در حالی این هفته سفید و خاکستری شدن مجسمه فردوسی خبری شده که هفته پیش مشخص شد اداره زیباسازی شهرداری تهران یکی از سفارش‌های قبلی این اداره را بعد از ساخت به دلیل عدم تشابه رد کرده است. حالا این در حالی است که طراح این اثر برای ترسیم این مجسمه از صدها عکس این شاعر معاصر استفاده کرده بود که به خاطر کار خود با تشویق و ستایش سایه روبه‌رو شده است. هادی ضیاالدینی که آثار متفاوتی نه فقط در خیابان‌های ایران بلکه در آلمان هم دارد، در‌باره این موضوع با هفت‌صبح گفت‌و‌گو کرد‌ه بود‌.

او خبر داد که مدیران قبلی شهرداری این کار را به علاوه یک اثر از مولوی سفارش دادند. سردیس سایه تمام شده و از سفارش مولوی هم ماکتی ارسال شده بود که بدون پرداخت هیچ وجهی سفارش از سوی شهرداری لغو شد. هادی ضیاالدینی دایی هوتن شکیبا، بازیگر سینماست و تا امروز در کشورهای مختلفی از آثار خود نمایشگاه برگزار کرده. او به هفت‌صبح گفته بود که برای ساخت این مجسمه از ارتباطی که با اشعار او برقرار کرده، الهام‌ گرفته است. به گفته خودش تفاوت‌های جهت‌گیری‌های سیاسی احتمالا مهم‌ترین عامل منصرف شدن شهرداری از نصب سردیس این شاعر بوده.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.