روزنامه هفت صبح | یک: بعد از طعنههای باشگاه اسپورتینگ به مهدی طارمی و توصیف او به عنوان بازیگر سیرک، هیچ کس فکر نمیکرد که سفیر ایران در پرتغال وارد بازی شود و در دفاع از طارمی توئیت کند. جناب دامن پاک در این توئیت نوشت: «در پاسخ به توهین سایت باشگاه اسپورتینگ به طارمی و ایرانیان؛ شعبده بازی مرد پارسی در سیرک اتفاق نمیافتد، بلکه به صورت «هت تریک» در مسابقه فوتبال است. این هنر یک «شاهزاده پارسی» است که با گلهای زیاد میآید.»
از ذوق و دقت ایشان ممنون ولی خداییش این موضوع نیازی به واکنش دیپلماتیک نداشت. هرچند فکر میکنم اگر من هم سفیر ایران در پرتغال بودم چه مشغولیت مهمی میتوانستم داشته باشم جز دنبال کردن وضعیت فوتبالیستهای ایرانی؟ یادم میآید دو سه سال قبل قرار شد یکی از چهرههای رسانهای دولت روحانی به سفارت یک کشور اروپایی گمارده شود. از میان پستهای موجود دوست سیاستمدار ما کرواسی را انتخاب کرد.
یک کشور زیبا، بدون دردسر، بدون خطر تحریم و تیره شدن روابط، بدون خطر حمله طرفداران اپوزیسیون و براندازها بدون آن که مقصد توریستی ایرانیها باشد و دردسرهای توریستها با پلیس و مرزبانها. حتی مردم کرواسی هم به ایران به عنوان مقصد توریستی نگاه نمیکنند. فقط روابط قوی فوتبالی با ایران وجود دارد و … همیشه به این انتخاب هوشمندانه سیاستمدار عزیزمان که چهار پنج سال زندگی آسوده را برای خود در قلب اروپا انتخاب کرد غبطه میخوردم.
حالا سفیر ایران در پرتغال هم کم و بیش با شرایط مشابهی دست و پنجه نرم میکند. به هرحال منکر زحمات جناب سفیر نیستم و شاید دغدغهها و گرفتاریهایشان خیلی بیشتر ازآنچه باشد که من حدس میزدم. سه سال پیش موج مهاجرت و اقامت به پرتغال در حال شکل گیری بود که در نطفه خفه شده بود!
دو: در مترو ماجرای دستفروشها یک امر قدیمی است اما در چندروز گذشته خیل کودکان خردسال وارد مترو شدهاند. دیروز در خط یک، دو پسرک ۸یا ۹ ساله کل واگنها را میخزیدند و برای واکس زدن کفشها تلاش میکردند و اگر هم واکس زده نمیشد تقاضای پول میکردند. شکل فعالیت این دو پسربچه خارج از طاقت هر انسان عادی است. مردمی که در این مترو رفتو آمد میکردند سزاوار نبودند که احساساتشان با دیدن چنین تصاویر زشتی آزرده شود.
میدانم که پدیده کودکان کار ناشی از فقر اقتصادی است اما از طرفی میدانم که این کودکان به شکل سازماندهی شده از سوی باندهای متعددی در تهران مورد سوءاستفاده مالی قرار میگیرند و راه و روشهای خاصی به آنها آموخته میشود و در نهایت خود این کودکان از دسترنجشان چیز چندانی عایدشان نخواهد شد . امیدوارم مسئولان مترو و یا گروههای حامی کودکان فکری برای زدودن چنین صحنههای زشتی در فضای مترو داشته باشند.



