هفت صبح، فاطمه برزویی| سینمای ایران در سال‌های اخیر، یکی از پیچیده‌ترین دوران حیات خود را سپری می‌کند. از یک‌سو فشار اقتصادی، سبد فرهنگی خانوار را کوچک‌تر کرده و از سوی دیگر، ذائقه مخاطب به دلایل متعددِ اجتماعی، به سمت‌وسویی خاص متمایل شده است. در این میان، فیلمسازانی که دغدغه «بخش خصوصی» دارند، بر لبه تیغ حرکت می‌کنند. «سهیل موفق» یکی از همین کارگردان‌هاست.

او که پیش‌تر با آثار موفق در حوزه سینمای کودک و خانواده شناخته می‌شد، این بار با فیلم «کفایت مذاکرات» به سراغ یک سوژه ملتهب اجتماعی رفته و آن را در بستری از کمدی روایت کرده است. «کفایت مذاکرات» هم به دلیل سوژه‌ خاصش (رحم اجاره‌ای) هم به دلیل ترکیب متفاوت بازیگرانش، کنجکاوی‌برانگیز است. آنچه می‌خوانید، روایتی است از دغدغه‌های کارگردانی که معتقد است سینما نباید از زندگی واقعی مردم و آینده فرزندان این سرزمین جدا باشد.

 

بگذارید گفت‌وگو را از نقطه صفر «کفایت مذاکرات» شروع کنیم. در سینمایی که معمولا ایده‌ها یا تکراری هستند یا کپی‌برداری از آثار موفق قبلی، ایده اولیه این فیلم چگونه شکل گرفت؟ 
نقطه شروع «کفایت مذاکرات» برای من، طرحی بود که توسط دوست و برادرم، حمزه صالحی نوشته شده بود. وقتی برای اولین بار آن را خواندم، احساس کردم که این داستان، همان چیزی است که سینمای امروز ما برای ارتباط با مخاطب نیاز دارد. من همیشه معتقد بوده‌ام که یک اثر سینمایی باید هم نگاه انسانی و موضوعی ارزشمند داشته باشد و هم از جذابیت‌های دراماتیک و سرگرم‌کننده غافل نشود. طرح حمزه دقیقا این ویژگی‌ها را داشت. وقتی دیدم پتانسیل این وجود دارد که حرفی جدی را در قالبی جذاب بزنیم، تصمیم گرفتم که این ایده از کاغذ به تصویر تبدیل شود. تصمیم من برای ساخت این فیلم، پاسخی بود به جامعیت موجود در طرح اولیه.


 الان که فیلم اکران شده و بازخوردهای متنوعی از سمت منتقدان و مردم دریافت کرده‌اید، چقدر این واکنش‌ها با پیش‌بینی‌های زمانِ پیش‌تولیدتان همخوانی دارد؟ 
باید بگویم که خوشبختانه بازخوردها تا حد بسیار زیادی با انتظاراتم همخوانی داشت. من چه در زمان جشنواره سال گذشته و چه در همین روزهای اکران عمومی، سعی کردم فیلم را بارها در سالن‌های مختلف و در کنار مردم ببینم. برای یک کارگردان، هیچ چیز صادقانه‌تر از واکنش لحظه‌ای تماشاگر در سالن تاریک سینما نیست.‌ خوشبختانه بازخوردهای بسیار خوبی دریافت کردم، به‌ویژه از سمت خانواده‌ها. وقتی می‌بینم خانواده‌ها با فیلم ارتباط برقرار کرده‌اند، خیالم راحت می‌شود که توانسته‌ایم به هدف اصلی‌مان برسیم. این واکنش‌های مثبت، به خصوص در شرایط فعلی، برای من بسیار دلگرم‌کننده بود و نشان داد که محاسبات ما درباره سلیقه و نیاز مخاطب اشتباه نبوده است.

 

 نکته جالب درباره فیلم شما، انتخاب ژانر کمدی برای بیان یک معضل اجتماعی است. ما در دوره‌ای هستیم که حال عمومی جامعه چندان مساعد نیست. به نظر شما، آیا کمدی هنوز هم می‌تواند بستر مناسبی برای نقد اجتماعی باشد یا صرفا کارکردی برای فراموشی موقت غم‌ها پیدا کرده است؟
 

به نظرم، در شرایط امروز جامعه، کمدی می‌تواند موثرترین راه برای بیان مفاهیم اجتماعی باشد. نمی‌توان انکار کرد که مسائل اقتصــادی و اجتماعی اخیر فشار زیادی به مردم وارد کرده و حال‌وهوای عمومی جامعه، حتی خود ما فیلمسازان، چندان خوب نیست. در چنین شرایطی، وقتی یک خانواده تصمیم می‌گیرد به سینما برود، طبیعی است که بخواهد برای مدتی از روزمرگی‌ها و فشارها فاصله بگیرد. اما هنر سینما این است که فقط به «خنداندن» بسنده نکند.

 

در چنین فضایی، روایت داستان‌های تلخ اجتماعی در قالبی شیرین، مثل داروی تلخی است که با روکش شیرین به بیمار داده می‌شود. تجربه سینمای ایران هم نشان داده که این فرمول همیشه جواب می‌دهد. در «کفایت مذاکرات» به موضوعی حساس مانند «رحم اجاره‌ای» پرداخته‌ایم؛ موضوعی که کاملا با مسائل اقتصادی مرتبط است. اما تصمیم گرفتیم این درد را با زبانی ساده، شیرین و واقعی بیان کنیم تا هم مخاطب جذب شود و هم در لایه‌های زیرین او را به تفکر وادار کنیم.

 

 یکی از نقدهای رایج به سینمای امروز ایران، پایین آمدنِ ریسک‌پذیری در انتخاب بازیگران است. انگار یک دایره بسته از بازیگران کمدی وجود دارد که مدام تکرار می‌شوند و سرمایه‌گذاران هم جرأت شکستن این دایره را ندارند، نگاه شما به این محافظه‌کاریِ حاکم بر سینما چیست؟
سینما در همه جای دنیا یک صنعت است و فیلمسازان برای دیده شدن آثارشان از بازیگران محبوب استفاده می‌کنند، که یک قاعده کلی است. اما در ایران این مسئله پیچیده‌تر است. برای کسانی مثل من که در بخش خصوصی کار می‌کنیم، بازگشت سرمایه حیاتی است. اگر سرمایه بخش خصوصی به خطر بیفتد، این بخش کم‌کم ضعیف‌تر می‌شود و در نهایت تولید فیلم و جریان‌سازی فرهنگی به دست نهادهای دولتی می‌افتد. تجربه نشان داده که فیلم‌های دولتی که معمولا بازده مالی ندارند، با بودجه‌های بالا و قراردادهای غیرمعمول، رقابت را برای بخش خصوصی سخت کرده و اعتماد مخاطب را کاهش می‌دهند.


در مورد «کفایت مذاکرات»، من عمدا تصمیم گرفتم به سراغ ترکیبی بروم که متناسب با فیلمنامه و نقش‌ها باشد، نه صرفا برای جذب مخاطب. خوشبختانه تا امروز هیچ‌گاه مجبور نشده‌ام چیزی خارج از منطق قصه را بپذیرم و همیشه خدمت به متن اولویت من بوده است. البته تعامل با سایر عوامل ضروری است، ولی باید به روح اثر آسیب نرسد.

 

 نام سهیل موفق در ذهن بسیاری از اهالی سینما با «سینمای کودک و نوجوان» گره خورده است. اما در آثار اخیرتان شاهد فاصله‌گیری از این فضا هستیم. آیا این تغییر مسیر آگاهانه بوده است؟ 
من هیچ‌گاه حس نکرده‌ام که از سینما فاصله گرفته‌ام، چون سینما برای من محدود به یک ژانر خاص نیست. اما در مورد سینمای کودک، وضعیت کمی غم‌انگیز است. تولید فیلم در این ژانر با چالش‌های زیادی روبه‌روست. بچه‌های امروز به بهترین آثار جهانی دسترسی دارند و برای رقابت با این استانداردها به بودجه بالایی نیاز داریم که بخش خصوصی قادر به تامین آن نیست. اگر با بودجه کم فیلم بسازیم، نتیجه ضعیف خواهد بود. بنابراین، فاصله گرفتن من از سینمای کودک، نوعی صبر استراتژیک است. تا زمانی که شرایط برای ساخت فیلمی در شأن کودکان و خانواده‌ها فراهم نشود، ترجیح می‌دهم صبر کنم و استانداردها را پایین نیاورم.

 

 امسال شاهد افت محسوس آمار مخاطبان نسبت به سال گذشته بودیم. تحلیل‌های مختلفی ارائه می‌شود؛ عده‌ای کیفیت فیلم‌ها را مقصر می‌دانند و عده‌ای شرایط جامعه را، تحلیل شما چیست؟
بی‌تعارف بگویم، ریشه اصلی را باید در شرایط اجتماعی و اقتصادی جست‌وجو کرد. وقتی قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند و فشارهای روانی بر جامعه حاکم می‌شود، طبیعی است که سینما رفتن از اولویت‌های اصلی سبد خانواده حذف می‌شود. سینما رفتن نیاز به یک «دل خوش» و یک «جیب نسبتا پر» دارد. وقتی روحیه عمومی تضعیف شده، کالای فرهنگی اولین چیزی است که قربانی می‌شود.

 

 از سختی‌های کار گفتیم، کمی هم از لذت‌هایش بگوییم. برای شما به عنوان خالق اثر، کدام مرحله از ساخت فیلم چالش‌برانگیزتر و البته جذاب‌تر است؟
راستش را بخواهید، وقتی در موقعیتِ خلق قرار می‌گیری، تمام مراحل برایت تبدیل به یک ضیافت می‌شود. برای من، کارگردانی یعنی آفرینش؛ و این آفرینش از همان لحظه‌ شکل‌گیری ایده و فیلمنامه شروع می‌شود تا هدایت بازیگر، چیدن میزانسن و حتی مراحل فنی پس‌تولید. نمی‌توانم یک مرحله را جدا کنم و بگویم این سخت‌تر است، چون سختیِ هر مرحله، بخشی از لذت حل کردن معماست. چالش‌ها هستند که فرآیند کار را زنده نگه می‌دارند. لذت کارگردانی دقیقا در همین مواجهه و عبور از دشواری‌هاست.
 

فراتر از مسائل فنی و گیشه، امروز مهم‌ترین دغدغه ذهنی سهیل موفق به عنوان یک شهروند و فیلمساز چیست؟
مهم‌ترین دغدغه من، «آینده» است. آینده‌ای که متاسفانه در حال حاضر برای مردم و به‌ویژه فرزندان این سرزمین، مبهم و غبارآلود به نظر می‌رسد. این نگرانی مثل یک سایه همواره با من است. وقتی می‌بینم امید در دل‌ها کمرنگ شده و افق روشنی پیش روی نسل‌های بعدی نیست، غمگین می‌شوم. این فقط یک نگرانی شخصی نیست؛ این دغدغه مستقیما بر جهان‌بینی من در فیلمسازی تاثیر می‌گذارد. سینما که جدا از زندگی مردم نیست. من نمی‌توانم در خلأ فیلم بسازم؛ نگرانی من برای سرنوشت جامعه، در تار و پود آثارم تنیده شده است.

 

 چرا چرخه تولید در سینمای ایران تا این حد تک‌ژانری شده و همه چیز حول محور کمدی می‌چرخد؟ آیا این یک انتخاب هنری است یا اجبار بازار؟
شک نکنید که ریشه‌اش در اقتصاد است. همان‌طور که گفتم، وقتی امنیت سرمایه وجود ندارد، سرمایه‌گذارِ بخش خصوصی جرأت ریسک کردن ندارد. او ناگزیر است به سمت فیلمنامه‌ها و ژانرهایی برود که قبلا امتحانشان را پس داده‌اند. این انتخاب‌ها از سر سلیقه نیست، تلاشی است برای زنده نگه داشتن چراغ دفاتر فیلمسازی. سینما صنعت است و مخاطب، محور این صنعت. اما نکته اینجاست که حتی در همین محدودیتِ ژانری هم، هر فیلمی موفق نمی‌شود. فیلمی که محتوا نداشته باشد و صرفا بخواهد با لودگی بفروشد، محکوم به شکست است. بنابراین محدودیت ژانری، نتیجه منطق بقا در این اقتصاد بیمار است.

 

 در این میان، نقش تبلیغات چقدر حیاتی است؟ به نظر می‌رسد گلایه‌هایی در خصوص نحوه توزیع امکانات تبلیغاتی وجود دارد.
تبلیغات یکی از پایه‌های اصلیِ حیاتِ فیلم است. همانقدر که فیلمنامه و کارگردانی مهم است، استراتژی تبلیغات هم مهم است. اما متاسفانه درد اصلی ما در سال‌های اخیر، «اعمال سلیقه» و «تبعیض» بوده است.


نهادهایی مثل صداوسیما و شهرداری که باید حامی سینمای ملی باشند، رفتار دوگانه‌ای دارند. ما می‌بینیم فیلمی که پروانه نمایش قانونی دارد و در حال اکران است، صرفا به دلیل اینکه با سلیقه مدیران همخوان نیست یا به اصطلاح «خودی» محسوب نمی‌شود، از حداقل امکانات تبلیغاتی محروم می‌شود. این انصاف نیست. اگر حقی برای تبلیغ (چه تیزر تلویزیونی و چه بیلبورد شهری) وجود دارد، باید عادلانه برای همه فیلم‌ها باشد، نه اینکه با خط‌کشی‌های «خودی و غیرخودی»، سینمای بخش خصوصی را خفه کنیم. این رفتار، تضییع حق قانونی فیلمساز و ضربه مستقیم به اقتصاد سینماست.