
هفت صبح| بازگشت «شامایرانی» به شبکه نمایش خانگی، در نگاه اول میتواند یادآور یکی از نخستین تجربههای موفق رئالیتیشو در ایران باشد؛ برنامهای که زمانی با ترکیب درست مهمانان، ریتمی متعادل و تمرکز بر جزئیات آشپزی، مخاطب را پای خود مینشاند. اکنون فصل نهم این برنامه به کارگردانی سعید ابوطالب و با حضور چهرههایی چون یوسف تیموری، حامد وکیلی، پیام احمدینیا و میثم درویشانپور تلاش دارد همان فرمول را دوباره زنده کند؛ تلاشی که در دو قسمت ابتدایی، بیشتر از آنکه یادآور گذشته موفق باشد، نشانههایی از فرسودگی و تکرار را به نمایش میگذارد.
میزهایی که چیده میشوند بیآنکه آشپزی دیده شود
برای برنامهای با نام «شام ایرانی»، طبیعی است که مخاطب انتظار داشته باشد روند آشپزی را با جزئیات دنبال کند؛ همان بخشهایی که میتواند هم سرگرمکننده باشد و هم نکتهآموز. با این حال، فصل تازه در همین نقطه دچار ضعف است. دوربین اغلب فاصلهاش را حفظ میکند و به نماهای کلی بسنده دارد؛ گویی آشپزی در حاشیه قرار گرفته و محور اصلی چیز دیگری است.
تماشاگر باید همراه میزبان از انتخاب مواد تا چیدمان نهایی غذا پیش برود و لمس کند هر غذا چگونه شکل میگیرد. اما آنچه روی صفحه میآید، تصویری گذرا و دور از این فرایند است. در عوض، زمان زیادی صرف گفتوگوهایی میشود که ارتباط مستقیمی با موقعیت ندارند و بیشتر به پر کردن فضا شبیهاند. همین موضوع باعث شده برنامه از هویت اصلی خود فاصله بگیرد.
تکرار چهرهها، تکرار موقعیتها خستگی بهجای همدلی
یکی از مشکلات مزمن تولیدات شبکه نمایش خانگی در سالهای اخیر، چرخش محدود میان گروهی از چهرههای آشناست؛ چهرههایی که در برنامههای مختلف با ترکیبهای گوناگون کنار هم قرار میگیرند، اما خروجی اغلب تفاوت محسوسی ندارد. «شام ایرانی» نیز از این قاعده مستثنا نیست.حضور بازیگران تکراری، وقتی با موقعیتهای تکراری همراه میشود، بهجای ایجاد حس آشنایی، نوعی دلزدگی ایجاد میکند. مخاطب پیشاپیش میداند هرکدام از مهمانان چه تیپ رفتاری خواهند داشت، چه شوخیهایی خواهند کرد و حتی در چه لحظاتی قرار است فضای برنامه را به سمت شوخی یا جدیت ببرند.
این پیشبینیپذیری، بزرگترین دشمن هیجان در یک رئالیتیشو است.از سوی دیگر، ترکیب مهمانان در این فصل نیز چندان هوشمندانه به نظر نمیرسد. برخی از این چهرهها در کنار یکدیگر شیمی لازم را ندارند؛ گفتوگوها بهسختی شکل میگیرد و انرژی جمعی، بهجای آنکه رو به اوج برود، در سطحی یکنواخت باقی میماند. نتیجه، دورهمیای است که نه به اندازه کافی گرم است و نه آنقدر متفاوت که کنجکاوی ایجاد کند.
این وضعیت، پرسشی جدی را پیش میکشد: چرا برنامهسازان تمایلی به کشف چهرههای تازه ندارند؟ چرا همچنان بر فرمولهای امتحانشدهای تکیه میشود که دیگر طراوت گذشته را ندارند؟ پاسخ هرچه باشد، خروجی فعلی نشان میدهد این رویکرد، مخاطب را بیش از پیش از چنین برنامههایی دور میکند.
روایتی که نمیگیرد شوخیهایی که نمینشینند
حضور خود سعید ابوطالب بهعنوان راوی و صدای پشت صحنه، میتوانست به انسجام بیشتر روایت کمک کند؛ امکانی برای ایجاد لحن مشخص و هدایت بهتر ریتم برنامه. اما در عمل، این حضور نیز نتوانسته نقطه قوتی برای اثر باشد.شوخیهایی که در لایه روایت گنجانده شدهاند، اغلب بیاثر یا سطحی به نظر میرسند؛ نه آنقدر تیز که لبخند ایجاد کنند و نه آنقدر هوشمند که به شخصیتپردازی کمک کنند.
در نتیجه، روایت بهجای آنکه به پیوند میان بخشهای مختلف کمک کند، به عنصری زائد تبدیل میشود که گاه حتی از ریتم برنامه میکاهد. از نظر ساختاری نیز «شام ایرانی» همچنان در همان قالب سالهای گذشته باقی مانده است. هیچ نشانهای از نوآوری در فرم، طراحی مراحل یا حتی شیوه امتیازدهی دیده نمیشود. این در حالی است که انتظار میرفت پس از چندین فصل تولید، برنامه به بلوغی برسد که بتواند خود را بازتعریف کند. اما آنچه میبینیم، نسخهای کمرمقتر از همان الگوی قدیمی است.
نقطههای روشن در دل یک مسیر فرسوده
با تمام این کاستیها، نمیتوان انکار کرد که «شام ایرانی» همچنان از یک مزیت مهم برخوردار است: ایده اولیهای که ذاتاً ظرفیت سرگرمکنندگی دارد. کنار هم قرار گرفتن چهرهها در فضایی غیررسمی، اگر با طراحی درست همراه شود، میتواند لحظاتی صمیمی و حتی غافلگیرکننده خلق کند.در همین دو قسمت ابتدایی نیز، گاه لحظاتی کوتاه از همین جنس دیده میشود؛ جایی که گفتوگویی ناگهانی یا واکنشی پیشبینینشده، برای چند دقیقه برنامه را زنده میکند. همچنین، ساختار رقابتی و امتیازدهی همچنان پتانسیل ایجاد تعلیق را دارد، هرچند فعلاً بهخوبی از آن استفاده نشده است.
مهمانیای که نیاز به بازتعریف دارد
سری جدید «شام ایرانی» بیش از هر چیز، یادآور این واقعیت است که تکیه بر نوستالژی، بدون نوآوری، راه به جایی نمیبرد. برنامهای که روزی با جسارت و طراوت شناخته میشد، اکنون در دام تکرار افتاده و هویت خود را تا حدی از دست داده است.اگر قرار است این مجموعه دوباره به جایگاه قابلقبولی برسد، نیازمند بازنگری جدی در چند سطح است: از انتخاب مهمانان و طراحی موقعیتها گرفته تا بازتعریف نقش آشپزی در ساختار برنامه. در غیر این صورت، «شام ایرانی» به دورهمیای تبدیل خواهد شد که هرچند نامی آشنا دارد، اما دیگر دلیلی برای تماشا ارائه نمیدهد.



