هفت صبح،‌ ایمان برین| اکران آنلاین «مجنون» بار دیگر این فیلم را به میدان داوری بازگردانده؛ اثری از مهدی شامحمدی که با تهیه‌کنندگی عباس نادران و با حضور سجاد بابایی، حسام منظور، بهزاد خلج و شبنم قربانی ساخته شده و سراغ یکی از چهره‌های مهم جنگ رفته است. فیلم می‌کوشد روایتی از زندگی شهید مهدی زین‌الدین ارائه دهد، اما آنچه روی پرده شکل می‌گیرد، ترکیبی است از جاه‌طلبی بصری و لغزش‌های جدی در روایت.

تصویر باشکوه، روایت کم‌جان


در همان دقایق ابتدایی، «مجنون» تلاش می‌کند خود را به‌عنوان یک اثر پرهزینه معرفی کند. طراحی صحنه، جلوه‌های ویژه میدانی و بازسازی فضای عملیات خیبر، همگی نشان از تولیدی دارند که قصد داشته استانداردی بالاتر از معمول را تجربه کند. صحنه‌های نبرد با دقتی قابل قبول اجرا شده‌اند و از این منظر، فیلم در جذب نگاه مخاطب موفق عمل می‌کند. با این حال، آنچه در پس این ظاهر پرزرق‌وبرق قرار دارد، چندان استوار نیست. فیلمنامه از انسجام لازم بی‌بهره است و روایت، بیشتر شبیه گزارشی تصویری از یک مقطع تاریخی پیش می‌رود. اتفاقات یکی پس از دیگری رخ می‌دهند، بدون آنکه پیوندی عمیق میان آنها شکل بگیرد. همین مسئله باعث می‌شود تماشاگر درگیر قصه نشود و ارتباط عاطفی با آن برقرار نکند. فیلم بیش از آنکه روایت کند، نمایش می‌دهد.

 

 قهرمانی میان اغراق و واقعیت


محور اصلی داستان، شخصیت شهید زین‌الدین است که سجاد بابایی ایفاگر آن است. فیلم تلاش دارد تصویری متفاوت از یک فرمانده جنگ ارائه دهد؛ شخصیتی آرام، کم‌حرف و درون‌نگر که بیش از هیجان‌زدگی، به تفکر گرایش دارد. این رویکرد در قیاس با کلیشه‌های رایج، قابل توجه است و در لحظاتی نیز اثرگذاری خود را نشان می‌دهد.در برخی صحنه‌ها، وجه انسانی این کاراکتر برجسته می‌شود؛ دلتنگی برای خانواده، دغدغه‌های شخصی و فشار تصمیم‌گیری در میدان جنگ، ابعادی هستند که به شخصیت عمق می‌بخشند. این جزئیات می‌توانستند نقطه اتکای فیلم باشند و آن را از سطح یک اثر معمولی فراتر ببرند.


اما فیلم در پرداخت همین ویژگی‌ها دچار افراط می‌شود. تأکید مداوم بر فضایل قهرمان، او را از دسترس مخاطب دور می‌کند. به‌جای یک انسان ملموس، با تصویری مواجه می‌شویم که بیش از حد بی‌نقص به نظر می‌رسد. همین فاصله، مانع از شکل‌گیری همدلی می‌شود و کاراکتر را به جای نزدیک شدن، به یک نماد دور از واقعیت تبدیل می‌کند.

 

 بازی‌ها، موسیقی و مسیر ناتمام


در بخش بازیگری، فیلم عملکردی نوسانی دارد. برخی نقش‌های فرعی در لحظاتی کوتاه جان می‌گیرند و نشانه‌هایی از بازی‌های دقیق دیده می‌شود، اما کلیت اثر از نبود یکدستی رنج می‌برد. به نظر می‌رسد هدایت بازیگران در یک مسیر مشخص، آنطور که باید محقق نشده است.موسیقی ساخته مجید انتظامی، از جمله نقاط قوت فیلم به شمار می‌آید. تم‌های حماسی او در بسیاری از صحنه‌ها به ایجاد حس و حال کمک می‌کنند و فضای اثر را تقویت می‌سازند. با این وجود، استفاده مکرر از موسیقی در برخی بخش‌ها، تاثیر آن را کاهش داده و گاهی به اشباع حسی منجر شده است.


در نگاهی کلی، «مجنون» را می‌توان نمونه‌ای از وضعیت امروز سینمای جنگ ایران دانست؛ سینمایی که از سوژه‌های غنی برخوردار است، اما در اجرا بارها به مسیرهای تکراری می‌رسد. این فیلم نیز با وجود تلاش برای ارائه نگاهی تازه، در نهایت به دام الگوهای آشنا می‌افتد و نمی‌تواند تجربه‌ای متمایز خلق کند.«مجنون» ظرفیت آن را داشت که به اثری تاثیرگذار درباره یکی از فرماندهان مهم جنگ تبدیل شود، اما فاصله میان ایده و اجرا، مانع از تحقق این هدف شده است. حاصل کار، فیلمی است که در لحظاتی چشمگیر ظاهر می‌شود، اما در مجموع، تاثیرش کوتاه‌مدت باقی می‌ماند و رد عمیقی در ذهن مخاطب بر جای نمی‌گذارد.