هفت صبح| در روزهایی که سایه خبرهای سنگین بر سر شهر همچنان سنگینی می‌کند و مفاهیمی چون دفاع و مقاومت، از قاب تلویزیون‌ها و صفحات روزنامه‌ها به کف خیابان‌ها کشیده شده‌اند، سینما وضعیت غریبی را تجربه می‌کند. در این میان به سراغ اثری رفته‌ایم که درست در قلب همین التهابات روی پرده نقره‌ای جان گرفته است؛ فیلم سینمایی «قمارباز» به کارگردانی «محسن بهاری». اثری در ژانر معمایی و امنیتی که داستان آن در بستر جنگ 12 روزه روایت می‌شود و دست روی سوژه‌ای ملتهب و کمتر دیده‌شده می‌گذارد: «جنگ سایبری».  اما داستان اکران «قمارباز»، دست‌کمی از فیلمنامه معمایی آن ندارد. آنچه در ادامه می‌خوانید، ماحصل یک مصاحبه بی‌پرده درباره فیلمی است که خالقش معتقد است در شرایط فعلی، دیدن آن در اولویت دوم قرار دارد و اولویت اول، حضور در میدان است.

‌خوابی که به پرده سینما ختم شد؛ معمای یک اکران شبانه



نخستین پرسشی که ذهن هر مخاطب و منتقدی را در این روزها به خود مشغول می‌کند، زمان‌بندی اکران فیلمی با این مضمون در میانه شرایط بحرانی است. از بهاری می‌پرسم آیا از اکران فیلم در شرایط جنگ، ترس و واهمه‌ای نداشتند؟ پاسخ او پرده از یک واقعیت عجیب در سازوکار پخش سینمای ایران برمی‌دارد. او با خنده‌ای تلخ و لحنی که همراه با تعجب است، از یک غافلگیری بزرگ پرده برمی‌دارد و می‌گوید: «راستش را بخواهید، ما تصمیم نگرفتیم اکران کنیم؛ ما را به این تصمیم رساندند! به عبارتی شب خوابیدیم و صبح بیدار شدیم و دیدیم فیلم‌مان روی پرده رفته است.»


البته او پیشینه این اتفاق را توضیح می‌دهد. ظاهراً مدتی قبل، تهیه‌کننده اثر به او اطلاع داده بود که اگر قصد دارد تغییراتی نسبت به نسخه جشنواره در فیلم ایجاد کند، این کار را انجام دهد تا فیلم برای روز مبادا و اکران احتمالی آماده باشد. بهاری تغییرات مدنظرش را اعمال می‌کند و مشغول کار دیگری می‌شود. تا اینکه یک شب، تماسی از سوی یکی از همکاران رسانه‌ای همه‌چیز را تغییر می‌دهد. خبرنگار پشت خط از او می‌خواهد برای اکران فردای فیلمش مصاحبه کند و این‌گونه است که کارگردان «قمارباز» متوجه می‌شود اثرش وارد چرخه اکران شده است.

 

نبرد در سکوت؛ اهمیت جنگ سایبری و چالش‌های یک تک‌لوکیشن


با وجود این غافلگیری، بهاری از کلیت اتفاق ناراضی نیست، چرا که معتقد است حرف فیلمش دقیقاً منطبق بر نیاز امروز جامعه است. او درباره سوژه ملتهب فیلم توضیح می‌دهد: «فیلم ما درباره جنگ است، اما زاویه‌ای از جنگ را روایت می‌کند که معمولاً کمتر دیده می‌شود و درباره آن کمتر صحبت می‌شود؛ یعنی جنگ سایبری. در نبردهای امروزه، بخش سایبری سهم بسیار بزرگ‌تر و تعیین‌کننده‌تری نسبت به گذشته دارد. در این شرایط که اکنون هم درگیر جنگ هستیم، شما فرض کنید حتی اگر یک نفر با دیدن فیلم ما، نگاهش نسبت به جنگ عوض شود یا حتی یک نکته کوچک جدید یاد بگیرد، ما بازی را برده‌ایم و رسالت خود را انجام داده‌ایم.»

 

رفتن به سراغ ژانر معمایی و امنیتی، آن هم در سینمای ایران که ذائقه مخاطب به سمت کمدی یا درام‌های اجتماعی گرایش دارد، ریسک بزرگی است. بهاری درباره شکل‌گیری ایده «قمارباز» می‌گوید: «من کلاً سینمای معمایی را دوست دارم و اگر معمای امنیتی باشد، علاقه و کششم به آن بسیار بیشتر است. ایده این کار از خاطره‌ای شکل گرفت که یک روز یکی از دوستان در پشت‌صحنه یک فیلم دیگر برایم تعریف کرد. همان‌جا به او گفتم بیا روی همین سوژه کار کنیم. نشستیم و درباره‌اش نوشتیم.» ساخت این فیلم به لحاظ فرمی نیز چالش‌های خاص خود را داشته است. «قمارباز» در یک فضای تک‌لوکیشن و با تعداد محدودی بازیگر پیش می‌رود. بهاری اعتراف می‌کند که حفظ ریتم و تعلیق در چنین اتمسفر محدودی، برای نوشتن و کارگردانی، کار بسیار دشوار و پیچیده‌ای بوده است.

 

سایه سنگین بی‌عدالتی فرهنگی؛ آنتن‌ها فقط برای یک نفر تنظیم می‌شوند


وقتی بحث به میزان فروش و استقبال مخاطبان در وضعیت فعلی می‌رسد، بهاری به محدودیت سالن‌های سینما اشاره می‌کند. اگرچه او از وضعیت اکران در شهرستان‌ها اطلاع دقیقی ندارد، اما تایید می‌کند که سالن‌های اختصاصافته به فیلم در تهران بسیار محدود است. اما درد دل اصلی این فیلمساز، کمبود سالن نیست و «بی‌عدالتی فرهنگی» در تخصیص تریبون‌های تبلیغاتی است. لحن بهاری در این بخش از گفت‌وگو تا حدودی جدی‌تر و انتقادی‌تر می‌شود. او به هم‌زمانی اکران فیلمش با یک اثر جنگی دیگر اشاره می‌کند و از یک تبعیض در رسانه ملی گلایه دارد: «یک بی‌عدالتی فرهنگی در حال اتفاق افتادن است. فیلم دیگری هم‌زمان با ما درباره جنگ اکران شده است، اما کل تبلیغات تلویزیون و ظرفیت جاهایی که باید به صورت عادلانه به تبلیغ آثار بپردازند، در اختیار آن فیلم قرار گرفته است.»


عمق این ماجرا به حدی بوده است که حتی عوامل سازنده «قمارباز» هم از اکران آن بی‌خبر بوده‌اند. بهاری با لحنی متعجب روایت می‌کند: «باورتان می‌شود؟ فیلمبردار خود ما همین 3 یا 4 روز پیش به من زنگ زد و گفت محسن، فیلم دارد اکران می‌شود؟ یعنی حتی عوامل اصلی کار هم تازه متوجه اکران شده بودند. این یک ناعدالتی محض است.»وقتی نام مهدویان به میان می‌آید، بهاری بلافاصله با احترام از او یاد می‌کند تا نشان دهد نقدش متوجه سیستم پخش است، نه شخص کارگردان. او توضیح می‌دهد: «هر دو فیلم در حال اکران هستند. آقای مهدویان رفیق ما هستند. من در دو تا از فیلم‌های مهدویان دستیار کارگردان بوده‌ام و اخیراً هم در یک مجموعه جدید با هم کار کرده‌ایم. می‌دانم که این بی‌عدالتی در تبلیغات دست ایشان نیست؛ مشکل از جای دیگری است.»

 

رسالت هنرمند در روزگار آتش؛ جان و وطن، هم‌ارز یکدیگرند


بخش پایانی گفت‌وگوی ما، به نوعی مانیفست فکری این کارگردان درباره نسبت هنرمند و جامعه در روزهای بحران تبدیل می‌شود. نگاه بهاری به مقوله وطن‌دوستی، نگاهی بنیادین و به دور از شعارزدگی است. او می‌گوید: «پیش از هر چیز، وظیفه یک هنرمند ایرانی، همان وظیفه‌ای است که بر دوش تک‌تک مردم ایران قرار دارد: وطن‌پرست بودن. هرکس باید کشورش را مثل جانش بداند. شما وطن را به جان و اراده آدم تشبیه کنید؛ اگر وطنی وجود نداشته باشد، گویی جان و هویتی وجود ندارد. ما به عنوان هر ایرانی وظیفه داریم پای کار وطنمان بایستیم.» اما در این میان، سهم هنرمند چیست؟ او معتقد است هنرمند بار سنگین‌تری به دوش می‌کشد: «وظیفه هنرمند کمی بیشتر است، چرا که او هم در قبال خودش مسئولیت دارد و هم در قبال مخاطبش. او وظیفه دارد هم خود را آگاه کند و هم سطح آگاهی مخاطب را بالا ببرد. ما این رسالت را بر عهده گرفته‌ایم که یاد بگیریم و یاد بدهیم.»


پایان‌بندی این مصاحبه، شاید متفاوت‌ترین جمله‌ای باشد که یک کارگردان در زمان اکران فیلمش می‌تواند به زبان بیاورد. در حالی که منطق بازار سینما حکم می‌کند فیلمساز با تمام توان از مردم بخواهد به سالن‌های تاریک بروند، محسن بهاری نگاهی فراتر از گیشه دارد. او در آخرین جملاتش، با صراحتی تحسین‌برانگیز، تکلیف خود و مخاطبانش را روشن می‌کند و نشان می‌دهد که درک درستی از شرایط خطیر امروز دارد:


«در کنار همه این صحبت‌ها، یک واقعیت را باید بگویم؛ الان اولویت با حضور در خیابان و میدان است. مهم این است که مردم در این روزها در صحنه باشند. من دوست دارم مردم فیلم مرا ببینند، اما در کنار اینکه در خیابان‌ها و در میدان هستند. اصلاً و ابداً دوست ندارم کسی به خاطر رفتن به سینما و دیدن فیلم من، از حضور در میدان غافل شود و عقب بماند.»

 

از قمارباز تا رستگاری در گاندی؛ روایت‌هایی که ادامه دارند

 

صحبت از مجموعه‌های جدید که به میان می‌آید، فرصتی است تا از پروژه‌های آینده این کارگردان بپرسیم. او از همکاری در یک پروژه عظیم و اپیزودیک به نام «اهل ایران» خبر می‌دهد. مجموعه‌ای که با حضور 11 کارگردان مختلف ساخته شده و قرار است از پلتفرم‌ پخش شود. بهاری می‌گوید: «این یک پروژه بزرگ است که حوزه هنری(مرکز سریال سوره) آن را تولید کرده و در قالب مجموعه 14 قسمتی آماده شده است. اپیزودی که من کارگردانی کردم، در فضای یک بیمارستان می‌گذرد و نامش «رستگاری در گاندی» است.»

 

او اشاره می‌کند که ابتدا قرار بوده لوکیشن اصلی خود بیمارستان گاندی باشد که به دلایلی میسر نشده و در بیمارستان دیگری فیلمبرداری شده است. این قسمت در جمعه 21 فروردین ماه در پلتفرم شیدا در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.علاوه بر این، اتفاقات ملتهب و درگیری‌های اخیر در جنگ جاری، ذهن جستجوگر بهاری را برای خلق اثری جدید قلقلک داده است. او تایید می‌کند که قصه‌ای جذاب درباره یکی از وقایع همین جنگ اخیر در دست دارد و در حال انجام صحبت‌های اولیه برای نگارش و تولید آن است، هرچند ترجیح می‌دهد جزئیات داستان فعلاً به عنوان یک راز سر به مهر باقی بماند.