هفت صبح، ایمان برین| «بهشت تبهکاران» را باید در نقطه‌ای میان سینما و تاریخ دید؛ جایی که تصویر می‌خواهد جای حافظه را بگیرد و روایت، مسئولیت بازسازی یک دوره ملتهب را به دوش می‌کشد. مسعود جعفری‌جوزانی در تازه‌ترین فیلمش سراغ برهه‌ای رفته که هنوز هم در لایه‌های پنهان ذهن جمعی جریان دارد. مسئله اینجاست که وقتی تاریخ چنین سنگین وارد قاب می‌شود، آیا قصه مجال نفس کشیدن پیدا می‌کند؟ فیلم در نگاه اول، چشم را تسخیر می‌کند. قاب‌ها با وسواس چیده شده‌اند، طراحی صحنه و لباس دقیق است و فضای بصری، تماشاگر را به دل گذشته پرتاب می‌کند. اما کمی که پیش می‌رویم، حس می‌کنیم پشت این ظاهر پرجزئیات، روایتی ایستاده که هنوز به بلوغ کامل نرسیده است.

 

  تاریخ پررنگ‌تر از قصه


جعفری‌جوزانی همیشه علاقه‌مند به روایت‌های ملی بوده و در کارنامه‌اش نشان داده که این میدان را خوب می‌شناسد. با این حال، در «بهشت تبهکاران» میل به تحلیل، بر نیروی درام غلبه پیدا کرده. فیلم بیش از آنکه بخواهد مخاطب را درگیر سرنوشت شخصیت‌ها کند، درگیر توضیح دادن است. کاراکترها اغلب حامل ایده‌اند؛ حرف می‌زنند، موضع می‌گیرند و فضای سیاسی را تشریح می‌کنند. در نتیجه، روابط انسانی که باید ستون اصلی درام باشند، نیمه‌کاره شکل می‌گیرند. موقعیت‌ها طرح می‌شوند، اما پیش از آنکه به نقطه اوج برسند، رها می‌شوند. این گسست‌ها نشانه‌هایی از یک فرایند تدوین سخت را در خود دارند. فیلم به‌وضوح رد نسخه‌ای مفصل‌تر را با خود حمل می‌کند؛ نسخه‌ای که حالا در قالب فعلی، بخش‌هایی از پیوندهای درونی‌اش را از دست داده است. همین موضوع باعث شده مسیر روایت در بعضی نقاط ناپیوسته به نظر برسد.

 

  میان چند جهان روایی


فیلم مدام میان لحن‌ها و فضاها جابه‌جا می‌شود. یک لحظه در دل یک درام تاریخی قرار داریم، چند صحنه بعد وارد فضای دادگاهی می‌شویم و در بخش‌هایی، سایه‌ای از سینمای تیره و رازآلود بر تصویر می‌نشیند. این تنوع اگر مهار شود، به عمق می‌رسد؛ اما در اینجا گاهی به پراکندگی نزدیک می‌شود.بخش‌های بصری، به‌ویژه جاهایی که حال‌وهوای تاریک‌تری دارند، از بهترین لحظات فیلم‌اند. نور، سایه و ترکیب‌بندی قاب‌ها نشان می‌دهند که فیلم از نظر تکنیکی دست پُری دارد. موسیقی هم در ایجاد حس تعلیق، همراهی موثری ارائه می‌دهد.با این حال، تصویر همیشه در خدمت روایت حرکت نمی‌کند. در برخی لحظات، زیبایی بصری آن‌قدر پررنگ می‌شود که قصه عقب می‌نشیند. از طرف دیگر، ورود به فضای دادگاهی بدون زمینه‌سازی کافی، فیلم را وارد مسیری می‌کند که قواعد متفاوتی دارد و این تغییر مسیر، انسجام را تحت فشار قرار می‌دهد.

 

  بازی‌ها، جزئیات و ریتمی که گاه از دست می‌رود


در میان گروه بازیگران، لحظات درخشانی دیده می‌شود. هومن برق‌نورد حضوری قابل توجه دارد و توانسته کاراکتری ماندگار خلق کند. در کنار او، برخی بازیگران دیگر نیز تلاش کرده‌اند از تصویر آشنای خود فاصله بگیرند و در مواردی به نتیجه رسیده‌اند. با این حال، همه اجراها در یک سطح قرار ندارند. در برخی موارد، اغراق در بازی‌ها باعث می‌شود هماهنگی کلی اثر خدشه‌دار شود. این ناهمگونی، به همان نوسان لحن بازمی‌گردد که در کل فیلم دیده می‌شود. از نظر فنی، فیلم در سطحی قابل قبول قرار دارد و در بسیاری از بخش‌ها حتی چشمگیر است. با این وجود، نشانه‌هایی از ناهماهنگی در صدا و برخی جزئیات، به چشم می‌آید؛ نکاتی که در اثری با این میزان از دقت بصری، بیشتر دیده می‌شوند.


مدت‌زمان فیلم نیز به چالشی دیگر تبدیل شده. روایت در برخی بخش‌ها کش پیدا می‌کند و این کش‌دار شدن، به‌جای تعمیق، انرژی اثر را کاهش می‌دهد. مسئله این نیست که فیلم طولانی است؛ مسئله این است که این زمان، همیشه در خدمت پیشبرد داستان قرار نمی‌گیرد.« تبهکاران» فیلمی است پر از ایده و دغدغه؛ اثری که می‌خواهد گذشته را دوباره روی میز بگذارد و درباره آن حرف بزند. این میل، در جاهایی به خلق لحظاتی قابل توجه منجر شده و در جاهایی دیگر، تمرکز روایت را از بین برده است.


اگر این پروژه در قالبی گسترده‌تر تعریف می‌شد، امکان پرداخت دقیق‌تر و شکل‌گیری منسجم‌تر وجود داشت. در شکل فعلی، فیلم میان جاه‌طلبی و اجرا در رفت‌وآمد است؛ وضعیتی که هم جذابیت دارد و هم چالش. این اثر را می‌توان فیلمی دانست که تماشاگر را با رضایت کامل از سالن بیرون نمی‌فرستد، اما ذهن او را درگیر می‌کند؛ فیلمی که مدام یادآوری می‌کند ورود به تاریخ، جسارت می‌خواهد و مهارت. جایی میان این دو، «بهشت تبهکاران» ایستاده است.