
هفت صبح | گروه سیاست: رئیسجمهور با صدور حکمی، محمدرضا عارف را با حفظ سمت بهعنوان رئیس «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور» منصوب کرد. مسعود پزشکیان در این حکم، هدف از تشکیل این ستاد را ایجاد حکمرانی یکپارچه، منسجم و کارآمد در فضای مجازی عنوان کرده و بر هماهنگی میان دستگاههای مختلف، جلوگیری از موازیکاری و پایان دادن به چندصدایی در مدیریت این حوزه تأکید کرده است. تدوین نقشه راه تحول در حکمرانی فضای مجازی، بازآرایی ساختارهای تصمیمسازی، ارتقای دبیرخانه شورای عالی فضای مجازی و استقرار نظام نظارت راهبردی از جمله مأموریتهای محوله به عارف اعلام شده است. تمامی دستگاهها نیز موظف به همکاری کامل با این ستاد شدهاند.
این کار آقای پزشکیان را میتوان در زمره کارهای عجیب دولت در نظر گرفت. ستاد جدید چرا؟ یعنی مشکل مردم تشکیل است؟ مردم اینترنت آزاد میخواهند. همین الان اگر این اقدام آقای رئیس جمهور را به نظرسنجی بگذاریم، مطمئن باشید مطالبه فوری و جدی مردم، اینترنت آزاد و رفع فیلترینگ است. امور روزانه و کسبوکارهای همه اقشار مردم به اینترنت پایدار وابسته است. حالا این ساختار اداری تازه با عنوانی طولانی و مبهم به چه کاری میآید؟
تشکیل «ستاد ساماندهی و راهبری فضای مجازی» برای بسیاری شبیه اضافه شدن یک لایه جدید مدیریتی به وضعیت فاجعهبار اینترنت است. خب همین الان نهادهایی چون شورای عالی فضای مجازی، مرکز ملی فضای مجازی، وزارت ارتباطات، کارگروه تعیین مصادیق و دهها نهاد موازی که وجود دارد. مسئله این است که آقای رئیس جمهور انگار نمیتواند یا قدرت ندارد تا دستور رفع فیلترینگ را صادر کند.
آقای پزشکیان در دوران انتخابات، بارها از ضرورت شنیدن صدای مردم، کاهش محدودیتها و اصلاح برخی سیاستها حرف زده که رفع مشکلات اینترنت یکی از آنها بود. حالا دولت با این تصمیم جدید به سمت «حکمرانی بیشتر» و کنترل بیشتر حرکت کرده است.
بعد هم این چه مدل حکمی است که در آن مجموعهای از واژههای سنگین و کلی کنار هم چیده شده، بدون آنکه مشخص باشد این ستاد قرار است چه مشکلی را حل کند؟ عباراتی مثل «حکمرانی یکپارچه»، «راهبری»، «نظارت راهبردی» و «پایان چندصدایی» قرار به چه کار آید؟ چون این مدل واژهسازیها در احکام دولتی برای افکار عمومی بار معنایی دیگری دارد. مردم بارها دیدهاند که هر بار یک نهاد، شورا یا ستاد تازه در حوزه فضای مجازی تشکیل شده، نتیجهاش افزایش کنترل، پیچیدهتر شدن ساختار تصمیمگیری و محدودیت بیشتر اینترنت بوده است. برای همین حق بدهید نگران باشیم که این ستاد تازه هم به جای حل مسئله، تبدیل به «قوز بالای قوز» شود.
دولت باید بداند که مسئله اصلی در موضوع اینترنت، هزاران کسبوکار آنلاین، فریلنسر، برنامهنویس، فروشگاه اینترنتی و تولیدکننده محتوا است که در ماههای اخیر از وضعیت اینترنت آسیب جدی دیدهاند. اولویت اصلی باید بازگرداندن ثبات، کیفیت و دسترسی آزادتر به اینترنت باشد. وگرنه اضافه کردن یک ستاد جدید مدیریتی که فقط ابهامها و نگرانیها را بیشتر میکند.
اما برسیم به یک نکته مهم دیگر؛ این که به نظر نمیرسد محمدرضا عارف نماد تحول دیجیتال و مدیریت مدرن فضای مجازی باشد. حق داریم سوال کنیم که چرا برای یکی از حساسترین و پیچیدهترین حوزههای کشور، فردی انتخاب شده که به عنوان یک چهره سیاسی و مدیر اجرایی سنتی شناخته میشود. آقای عارف را نمیتوان یک متخصص حوزه فناوری، اقتصاد دیجیتال و اینترنت دانست. این در حالی است که مدیریت فضای مجازی، موضوعی فنی، اقتصادی و بینالمللی است که نیاز به درک دقیق از تحولات تکنولوژی، ساختار اینترنت جهانی، اقتصاد پلتفرمها، امنیت سایبری و زیست دیجیتال مردم دارد. بنابر این افکار عمومی به درست انتظار دارد در رأس چنین ستادی، فردی قرار بگیرد که علاوه بر تجربه مدیریتی، فهم عمیق و بهروز از دنیای فناوری و اینترنت داشته باشد. اگر در کنار این تخصص، تجربه سیاسی هم وجود داشته باشد، قطعا امتیاز مضاعف خواهد بود. اما صرف سابقه سیاسی، برای حل بحران پیچیده اینترنت و فضای مجازی کافی به نظر نمیرسد.
خلاصه اینکه جامعه از واژه «ساماندهی» خاطره خوبی ندارد. در سالهای گذشته هر جا واژههایی مثل «ساماندهی»، «صیانت» یا «مدیریت یکپارچه» مطرح شده، معمولاً نتیجهاش محدودیت بیشتر بوده است. بنابراین طبیعی است که افکار عمومی نسبت به هر جور ساماندهی و صیانت بدبین و نگران باشد. ستاد جدید هم بر اساس سوابق قبلی میتواند مقدمهای برای کنترل گستردهتر اینترنت باشد. به هر حال یکی از بزرگترین مشکل این ستاد جدید همین ابهام است. هیچکس دقیقاً نمیداند هدف نهایی این ستاد چیست؟ آیا قرار است فیلترینگ کمتر شود یا بیشتر؟ اینترنت آزادتر میشود یا محدودتر؟ پس تا اینجای کار که هنوز پاسخ مشخصی از سوی دولت دریافت نکردهایم ، این تصمیم را مقدمهای برای سختگیری بیشتر تفسیر کنیم تا ببینیم در آینده چه میشود.








