درگذشت قاسم افشار ذهن ما را به سالها قبل باز گرداند. به دوران معصومیت. به دهههای ۶۰ و ۷۰. دورانی که مجریان خبر مهمترین و آشناترین چهرههای تلویزیون بودند. دورانی که صدای این مردان و زنان خوش صدا، هر کدام پیام و مفهوم خاصی را برای ما منتقل میکردند.
صداهای موقر و سنگین و فاخر که برایمان از فلان عملیات میگفتند، از فلان بمب گذاری، از فلان پیروزی و فلان فاجعه طبیعی. دورانی که زندگی مان با این صداها خو گرفته بود. فقط مجریان خبر نبودند.
کودکیمان با صدا و تصویر خانمها رضایی و خامنه عجین شده است و لحظات آرامش بخش ما با صدا و تصویر جلال مقامی در برنامه دیدنیها و کلمات و جملات کلیشهای بهرام شفیع در ورزش و مردم.
یاد حسین پاکدل و دیگر مجریان اصلی شبکههای یک و دو میافتیم که هر روز میآمدند و با کلماتی طولانی و پر آب و تاب و گاه کسل کننده ریز برنامههای هر روز را با ما در میان میگذاشتند. قاسم افشار رفت تا ما بازهم یاد آن دوران کنیم. پروندهای کوچک داریم برای شش مجری خبر که نوجوانی و جوانی ما با صدایشان عجین شده است.
قاسم افشار
محور این گزارش بازخوانی سبک حرفهای و سرنوشت گویندههای مشهور خبر بعد از انقلاب است. آنها که سالها در قاب تلویزیون دیده میشدند و میلیونها بیننده چشم به دهانشان میدوختند تا از همه چیز مطلع شوند؛ سرنوشت جنگ، نزاعهای خارجی، سخنرانی مسئولان، اعلام کوپن و …
گویندههای خبر برای چند نسل فقط یک چهره و صدا نیستند بلکه شاکلهای از خاطرات جمعی هستند که خاستگاه و آرمانهای واحدی پشت آنها قرار دارد. پس عجیب نیست وقتی خبر درگذشت قاسم افشار شنیده میشود، نوستالژی هاست که بعد از آمدن نام او قرار میگیرد. با این همه افشار را باید فراتر از خاطره سازی دید.
او به سبک گویندههای دهه ۶۰، آرام و شمرده و کلاسیک خبر میگفت. صدایی گرم و نافذ داشت که از ته گلو میآمد و به دل مینشست. کمتر به یاد میآوریم تپق و گاف هایش را. بیست و اندی سال به طور مستمر در قاب تلویزیون حاضر بود تا اینکه بعد از انتخابات سال ۸۸ این حرفه را رها کرد و کمتر کسی از او خبر داشت.
حسن سلطانی
پیش دوستان و همکاران با عنوان «حاج حسن» شناخته میشود. او در بین هم نسلان خود اشتیاق بیشتری به تجربه حوزههای مختلف داشته و از یک جایی به بعد کلا بی خیال گویندگی شد و به اجرا رو آورد. سلطانی سال ۱۳۵۸ کار گویندگی را شروع کرد و تا سال ۱۳۷۹ در شبکه دو مشغول این کار بود.
سلطانی را با مو و محاسن مشکی به یاد میآوریم. باریش آنکادر شده و البته صدایی خش دار. باطمانیه خبرها را میخواند و اصراری نداشت به جملات هیجان ببخشد. این آرامش ذاتی او به خوبی در گویندگی مشهود بود و به ندرت صدایش اوج میگرفت.
سلطانی بعد از افتتاح شبکه خبر کارش را در آنجا پی گرفت و مدتی هم در شبکه جام جم مشغول فعالیت بود. سلطانی خیلی زود اجرا را در کنار گویندگی تجربه کرد؛ او از سال ۶۹ برنامههای معارف رادیو و تلویزیون را برعهده گرفت. او سالهاست برچسب گویندگی را به طور کامل از خود برداشته و به اجرای برنامههای مذهبی رو آورده است. سال پیش مجری پیش برنامه مناظرههای ریاست جمهوری هم بود تا بار دیگر علاقه مندی اش را به برنامههای سیاسی نشان دهد.
فواد بابان
پا به مسیر پدر گذاشت و خیلی زود گوی شهرت را از او ربود. فواد بابان در دهه ۶۰، ۷۰ و ۸۰ از گویندههای پرکار رادیو و تلویزیون بود که چهره اش را مدام در بخشهای مختلف خبری میدیدیم: یک مرد موقر با تیپی آراسته و موهایی که با نظم در گوشهای قرار گرفته بودند. صدایش صلابت داشت، اما خشک نبود؛ مهمتر اینکه سعی نمیکرد صداسازی کند و به همین خاطر در اولین فرصت سبک پیشین را شکست و صمیمانه» جلوی دوربین ظاهر شد.
فواد بابان بارها تعریف کرده که نمیخواسته در قید اجراهای خشک و خالی بماند و برای همین با دادن لحن صمیمانه به کلامش تا جای ممکن به بیننده نزدیک شده است. او از تپق هراسی نداشت، گاهی با گوشه چشم به اطراف نگاه میکرد، بین اصوات و کلمات فاصله میانداخت و البته همه این کارها را در کمال ادب میکرد. فواد بابان بیش از ۳۰ سال خبر خواند و به گفته خودش رفت تا جا برای جوانها باز شود. با این حال گفته میشود از صدا و سیما خاطرش مکدر است.
ایران شاقول
نامش برای خیلیها آشنا نیست و تازه دو سال پیش با اعلام خبر مرگ او اسم ایران شاقول سر زبانها افتاد. حرجی هم نیست، چون فعالیت او همپای دیگر همکاران نبود، ولی مگر میشود نام شاقول را از تاریخ گویندگی حذف کرد؟ او در دهه ۶۰ گوینده فعال رادیو و تلویزیون بود؛ صدایی محکم و رسا داشت، شمرده خبر میخواند و لحنش از یکنواختی معنادار و موزونی تبعیت میکرد.
برای پی بردن به خصلتهای گویندگی خانم شاقول کافی است نام او را در اینترنت جست وجو کنید و به یکی از اجراهای او برسید. شاقول در زمانی اجرا میکرده که فعالیت برای خانمها محدودتر بوده، اما این گوینده با سبک خاص خود و البته پوشش منحصر به فرد روبه روی دوربین حاضر میشده است.
ایران شاقول با پوشش روسری خبر میخواند که خب بعدها جای خود را به چادر و مقنعه داد و به قول سوسن حسنی دخت، گوینده شبکه خبر تلویزیون پوششی که این روزها اصلا خانمی را با آن از در ورودی سازمان به داخل راه نمیدهند. مدتها کسی از ایران شاقول خبر نداشت تا اینکه دو سال پیش خبر درگذشت او رسانهای شد.
محمدرضا حیاتی
یکی از دیرپاترین گویندههای خبر است که بر خلاف هم نسلانش هنوز حرفه خود را رها نکرده. محمدرضا حیاتی از سال ۱۳۶۰ وارد حرفه گویندگی شد و همچنان به کارش ادامه میدهد. البته او در تاریخ ۲ تیر ۱۳۹۴ در سن ۵۹ سالگی پس از ۳۴ سال گویندگی بازنشسته شد، اما با موافقت رئیس وقت سازمان صداوسیما به ادامه گویندگی پرداخت.
محمدرضا حیاتی صدایی نافذدارد، خبرهای معمولی را هم در اوج میخواند و سعی میکند به اخبار ساده نیز هیجان ببخشد. سبک کاری اش منحصر به فرد است و در طول این سالها از اصول ثابت تخطی نکرده. در واقع حیاتی کلاسیکترین گوینده خبر است که هر بار شیوه خود را پیراسته، اما اصل آن از بین نرفته.
در سالهای اخیر لحن او کمی صمیمی شده، ولی همچنان دوز جدیت آن بالاتر است و محمدرضا حیاتی کم گاف نداشته، ولی این اتفاق روی کیفیت کاری اش سایه نینداخته است. گوینده خوش صدا، خیلی از خبرهای مهم را در کارنامه دارد که یکی از مهمترین آنها اعلام رحلت امام خمینی است.
مازیار ناظمی و دیگران
کمی طول کشید تا گویندههای ورزشی هویت پیدا کنند. این اتفاق با راه اندازی شبکه سه رخ داد و شاهد گویندههایی بودیم که فقط خبر ورزشی میگفتند. کم کم در بخشهای مختلف خبری، گویندههای ورزشی با لحن و چهرههای مختلف عرض اندام کردند و حالا به تشخص کامل رسیده اند.
در این میان چند چهره بیش و پیش از دیگران به شهرت رسیدند: مازیار ناظمی، علیرضا دهقانی و غلامعلی پیر ایرانی. ناظمی را با ریش آنکادر شده به یاد میآوریم؛ پیرایرانی را با سبیلهای پرپشت و دهقانی با سبیل نازک. هر سه شمایلی متفاوت از مجریان کلاسیک داشتند و هر سه سبک متفاوتی در گویندگی پیش گرفتند.
در یک نکته، اما شباهت داشتند و آن به کارگیری جملههای خودمانی بود تا اینگونه پیش قراول شکستن سبک اجراهای خشک خبری باشند.
در این جمع علیرضا دهقانی به چنان شهرتی رسید که توانست نماینده مجلس شود، مازیار ناظمی رئیس مرکز روابط عمومی، زارت ورزش و نیز سرپرست اداره کل بین الملل وزارت ورزش است. پیرایرانی برنامه روح پهلوانی را اجرا میکند.
منبع: روزنامه هفت صبح



