آب سیاه در چشم اقتصاد ایران
کمال بردبار
۱٫ مرد ۶۵ ساله خودکشی کرده بود. از پل میرداماد. عملی غیر قابل بخشش. دل بریدن از رحمت خداوند که درهای رحمت آن دنیارا هم به روی او میبندد. دیروز روی پلی که خودش را انداخته بود شهرداری پلاکاردی با چنین مضمونی قرار داده بود: هرصبح که بیدار میشویم به یادآوریم چقدر ارزشمند است که میتوانیم نفس بکشیم لذت ببریم و عشق بورزیم…
عبارت گویا و قشنگی است….از آن مرد تیره روز ۶۵ ساله نامهای برجای مانده که از سوی قوه قضائیه در اختیار رسانهها قرار گرفته است.عکس نامه را میبینید. مطلبی سیاه و تلخ که از بیماری لاعلاج چشمانش خبر میدهد و این که ساکن مسافرخانهای در خیابان شوش بوده است. نمیشود آن مرد سیاه بخت بدفرجام را تطهیر کرد اما مگر میشود در غم فرو نرویم؟
۲٫ هفته قبل نوشتیم که خبر حقوق ۳۲ میلیون تومانی یک مدیر دولتی تلخترین خبر سال است. آن خبر که بر مبنای متن افشاگرانه تلگرام احمد توکلی بود بازتاب های متعدد دیگری داشت از جمله افشاگری کارمندان بیمه مرکزی درباره حقوق ۸۷ میلیون تومانی مدیران و بعد کمپینی که پرسروصداشد . بعد وزیر اقتصاد با استناد به یک قانون مدیریت خدمات کشوری که بیشترین حقوق مدیران دولتی نباید از هفت برابر حقوق کارمندان بیشتر باشد با این رقم های سرسام آور مقابله کرد. رد و بدل شدن چنین ارقامیدر بخش دولتی دلگیر کننده است. این حجم بیتوجهی به منابع مالی مردم ، این اعتماد به نفس گستاخانه در تخصیص بودجه عمومیبه نفع خود این احساس برحق بودن در تخصیص حقوق های سرسام آور غم انگیز است . فقط این دولت نیست. مگر آن مدیر تحت محاکمه در دولت قبل نیست که پروندهاش در ماههای آخر آن دولت پر است از دستورهای ویژه برای تخصیص حقوق های عجیب به خود و پروژههای همسرش .یا همین طور برویم عقبتر….
میدانم که طرفداران اقتصاد آزاد میتوانند این متن را به عوامگرایی متهم کنند و بگویند که دل سپردن به آن دست پنهان «اقتصاد باز» همه این بیعدالتیهارا کمرنگ میکند اما ته دلمان به این اعتقاد رسیدهایم که مدیران طرفدار «اقتصاد باز» پای عمل که برسد نمیتوانند دل از رانتهای خود بکنند. نمیتوانند تحمل کنند که فرزندشان از فرصت های برابر با دیگر جوانان این کشور برخوردار باشند. همه آنها یک حق برای خود قائل هستند که حتی آن اقتصاد آزاد مورد نظر را نیز بر نمیتابند. دلمان میگیرد .
۳٫ دیروز وقتی خبر آمد که مجلس خوشبختانه تصویب کرده عضویت همزمان در هیات مدیره بیش از یک شرکت ممنوع شد وسوسه شدیم که برویم به سایت روزنامه رسمیو نام سیاستمداران و سیاسیون عزیز را در مقام عضویت در هیات مدیرهها جست و جو کنیم. http://www.rooznamehrasmi.ir/news/NewsList.aspx
۲۰ نفر را جست و جو کردیم و نتیجه حیرتانگیز بود. این همه میل خدمت و حضور در دهها هیات مدیره دولتی و نیمه دولتی. صندوقهای اعتباری و مالی ، دانشگاههای غیر انتفاعی ، پیمانکاریها ، بانکها ، شرکتهای بیمه ، موسسات وارد کننده لوازم پزشکی، خودروسازها … مارا میخکوب کرده بود. آخر نه این که کشور کم جمعیتی هستیم این دوستان مجبورند در چندین حوزه همزمان خدمت کنند و تجاربشان را بیدریغ در اختیار همنوعان خود قرار دهند! این همه میل به خدمت این همه میل به کسب و کار! وزارت ، نمایندگی و یا مدیر کلی برای عطش خدمتشان کافی نیست . پس همزمان در چند جبهه میجنگند برای خدمت و…البته مال دنیا.برای خودشان ،دامادشان ، پسرانشان ،دخترانشان. و سرمایه اندوختهشان به غیراز موسسات خیریه و دانشگاهها و کارهای خیر متعددشان صرف چه کارهایی میشود؟کارهای تولیدی ، کارخانه ها؟شاید اما حجم اصلیاش راهی بخش مسکن میشود.خرید و فروش املاک و ساخت و ساز و آپارتمان سازی و از این کارها. از قدیم میگفتند پولتان را جایی سرمایهگذاری کنید که زیرش آب نرود و خب چه بهتر از املاک و حالا با ۲۰۰ هزار میلیارد تومان خانه روی دست مانده روبه رو هستیم که با ارقام
نجومیخریداری ندارند و قفل بزرگ اقتصاد کشور هستند.
۴٫ برگردیم به نامه بهمن ۶۵ ساله. مرد تیره روزی که چشمانش آب سیاه آورده بودند. این کلمات را مرور می کنیم.



