هفت صبح| همیشه وقتی مهماندار هواپیما در حال توضیح دادن راه‌های نجات است و مسافرها بی‌توجه به او‌ مشغول وول خوردن روی صندلی و جا دادن وسایل زیر پاهایشان هستند به این فکر می‌کنم که چند نفر در لحظه‌ی خطر می‌‌دانیم باید چه کنیم و چند نفر دنبال جزوه‌‌ مهمانداران می‌گردیم تا تند تند مروری بر راه‌های زنده ماندن در آسمان کنیم.

ویدئویی در اینستاگرام دیدم که آموزش می‌داد وقتی داریم روی رودخانه یا دریاچه‌ای یخ‌زده حرکت می‌کنیم و یک دفعه یخ زیر پاهایمان خرد می‌شود و در آب سرد سقوط می‌کنیم، چه طور باید راه فرار را پیدا کنیم و در آن جهان خیسِ مسقف گم نشویم. ویدئو را مثل کسی تماشا کردم که هر سال زمستان مسیری طولانی را روی رودخانه‌ای یخی طی می‌کند، نه مثل یکی از ساکنین تهران که نهایتاً سالی یکی دوبار در اخبار هشدارِ یخ زدن چاله‌های کف آسفالت را می‌خواند و بعید است در هیچ دریاچه‌ای فرو رود.

حالا می‌دانم که قبل از سقوط باید دست‌هایم را باز کنم تا شاید بتوانم به لبه‌های یخی چنگ بزنم. و می‌دانم که بعد از فرو رفتن در آب باید آرام باشم، دست از بی‌هدف شنا کردن بردارم و فقط روشنایی سطح آب را دنبال کنم تا بتوانم از همان حفره‌ی قبلی خارج شوم.

در ویدئویی دیگر نشان می‌داد که اگر با ماشین در آب غوطه‌ور شدیم چطور نجات پیدا کنیم. این بار می‌گفت دست از تلاش برای باز کردن در ماشین بردارید چون فشار آب مانع این کار خواهد شد و در عوض بکوشید شیشه را خرد کنید و از ماشین بیرون بیایید.

به نظرم مهم است که راه‌های زنده ماندن در تمام وضعیت‌های حتی بعید را بدانیم؛ مثلاً روش صحیح بیرون آمدن از گور برای شرایطی که احیاناً زنده زنده دفن شده باشیم.

 

تازه‌ترین تحولاتتک نگاریرا اینجا بخوانید.