روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری | اگر هم‌نسل ما باشید و بخواهید از کره‌جنوبی و احوالاتش بنویسید حتما شخصیت و سریال «جومونگ» در روند تاریخی سرنوشت شما تاثیرگذار بوده است و به هرکدام از نسل‌های بعدی خودمان بگوییم که در عرض یکی دو سال به وسیله یانگوم یا همان سریال جواهری در قصر(آشپز و پزشک دربار)، جومونگ و سریال امپراطوری بادها و چه و چه چنان با بازیگران و فرهنگ کره‌ای اخت شده بودیم که برای پخت غذا دنبال سرکه خرمالویی که هفت سال در خاک چال شده باشد می‌گشتیم، باور نخواهند کرد.

یعنی چنان این سریال‌ها در فرهنگ خانواده‌های ایرانی تنیده شده بود که یادم می‌‌آید یکی از عیدها وقتی دایی و زندایی مهمان‌مان بودند دایی نقاش و فرهیخته‌ام ثانیه‌ای یک بار به همه می‌گفت هیسسس!!! مبادا یک سکانس از سریال جذاب جومونگ را جا بیاندازد و وسط عید و هفت‌سین ما با گوگوریو و بانو یوها دست و پنجه نرم می‌کردیم که مبادا صدایی بدهیم و وامصیبتا!

حتی اگر به نسل بعدی خودمان بگوییم آن شب انتخابات هشتاد و هشت برای صدا و سیما طنزی ساخته بودند که تا پاسی از شب گذشته، آن‌قدر سریال جومونگ را کش داد که خودش فقط دلیلش را می‌داند و خودش! باز هم باور نمی‌کنند ما چه قدمتی با کره جنوبی‌ها داریم!
حتی کار به جایی رسید که روزنامه‌ها تیتر زدند لشگر جومونگ به تهران آمد و جدی جدی بازیگر نقش جومونگ(سونگ ایل‌گوک) مرداد۸۸ به تهران آمد و یکی از همین شرکت‌های تولیدکننده لوازم خانگی کره جنوبی که حالا از چشم‌ها افتاده؛ زحمت دعوتش را کشیده بود. حتی بامزگی داستان اینجا بود که جومونگ سریال در نشست خبری گفت:

« من هم شنیده‌ام که در تهران ترافیک به خاطر جومونگ کم شده است البته در کره هم چنین اتفاقی افتاد البته خانم‌ها از این اتفاق خوشحال شدند چون همسران‌شان زود به خانه برگشته‌اند.» کار ما با بازیگران کره‌جنوبی و سریال‌های‌شان دقیقا به این مرحله تحلیل و بررسی رسیده بود حالا بماند که یک‌باره اعلام شد گوگوریو و سلسله هخامنشی در یک زمان بودند و شاید پیوند اخوتی هم در آن سال در آن میان بسته می‌شد!

اما دروغ چرا من از این سریال‌ها بیزار بودم چرا که یادم می‌آید خانواده محترم پلتیک زده و سی‌دی‌های به قول خودشان بدون سانسور سریال جومونگ را از یک دستفروش خریده بودند تا زودتر متوجه شوند پایان سریال چه خواهد شد و بی‌اغراق سه روز تمام صبح و شب، مادر و پدر و خواهر محترم زل زده بودند به تلویزیون و جومونگ می‌دیدند با آن صدای بلند و زبان و لهجه عجیب که آدم خب نمی‌فهمد و کلافه می‌شود و زیرنویس ریز حتما به کارشان می‌‌آمد! حتی خاطرم هست مریض شده بودم که هی می‌گفتند صبر کن می‌رویم دکتر و واقعا با سرعت سریال را دنبال می‌کردند تا تمام شود بعد برویم!

حالا اگر پای همان گوگوریو هم قربانی می‌شدم خب شده بودم چه باک! حتی به شما بگویم داستان این سریال‌های لعنتی به همین جا ختم نشد. تیر اصلی را وقتی خوردم که بعد از دو سال از مالزی به ایران برگشتم و با پدیده ترسناک شبکه فارسی وان مواجه شدم. به هرخانه‌ای برای مهمانی می‌رفتم یک سریال کره‌ای در حال پخش بود! دعوای ناتمام عروس و خانواده همسر و مادرشوهر، سنت‌های عجیب و این که همه یک جا زندگی می‌کردند و نکته جالب که همه هم دنبال می‌کردند.

مثلا یک سریال بود به اسم «باران دروغ» که از اسمش هم پیداست چه شیر توی شیری بود. بگذریم یعنی اینها را گفتم که بدانید درست است الان این کره‌جنوبی‌ها از چشم بعضی از ماها افتاده‌اند اما زمانی برای خودشان در سریال برای ما پادشاهی می‌کردند. اما در بخش حوادث و فیلم انصافا از دو فیلم کره‌ای نمی‌شود گذشت. اول فیلم سینمایی خاطرات قتل(Memories of Murder) است که توسط بونگ جون-هو ساخته شده همان کارگردان معروف اسکار گرفته برای فیلم انگل (Parasite).

فیلم خاطرات قتل قدیمی است شاید برای ۲۰۰۳ اما داستان آن واقعی است و از روی یکی از مخوف‌ترین پرونده‌های جنایی نه تنها در کره بلکه در دنیا ساخته شده است. داستان اولین قتل‌های سریالی در کره‌جنوبی که بین سال‌های ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۱ در هواسئونگ، استان گیونگی‌دو اتفاق افتاد. داستان قتل و تجاوز به حدود ۱۰ زن که در فیلم قاتل هرگز پیدا نشد چرا که سرنوشت قاتل و پرونده‌های مقتولین در سال ۲۰۱۹ به سرانجام رسید. داستان انگل را هم که حتما دیده‌اید و اگر ندیده‌اید این یکی را بروید و ببینید.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - تک نگاریاینجا کلیک کنید.