کمال بردبار / این داستان خشکسالی و دروغ است. داستانی که مارا مجبور کرده در وسط هیجان جام ملت‌های اروپا و خداحافظی تلخ مسی عکس یک را به این دو ستاره بی‌وفا اختصاص بدهیم. مردانی که حوصله وفاداری ندارند. پس تلفن های خودرا خاموش می‌کنند، به تماس‌های مربیان و مدیران تیم خود پاسخ نمی‌دهند و برای درآمد بیشتر طی طریق می‌کنند و چمدان در دست به دوره اروپا و ترکیه می‌افتند. می‌گویند باید به فکر آینده‌‌شان باشند اما مطمئن باشید تا همین حالا هم آینده خودرا به اندازه کافی تضمین کرده‌اند. نگرانشان نباشید. این روی دیگر همان داستان مدیران بانکی است. همان زیاده خواهی قابل توجیه با قانون اما عمیقا غیر اخلاقی. مثل همان مدیران بانکی مشهور برای درآمد بیشتر از تمام پیچ و خم‌های قانونی استفاده می‌کنند و اخلاقیات را تا آنجایی که بتوان توجیهی برای رفتار خود تراشید عقب می‌رانند. این که جواب آن حجم عشق و علاقه طرفداران چه می‌شود مهم نیست. این که آن ادعاها درباره عشقشان به تیم و اسطوره‌هایش به کجا می‌رسد مهم نیست. این که آن نمایش شادی‌های متنوع و آن قایق پاروزدن‌ها چگونه از ذهنشان محو می‌شود مهم نیست. آنها مطمئن باشید دریافت‌های خوبی داشته‌اند. مثل دریافت‌های مدیران بانک و یا برخی از پزشکان. اما این فوتبالیست‌ها بازهم بیشتر می‌خواهند. حاضرند پای بر وارستگی خود بگذارند و برای پول بیشتر مثل نوجوانان دبیرستانی رفتار کنند و تلفن جواب ندهند و بپیچانند و روی محبوبیت خود قمار کنند.

راستش نمی‌دانیم تکلیف طارمی و رضاییان چه می‌شود. می‌دانیم آنها رفته‌اند ترکیه اما این که در برگشت چه تصمیمی می‌گیرند مشخص نیست اما بازی‌ای که راه انداخته‌اند در شان دو ملی‌پوش نیست. ما اشتیاق طارمی برای بازی در اروپا را درک می‌کنیم اما استایل بازی او و عادتش به هدر دادن موقعیت‌های گل آینده اورا در اروپا تضمین نمی‌کند. طارمی ۱۶ گل برای پرسپولیس زد و۱۰ پاس گل داد اما او باید بداند که نیمی از موفقیتش مدیون پوزیشن تمام هجومی تیم برانکو بود.چرا که مثلا جری بنگستون با یک چهارم زمان بازی نسبت به طارمی موفق شد ۷ گل بزند. از آن سو رامین رضاییان هم تنها در تاکتیک‌های هجومی برانکو می‌توانست این چنین جلوه کند چرا که خود می‌داند به لحاظ ویژگی های دفاعی نقایص فراوانی دارد. هرچه هست این دو دوست ملی پوش بازی زشتی را با طرفداران خود آغاز کرده‌اند. بازی مشابهی را دو سال پیش رضا حقیقی شروع کرد و یا قاسم دهنوی که در این جور مسائل یک پا پیشکسوت محسوب می‌شد. می‌بینید . این خشکسالی اخلاقی است. رامین رضاییان همان قدر توجیه برای کار خود دارد که فلان مدیری که حق اوقات فراغت فرزندان خود را از بیت‌المال می‌گیرد…به قول روایت منسوب به کوروش خدا مارا از خشکسالی و دروغ در امان نگه دارد.

برای پیگیری اخبارتک نگاریاینجا کلیک کنید.