روزنامه هفت صبح| یک: در اینستاگرام دیدم یک ایرانی مقیم لسآنجلس دوربین را برده قبرستان این شهر و از عاقبت همه مردم میگوید. اینکه هرچقدر لامبورگینی و کاخ و هواپیمای شخصی داشته باشی، عاقبتت یک سنگ قبر یکسان مثل بقیه است و تصویر را برد روی سنگ قبر بیژن پاکزاد، چهره مشهور ایرانیهای لسآنجلس که در صنعت پوشاک اعتباری برای خود در همان هالیوود پیدا کرده بود…
دو: بچههای پارالمپیک گل کاشتند و در فهرست جدول مدالها بالاتر از کرهجنوبی و ژاپن و تایلند و هند به مقام دوم آسیا رسیدند. به آنها تبریک میگوییم.
سه: داور بازی استقلال- آلومینیوم در آن جو وحشتناک کارش را بهخوبی انجام داد. تصمیمهای مهمی گرفت و مثل بعضی از داورها جوگیر نشد تا با تصمیمات شاذ خودش را مطرح کند و بازی را از سکه بیاندازد. بهجای تمجید از چنین داور شجاعی، همکارانش ریختهاند در سایتها و فضای مجازی، بساط ایراد گرفتن از تصمیمات او را بهپا کردهاند. جمع کنید این بساط را. سلامت و دقت قضاوت این داور آنهم در آن اتمسفر خاص تحسینبرانگیز بود.
چهار: بازی رئالمادرید و بارسا با نتیجه دو بر یک بهنفع رئالمادرید تمام شد. نکته جالب این بازی برای من این است که ژاوی تیمش را بدون دییونگ و پدری و لواندوفسکی و رافینیا و کنده به زمین فرستاد و برای بازی به این مهمی لحظهای به ذهنش خطور نکرد که از بازیکنان مصدوم و یا ناآمادهاش فکت بیاورد و بهانهجویی کند.
کانسلو را به وینگر راست فرستاد و فرمین لوپز و گاوی را در خط میانی در کنار گوندوگان قرار داد و لحظهای هم به بازی تدافعی فکر نکرد. ضیافت او را یک شوت عجیب از بلینگهام خراب کرد و بازی مساوی شد و یک گل اتفاقی که باز هم روی حضور ذهن بلینگهام بود. اما ژاوی نشان داد که ذاتا یک سازمانده و یک سرمربی است. مثل استادش گواردیولا.



