روزنامه هفت صبح، سینا بحیرایی| یک: بعد از «ربکا»، «خبرنگار خارجی» دومین فیلمی بود که آلفرد هیچکاک پس از مهاجرت به هالیوود ساخت. فیلم که داستانی مرتبط با جنگ جهانی دوم دارد، تولیدش هم در هیاهوی این جنگ پیش رفت. در اصل فیلمبرداری یک ماه قبل از شروع بمباران لندن توسط آلمانیها به پایان رسید. خود هیچکاک هم تا یک هفته قبل از شروع بمباران در لندن بود! اما این فیلم تماشایی که در میانه بحران ساخته شده بود، به اثری کاملا سربلند تبدیل شد و جایگاهی مستحکم در تاریخ سینما به دست آورد.
دو: فیلم داستان خبرنگاری به نام هانتلی هاورستاک (جوئل مککری) است که در آستانه شروع جنگ جهانی دوم، از جانب روزنامه نیویورک مورنینگ گلوب مامور میشود که به انگلستان برود و گزارشهای دقیقی از وضعیت جنگ و حواشی آن تهیه کند. او متوجه میشود ون میر، دیپلمات هلندی، نقش کلیدی در عدم وقوع این جنگ دارد. اما ون میر به طور مشکوکی ترور میشود و همین هاورستاک را وارد یک ماجرای جاسوسی پیچیده میکند.
سه: هیچکاک استاد تعلیق بود، ولی این سبک فیلمسازی پرهیجان و تعلیق او هیچوقت به اندازه «خبرنگار خارجی» به اوج خود نرسیده است. دلیل اصلیاش این است که تعلیق و هیجان او با جاسوسبازی و دنیای سیاستی ترکیب شده که پر از عناصر مشابه در دنیای واقعی است. او در داستانهای دیگر معمولا به سراغ قتلهای مرموز و خانوادههای معمولی میرفت، اما در «خبرنگار خارجی» شخصیتهای اصلی او خبرنگارانی تیزهوش و سیاستمدارانی موذی هستند که همه قواعد بازی را خیلی خوب میدانند و شطرنجبازان ماهری هستند. همین باعث شده با یک فیلم میخکوبکننده طرف باشیم.
چهار: فیلمهای هیچکاک معمولا درباره قهرمانانی هستند که وسط یک توطئه گیر میافتند و تلاش میکنند خود را نجات دهند. هاورستاک «خبرنگار خارجی» هم اگرچه در چنین دامی گیر میافتد، چون هم خودش و هم دوستانش خبرنگارانی زبده هستند، موفق میشوند این توطئه را به یک توطئه دیگر برای دشمنان خود تبدیل کنند. «خبرنگار خارجی» خیلی خوب از موقعیت شخصیتهای اصلی خود بهعنوان خبرنگار، بهره میبرد.
پنج: ویژگی جالب «خبرنگار خارجی» این است که به شکلی عالی وظیفه حقیقی یک خبرنگار را نشان میدهد، وظیفهای که با وجود گذشت چندین دهه، همچنان تغییر چندانی نکرده است. هانتلی هاورستاک را با همین ویژگیهای شخصیتی و ریزهکاریها، میتوان در یک فیلم قرن بیستویکمی هم به کار گرفت.
دلیل این امر این نیست که هیچکاک و تیم نویسندگان فراوانش (بد نیست بدانید که این فیلم یک تیم نویسندگان ده نفره داشته است! ولی تنها نام چارلز بنت، جوان هریسون، جیمز هیلتون و رابرت بنکلی در عنوانبندی نهایی ذکر میشود) به شکلی هنرمندانه، جانمایه شخصیت یک خبرنگار را در فیلم نشان میدهند. مهم نیست این خبرنگار از قلم و کاغذ استفاده میکند یا لپتاپ و گوشی هوشمند، مهم این است که در هر صورت و در هر زمان و مکانی، به دنبال افشای حقیقت باشد.
شش: نمیتوان «خبرنگار خارجی» را دید و از بازی حیرتانگیز جرج سندرز نامی نبرد. هیچکاک که خودش انگلیسی بود، هر جا که امکانش بود همیشه یکی، دو نقش مهم برای بازیگران انگلیسی مطرح و کاربلد نگه میداشت. این بار فرصتی برای جرج سندرز فراهم شده است. او نقش یک خبرنگار انگلیسی به نام فالیوت را بازی میکند که به کمک هاورستاک میآید.
بیان فوقالعاده، لحن زیبا و کلام فصیح سندرز از جمله نقاط قوت او هستند که در کمتر بازیگری پیدا میشود و هیچکاک در این فیلم نهایت بهره را از این تواناییهای او برده است. «خبرنگار خارجی» از معدود فیلمهایی است که در آن، سندرز نقش یک شخصیت مثبت را بازی کرده است. کلام متمایز و وزین او باعث میشد که فیلمسازها معمولا نقش شخصیتهای شرور پیچیده را به او بدهند. او بالاخره به خاطر چنین نقشی در فیلم «همهچیز درباره ایو»، برنده جایزه اسکار شد.
هفت: فیلم در اصل اقتباسی از کتاب خاطرات وینسنت شیان (روزنامهنگار و رماننویس آمریکایی در قرن بیستم) به نام «تاریخچه شخصی» است. والتر ونگر تهیهکننده خیلی سریع حقوق این کتاب را خرید، ولی تلاشهایش برای ساخت یک اقتباس سینمایی از آن، مرتب با شکست مواجه میشد. جالب این است که ونگر و هیچکاک در طول ساخت فیلم بحث و جدلهای زیادی با هم داشتند.
ونگر معتقد بود تهمایههای سیاسی فیلم باید خیلی غلیظ باشد، ولی هیچکاک برعکس میگفت با این کار تنها یک فیلم تاریخ مصرفدار میسازیم که سالهای بعد، مخاطبان که درکی از اتفاقات سیاسی این روزها ندارند، اشتیاقی به تماشای آن نخواهند داشت. گویا در نهایت هیچکاک پیروز این نزاع شد. چرا که «خبرنگار خارجی» نگاهی محتاطانه به اتفاقات سیاسی روز دارد و تنها در یکی-دو مورد، مستقیم به آلمان و جنگ جهانی دوم اشاره میشود.
هشت: با وجود اینکه فیلم در میانه جنگ جهانی دوم و با داستانی کاملا مرتبط با جنگ جهانی اکران شد، اتفاقا مخاطبان آمریکایی استقبال خوبی از آن کردند. ولی از آنجا که فیلم با هزینه زیادی ساخته شده بود، با وجود فروش خوب، باز هم به سود چندانی نرسید و حتی ضرر هم کرد. در شش رشته نامزد اسکار شد و بدون جایزه ماند.



