روزنامه هفت صبح، یاسر نوروزی | شاید فکر کنید این مرغ است که جانانه از بچه‌هایش دفاع می‌کند ولی در عشق پدر مادری، هیچ پرنده‌ای به غاز نر نمی‌رسد. حتی عقاب ممکن است در دفاع از بچه‌هایش فرار کند اما غاز نر تا پایان می‌جنگد. وفادار است و حفاظت از جوجه‌ها را موضوع مرگ و زندگی می‌داند.

خلاف مرغابی نر! زن‌های مرغابی، کنیز و کلفت‌اند. یعنی بیچاره هم باید لانه بسازد، هم تخم بگذارد، هم روی تخم بخوابد، هم از آن‌ها مراقبت کند، هم برای بچه‌ها دنبال غذا بگردد، هم… در عوض مرد مرغابی زندگی را به پاچه گرفته با خیال راحت و آسوده، هیچ مسئولیتی به گردن نمی‌گیرد. برای همین هم هست که در مرغابی‌ها، نرها بیشتر عمر می‌کنند و جمعیت‌شان همیشه دو برابر ماده‌هاست.

چون ماده این‌قدر کار می‌کند که بنیه‌اش از بین می‌رود و در همان سن جوانی می‌میرد. برعکس آن اما قصه آبچلیک‌هاست؛ گونه‌ای از «کنارآبچرها»؛ همان پرندگانی که کنار دریا می‌دوند. در آبچلیک‌ها، مرد بیچاره لانه می‌سازد، روی تخم می‌خوابد و از بچه‌ها مراقبت می‌کند اما از آن‌سو، زنش نماد قدرناشناسی، خیانت‌پیشگی و غدّاری است.

یعنی جوجه‌ها را زمانی که سر از تخم بیرون می‌آورند، رها می‌کند و دیگر حتی نگاه‌شان هم نمی‌کند. از اینجا به‌بعد تمام کارها با مرد بدبخت است. چقدر این کتاب را دوست دارم. تازه منتشر شده؛ کتابی با عنوان «فلسفه پرندگان» از «نشر نو». حالا جالب است بدانید که قمری، تک‌همسر است. به قول قدیمی‌ها یعنی اینکه تنبانش دو تا نمی‌شود.

مرد زنش را تا آخر دوست دارد، زن مردش را دوست دارد و دو تایی پا‌به‌پای هم کار می‌کنند، شکر خدا می‌کنند. از آن‌طرف فاخته قبل از اینکه بچه‌اش به‌دنیا بیاید، رهایش می‌کند؛ یعنی جوجه در لانه پرنده‌ای دیگر سر از تخم درمی‌آورد، می‌بیند نه پدر دارد، نه مادر. غربت آغازین زندگی اصلاً گویا فاخته است. قصه اما در فلامینگوها متفاوت است؛

آن‌ها دسته‌جمعی زندگی می‌کنند، مهدکودک هم درست می‌کنند، بچه‌ها را به آن می‌سپارند که عده‌ای منتخب ازشان مراقب کنند؛ خودشان هم گاهی سر می‌زنند و ماجرا را زیر نظر دارند. زندگی پرنده‌ها در این کتاب زیبا و خواندنی و قابل تأمل است. به‌خصوص زمانی‌که می‌فهمید سینه‌سرخ، جنگجوترین دلاور در پرندگان است. از هیچ حیوانی هم نمی‌ترسد.

حتی گاهی این‌قدر اعصابش به‌هم می‌ریزد که اگر آینه‌ای روبه‌روی او بگذارید، ممکن است با تصویر خودش هم بجنگد. اما قصه عشق در پرنده‌ها چیست؟ در این کتاب می‌خوانید استعداد و پشتکار آن‌ها از ما در یافتن شریک عشقی بسیار بیشتر است. توکاها سه ساعت فکر نمی‌کنند که آیا باید برای جذب معشوق‌شان آواز بخوانند یا نخوانند!

به محض دیدن معشوق، زیر آواز می‌زنند. مهم نیست معشوق به آن‌ها توجه کند یا نکند. آن‌ها ساعت‌ها می‌خوانند و دست از این کار برنمی‌دارند؛ حتی اگر معشوق بی‌توجه بگذارد و برود؛ دنیا که به آخر نرسیده است. چون آن‌ها می‌دانند بالاخره آن‌که باید بشنود، پیدا می‌شود، می‌شنود.

سایر اخبارکاربران ویژه - تک نگاریرا از اینجا دنبال کنید.