
هفت صبح| رسیدگی به پرونده قتل زنی ۴۷ ساله به نام سپیده که حدود پنج سال قبل در دماوند به قتل رسید، پس از نقض رأی در دیوان عالی کشور و رسیدگی دوباره در دادگاه، بار دیگر به صدور حکم قصاص برای مرد بنگاهداری انجامید که از نخستین روزهای تحقیقات بهعنوان مظنون اصلی پرونده تحت تعقیب قرار داشت.
در آخرین جلسه رسیدگی یکی از شاهدان پرونده جزئیاتی را مطرح کرد که از مهمترین قرائن علیه متهم به شمار میرود. متهم اما همچنان تمامی اتهامها را رد کرد و گفت شاهد، زمان وقوع تماس تلفنی را اشتباه به خاطر آورده و او تا زمان بازداشت از نحوه قتل زن جوان اطلاعی نداشته است.
رسیدگی به این پرونده از هفتم آذر سال ۱۳۹۸ آغاز شد. آن روز دختر سپیده با پلیس دماوند تماس گرفت و از پیدا شدن جسد مادرش خبر داد. او به مأموران گفت پس از ازدواج خودش و خواهرش، مادرشان به تنهایی در خانهای اجارهای زندگی میکرد. دو روز بود که هرچه با او تماس میگرفت، پاسخی دریافت نمیکرد. ابتدا تصور کرده بود مادرش برای دیدار دوستانش از خانه خارج شده است اما وقتی نگرانیاش بیشتر شد، به خانه او رفت و در حمام با جسد خونین مادرش روبهرو شد.
کارآگاهان با حضور در محل دریافتند گلوی زن ۴۷ ساله بریده شده است. بررسی صحنه نیز نشان میداد نشانهای از ورود اجباری به خانه وجود ندارد. جسد با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل و تحقیقات برای شناسایی عامل یا عاملان این جنایت آغاز شد.
تحقیقات ابتدایی
در نخستین بررسیها، مأموران به رابطه پنهانی مقتول با مردی ۴۵ ساله به نام احسان رسیدند که در یکی از بنگاههای معاملات ملکی فعالیت میکرد. بررسیها نشان میداد سپیده مدتی پیش برای اجاره خانه با او آشنا شده بود. همین موضوع باعث شد احسان به عنوان مظنون اصلی پرونده تحت بازجویی قرار گیرد. او هرگونه رابطه عاطفی با مقتول را انکار کرد و گفت تنها در چارچوب فعالیت شغلی با این زن آشنا شده است.
همزمان، گذشته متهم نیز مورد توجه تیم تحقیق قرار گرفت.
بررسی سوابق او نشان داد چند سال قبل همسرش را به قتل رسانده و جسد را به رودخانه انداخته است. هرچند جسد هیچگاه پیدا نشد اما او پس از جلب رضایت اولیای دم از جنبه خصوصی جرم رهایی یافته بود. همین سابقه باعث شد فرضیه دخالت او در قتل سپیده برای کارآگاهان جدیتر شود.با تکمیل تحقیقات و جمعآوری قرائن و مستندات، برای متهم کیفرخواست صادر شد و پرونده به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در دادگاه
در نخستین جلسه دادگاه، دختر مقتول در جایگاه حاضر شد و برای متهم درخواست قصاص کرد. سپس وکیل اولیای دم با تشریح روند تحقیقات گفت: «همه شواهد نشان میدهد متهم با مادرم رابطه پنهانی داشته است. بعد از مدتی مقتول تصمیم گرفت این رابطه را پایان دهد اما متهم همچنان برای او مزاحمت ایجاد میکرد. مادرم حتی قصد داشت از او شکایت کند و بارها به دوستانش گفته بود از دست این مرد خسته شده است.»
وکیل اولیای دم ادامه داد: «یکی از همسایهها آخرین بار مقتول و متهم را ساعت ۱۱ شب در پارکینگ خانه دیده که با یکدیگر درگیر بودند. از طرف دیگر متهم کلید خانه مقتول را در اختیار داشت و بههمین دلیل هیچ اثری از ورود به زور در محل جنایت دیده نشد.»
او سپس به یکی از مهمترین قرائن پرونده اشاره کرد و گفت: «پیش از آنکه جسد کشف شود، یکی از دوستان سپیده که از بیخبری او نگران شده بود، با متهم تماس گرفت. متهم در همان تماس گفت سپیده در حمام خانهاش کشته شده است. این در حالی بود که هنوز هیچکس از محل قرار گرفتن جسد یا حتی وقوع قتل اطلاع نداشت.»
نوبت دفاع که رسید، احسان در جایگاه ایستاد و بار دیگر قتل را انکار کرد. او گفت: «من صاحب بنگاه معاملات ملکی هستم. سپیده برای اجاره خانه به بنگاه مراجعه کرد و همانجا با او آشنا شدم. بعد هم برای بازدید از خانهای که در سایت دیوار پیدا کرده بود از من خواست همراهش بروم. قرارداد اجاره را هم در بنگاه خودم تنظیم کردم.»
او ادامه داد: «بعد از آن، سپیده گفت یکی از بستگانش فوت کرده و به شهرستان رفت. بعد از آن دیگر او را ندیدم. فقط گاهی پیامک رد و بدل میکردیم. هیچ رابطه عاشقانهای بین ما وجود نداشت.»
متهم درباره ارتباطهای بعدی نیز گفت: «آن زمان وضع مالی خوبی نداشتم. سپیده برای رفتن به محل کارش دنبال سرویس بود و من مدتی او و یکی از همکارانش را جابهجا میکردم. یک بار هم مرا به رستوران دعوت کرد اما بعد از آن دیگر خبری از او نداشتم. چند بار تماس گرفتم ولی جواب نداد تا اینکه پلیس مرا بازداشت کرد.»
قاضی با اشاره به پیامکهای موجود در پرونده از او پرسید اگر اختلافی میان شما وجود نداشت، چرا محتوای پیامها نشاندهنده تنش میان شماست. متهم پاسخ داد: «اگر اختلاف داشتیم، او اصلاً با من تماس نمیگرفت. ما مشکلی با هم نداشتیم.»
قاضی سپس درباره شهادت چند نفر علیه متهم سوال کرد. احسان گفت: «یکی از شاهدان بر سر خرید یک ملک با من اختلاف داشت و به همین دلیل علیه من شهادت داده است. شاهد دیگر هم اشتباه میکند. زمانی که با من تماس گرفت، چند روز از کشف جسد گذشته بود و همه از ماجرا خبر داشتند.»
وکیل متهم نیز با اشاره به تناقضهایی که به گفته او در اظهارات برخی شاهدان وجود داشت، اعلام کرد موکلش تنها به دلیل سابقه پرونده قتل همسرش در مظان اتهام قرار گرفته است. با وجود این دفاعیات، دادگاه با توجه به مجموعه قرائن و مستندات، متهم را مجرم شناخت و حکم قصاص صادر کرد. این رأی اما در دیوان عالی کشور نقض شد و پرونده برای رفع برخی نواقص تحقیقاتی و رسیدگی دوباره به شعبه همعرض بازگردانده شد.
شهادت یک شاهد
پس از بازگشت پرونده، قضات برای تکمیل تحقیقات یکی از شاهدان مهم را به دادگاه فراخواندند. این زن سالخورده که مستأجر مقتول بود، در جایگاه قرار گرفت و جزئیات تازهای از ارتباط خود با سپیده و متهم بیان کرد.
او گفت: «مدتی قبل آپارتمان کوچکی که متعلق به سپیده بود اجاره کرده بودم.من خانه سپیده را از طریق مشاور دیگری اجاره کرده بودم و آن زمان متهم،مشاور من نبود اما در همان بنگاه کار میکرد. چند بار صاحبخانه را برای انجام کارهای مربوط به منزل دیدم. یک بار قرار بود قبض برق قبلی خانه را برایم بیاورد. آن روز او حتی چند دقیقه داخل خانه نشست. از چیدمان خانه تعریف کرد و گفت که من سلیقه خوبی در انتخاب دکوراسیون داشتم.کمی با هم گپ زدیم و از او خواستم بیشتر بماند اما گفت شوهرم منتظر است و باید بروم. وقتی او رفت از پنجره نگاه کردم، دیدم همین متهم بیرون ایستاده بود. سپیده سوار خودروی او شد و با او رفت.»
این شاهد در ادامه افزود: «بعد از مدتی پکیج خانه خراب شد. از سپیده خواستم یک پکیج جدید تهیه کند. او هم این کار را انجام داد. بعد برای نصب دستگاه، نصاب گفت باید کارت گارانتی را تحویل بدهم. چند بار با سپیده تماس گرفتم تا از او بخواهم کارت گارانتی را برایم بفرستد اما پاسخ نداد. چون میدانستم متهم در همان بنگاهی کار میکند که خانه را از آنجا اجاره کرده بودم، با او تماس گرفتم.»
زن سالخورده سپس مهمترین بخش اظهارات خود را مطرح کرد و گفت: «متهم به من گفت صاحبخانهات را کشتهاند. سرش را بریدهاند و بدون اینکه یک قطره خون روی زمین بریزد، جسدش را داخل حمام گذاشتهاند. از شنیدن این حرف شوکه شدم. آن زمان هنوز هیچکس از قتل صاحبخانه خبر نداشت و بههمین دلیل موضوع را پیگیری کردم و فهمیدم سپیده دقیقا همانطور که این متهم میگفت به قتل رسیده بود.»
پس از پایان شهادت این زن، متهم بار دیگر در جایگاه قرار گرفت و اظهارات او را رد کرد. احسان گفت: «این شاهد حقیقت را نمیگوید. تاریخها را اشتباه به خاطر آورده است. زمانی که با من تماس گرفت، خبر قتل منتشر شده بود و همه از آن اطلاع داشتند. من هم مانند دیگران آن زمان از موضوع باخبر شدم. تا قبل از بازداشت اصلاً نمیدانستم این زن چگونه به قتل رسیده و ادعای او را قبول ندارم.»
قضات پس از استماع دفاعیات متهم، اظهارات شاهد، بررسی دوباره مدارک، گزارشهای پلیسی، نظریههای کارشناسی و سایر مستندات موجود در پرونده، بار دیگر متهم را به اتهام قتل عمد سپیده مجرم شناختند و حکم قصاص نفس او را صادر کردند.








