روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | مهر ۱۳۵۶‌. سه‌ماه تا شعله‌های انقلاب باقی مانده است. خرداد‌ماه شریعتی در انگلیس فوت کرده اما حرکت آنچنانی در سطح کشور ایجاد نشده است. با روی کار آمدن کارتر فضای سرکوب شدید کمی باز می‌شود. بحران اقتصادی کم‌کم پدیدار می‌شود و تورم‌، ‌قطع برق‌ و ترافیک مسائلی هستند که حالا دانشجویان و نسل جوان بر روی آنها تاکید می‌کنند‌.درهای زندان‌ها کمی باز می‌شوند، گروهی از زندانی‌های سیاسی آزاد می‌شوند‌.

نارضایتی به شکل عمده در میان دانشجویان و روشنفکران محاسبه می‌شود و کسی از رژیم پهلوی حواسش به طبقات مذهبی نیست. گفتمان مذهبی صدایش شنیده نمی‌شود. روشنفکران بر مرجعیت فرهنگی خود پافشاری می‌کنند. حکومت هم این مرجعیت را به اشکال مختلف صحه می‌گذارد‌، حتی گاه با مخالفت با آن‌! در ۱۸ مهرماه ۱۳۵۶ برگزاری شب شعر انجمن گوته در باغ سفارت آلمان این مرجعیت را به شکلی کامل مورد تاکید قرار داد.

ده شب که در هر شب یک سخنران در جلسه حاضر بود و سپس شاعران شعر می‌خواندند. کانون نویسندگان محوریت برنامه را برعهده داشت، وزارت فرهنگ و هنر هم مجوزهای لازم را داده بود. انتخابات کانون نویسندگان در خرداد‌ماه در منزل مقدم‌مراغه‌ای برگزار شده بود و حالا با مساعدت رایزن فرهنگی آلمان فرصتی فوق‌العاده پیدا کرده بودند. شب‌های شعر شروع شد. ده سخنران در ده شب برای جمعیت حاضر سخنرانی کرد. جمعیت حاضر؟

‌از ۴۰۰۰ نفر شب اول تا ۱۵۰۰۰نفر شب‌های انتهایی. سخنران‌ها‌: ‌سیمین دانشور‌، منوچهر هزارخانی‌، ‌بهرام بیضایی‌، هوشنگ گلشیری‌، ‌باقر پرهام،‌ غلامحسین ساعدی‌، داریوش آشوری‌، باقر مومنی‌، ‌مصطفی رحیمی و به‌آذین‌. ۲۴ شاعر هم در این ده شب شعر خواندند‌. شاعرانی مثل مهدی اخوان‌ثالث‌، اسماعیل خویی‌،‌ فریدون مشیری‌،‌ سیاوش کسرایی، علی باباچاهی‌، ‌جواد مجابی‌،‌ منصور اوجی‌،‌ سعید سلطانپور، ‌علی‌اکبر موسوی گرمارودی‌، عمران صلاحی‌،‌ ‌طاهره صفارزاده، ‌محمدعلی بهمنی‌، ‌م آزاد و…

تقریبا شاکله چهره‌های ادبیات و فضای روشنفکرانه کشور در این مراسم حضور داشتند. ماجرا از آنجا پیچیده شد که سخنرانان به شکلی متوالی و در شب‌های پیاپی مسئله سانسور و لزوم آزادی‌بیان را نشانه رفتند. بهرام بیضایی در سخنانی فی‌البداهه در شب پنجم سانسور گروه‌های فکری دیگر را در کنار سانسور دولتی مورد انتقاد قرار داد‌. او بعدها گفت که از انتقاداتی که درباره جنجال‌های جشن هنر شیراز و آن نمایش مجارستانی (خوک‌، ‌بچه،‌ آتش‌) انجام شده بود، دل‌آزرده بود و همین‌طور اتفاقی که در سال ۱۳۴۸ و به‌هنگام اجرای نمایش سلطان مار پیش آمده بود و سعید سلطانپور همراه با گروهی به محل اجرای نمایش حمله کردند و از ادامه آن ممانعت کرده بودند.

دو شب بعد سروکله خود سعید سلطانپور در باغ تابستانی سفارت آلمان ‌ پیدا شد؛ در حالی‌که کمتر از ۴۸‌ساعت از آزادی‌اش از زندان می‌گذشت. حضور او به‌عنوان یکی از شاعران مراسم‌، ‌نشان از جسارت رو به افزایش کانون نویسندگان داشت‌. او قبل از شعرخوانی‌اش گفت: «من دیشب از زندان آزاد شده‌ام و امروز آمده‌ام تا در دفاع از آزادی‌بیان، اندیشه و اجتماعات، به کانون نویسندگان بپیوندم»، کار آنقدر بالا گرفت که رایزن فرهنگی سفارت آلمان درصدد تعطیلی برنامه بود که با وساطت و تضمین ساعدی و به‌آذین منصرف می‌شود. عجیب آنکه پس از شعرخوانی سلطانپور کمونیست‌، علی موسوی گرمارودی‌‌ همان شب شعری در ستایش علی‌(ع) و مظلومیت شیعه خواند.

شب دهم التهاب به اوج خود رسید. وقتی که به‌آذین با این جملات سخنرانی خود را به پایان برد: «ده شب، به‌صورت جمعیتی که غالبا سر به ده هزار و بیشتر می‌زد، آمدید و اینجا، روی چمن و خاک نمناک، روی آجر و سمنت لبه حوض، نشسته و ایستاده، در هوای خنک پاییز و گاه ساعت‌ها زیر باران تند، صبر کردید و گوش به گویندگان دادید. چه شنیدید؟- آزادی و آزادی و آزادی…» این روایت هم وجود دارد که «در شب پایانی این برنامه، شرکت‌کنندگان همگی به خیابان ریختند و با پلیس درگیر شدند. در این تظاهرات یک دانشجو کشته و هفتاد نفر زخمی و بیش از یکصد نفر دستگیر شدند.»

درباره تاثیر این مراسم در آغاز انقلاب گمانه‌زنی‌هایی شده اما این تاثیر را باید در چارچوب همان دوران در نظر گرفت. واضح است که کلید‌واژه مقاومت در برابر سانسور و خفقان توسط این شب‌های شعر دوباره مطرح شد اما اگر حوادث آذر و دی‌ماه ۵۶ رخ نمی‌دادند این مراسم نمی‌توانستند خطری را متوجه نظام کنند. شب‌های شعر گوته اگر به‌عنوان یک عضو از زنجیره حوادث در نظر گرفته شود، قابل فهم است. زنجیره‌ای که موجب شد حرکت گروه‌های مذهبی در دی‌ماه با همبستگی گروه‌های دیگر جامعه روبه‌رو شود‌.

و عجیب اینکه طبقه روشنفکر در سال‌های ۵۸ و ۵۹ همچنان بر حضور خود به‌عنوان یک طبقه مرجع فرهنگی اصرار داشت اما در دهه شصت در امواج حوادث و تحولات به شکل کامل به محاق رفتند. فیلم هامون به‌نوعی روایت همین اختگی است. تلاش آنها برای حضور موثرتر در دهه هفتاد با موانع متعددی رو‌به‌رو شد. از سعید امامی تا تحولات اجتماعی. همین دیگر. رهایش کنیم.

سایر اخبارکاربران ویژه - تک نگاریرا از اینجا دنبال کنید.