روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری | در زمین بازی پارک می‌شود بدون جلوه‌های ویژه و هیچ اضافه کاری‌ای، فیلمی سورئالیستی ساخت.
تصور کنید وسط زمین بازی ایستاده‌اید و به صورت اسلوموشن بچه‌هایی را می‌بینید که مثل جنگجوهای قبیله با دهان‌های گشوده در حال عربده کشیدن، به طرف هم می‌دوند و دو سه تای‌شان بین راه زمین می‌خورند و بچه‌های پشت سر، پایشان به آنها گیر می‌کند و کله معلق زنان روی دماغ و ساق پای زمین خورده‌های قبلی فرود می‌آیند. عربده‌ شاد تبدیل می‌شود به عربده‌ از سر درد. عربده‌ها در زمین بازی از بین نمی‌روند فقط از حالتی به حالت دیگر تبدیل می‌شوند.

گردنتان به سمت دیگری می‌چرخد. بچه‌های ۳ ساله تا ۱۳ ساله، توی صفِ پله‌های سرسره هستند و هرکسی که از پله بالا می‌رود، لگدی به کله‌ پشت سری می‌زند و در این بین چندتایی ۳ ساله، نرسیده به قله، می‌لغزند و از صف پایین می‌ریزند. آن بالا، دختر ۱۰ـ۱۱ ساله‌ای با استایل و آرایش موی زنان پنجاه ساله‌ دهه ۴۰، شکیل و شمرده از پشت سری‌ها می‌خواهد چند لحظه‌ای صبر کنند. بعد برعکس (یعنی پشت به سرسره می‌نشیند) و یک دفعه جثه متوسطی با موهای پوش‌داده و پیراهن گلدار و گوشواره‌ طلا، مثل میزبان یک مهمانی خانوادگی سر می‌خورد پایین و پشت و رو، مثل کتلت وا رفته کف پارک می‌افتد و آرایش موهایش به هم می‌خورد.

کافی‌ست سرتان را به چپ و راست تکان دهید تا تاب‌هایی را ببینید که وحشیانه عقب و جلو می‌روند و تاب‌سوار در کسری از ثانیه از نیمکره شمالی به نیمکره جنوبی می‌رسد و جایی حوالی خط استوا، کف کفش‌هایش با سینه‌ رهگذری مماس می‌شود و رهگذر مثل توپی که توسط تارو میساکی شوت شده، از پارک پرت می‌شود توی خیابان.بعد چشم‌تان به دوقلوهای زیادی همسان با لباس‌های سبز یک‌جور می‌افتد که از پشت چرخ و فلک بیرون می‌آیند؛ در حالی که یکی دارد با تک دندانش خنده‌ای شرورانه می‌کند و دیگری در حال زار زدن است.

هر دو به طرف دست‌فروشِ غول‌پیکری می‌روند که با بازوهای تتو شده‌ عضلانی و زخمی اریب روی گونه‌ وسط زمین‌بازی ایستاده و بدون لبخند، با دستگاه حباب‌ساز حباب می‌سازد و حباب‌ها بر فراز پارک پرواز می‌کنند و بچه‌ها جیغ‌کشان بالا و پایین می‌پرند و حباب‌ها را شکار می‌کنند. دست‌فروش در حالی که زیر لب به بچه‌ها «نکن توله سگ!» می‌گوید، خانواده‌ها را تشویق به خریدن اجناسش می‌کند.

همان لحظه دوچرخه‌ای با سرعت از پشت سرتان رد می‌شود و در حالی که کم مانده نقش زمین شوید، چشم‌تان به پدری می‌افتد که خم شده توی لوله سرسره و دارد دنبال بچه‌اش می‌گردد. بعد به جای بچه‌اش، دو سه نوجوان ۱۵ـ۱۶ ساله که بوی گل می‌دهند، قطاری از تونل بیرون می‌آیند.زمین بازی پارک، سرزمین عجایب است. گوشه‌ای دور از هیاهو (جایی که راکت بدمینتون توی سرتان نخورد) بنشینید و این فیلم فانتزیِ خنده دارِ هولناک را تماشا کنید‌.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.