روزنامه هفت صبح ، محمدجواد ترابی | شب هنگام رسیدیم به سانتیاگو، پایتخت شیلی که رنگ و لعاب آمریکایی‌ آن همان ابتدا به چشممان خورد. فرودگاه بین‌المللی سانتیاگو، ابعادی بزرگ‌تر از فرودگاه امام نداشت و حدود ۲۰کیلومتری مرکز شهر واقع شده بود. آن شب خودمان را به هاستل رساندیم و پنج صبح در نتیجه پرواززدگی (جت‌لگ) از خواب پریدیم. آنقدر خودمان را به خواب زدیم تا وقت صبحانه برسد. چند دقیقه بعد ما تازه سانتیاگو را دیدیم. این قسمت از سفرنامه شیلی که دومین قسمت آن است بدون رعایت ترتیب زمانی، راوی دو بار بازدیدم در ابتدا و انتهای سفر از این شهر متفاوت آمریکای جنوبی است.

*** پاییز دل‌انگیز
یکی دو روزی مانده بود به طولانی‌ترین شب سال به روایت نیم‌کره‌جنوبی. می‌دانید یا نمی‌دانید،‌ فصل‌های دو نیم‌کره زمین خلاف همدیگر است. پایان بهار ما می‌شود پایان پاییز آن یکی نیم‌کره. شب یلدای ما هم به جای اینکه مصادف باشد با طولانی‌ترین شب نیم‌کره جنوبی، طولانی‌ترین روز آن‌هاست. حالا درست در زمانی که تهران رکوردهای خودش را در گرما جابه‌جا می‌کرد، ما به شهری در دامنه‌های کوه آند آمده بودیم تا سرمای پاییز و زمستانش را به رخ ما بکشد و چه بی‌رحمانه هم به رخ کشید.

سانتیاگو مانند شهرهای زیبای روسیه از معدود شهرهایی بود که دوست داشتم فقط در خیابان‌هایش قدم بزنم تا اینکه به داخل موزه‌ها و بناها سرک بکشم. عجب پاییزی است. برگریزان درختان به روزهای آخرش رسیده اما هوا در این شهر آنچنان سرد نبود. برج‌ها دورتادور سربرافراشته‌اند. خیابان‌ها عریض. آسمان آبی اما آغشته به مه سرد پاییزی.

*** توسعه چشمگیر
اگر روزی راهی آمریکای جنوبی می‌شوید، دنبال مفاهیم کلاسیک توسعه نباشید. دوستان اهل سفر می‌گویند که شاید بشود در چند نقطه توسعه‌یافتگی کلاسیک را در آمریکای جنوبی دید؛ سائوپائولو برزیل، در کمال تعجب کشور اروگوئه، کیتو پایتخت اکوادور و البته گل سر سبد آنها: شیلی. سانتیاگو در همان نگاه اول کشیده محکمی به صورتمان زد که توسعه یافتگی را می‌توان در آمریکای جنوبی دید، حس کرد و حتی انگشت به دهان شد. برای نمونه، اینجا راه‌های زمینی حرف ندارند.

در امتداد رشته کوه آند و اقیانوس آرام، بیش از خطوط هوایی، این خطوط اتصال زمینی و به ویژه اتوبوسرانی بسیار توسعه‌یافته شیلی است که قامت ۴۲۷۰ کیلومتری این کشور را به هم وصل می‌کند. با این حال خبری از توسعه ناوگان ریلی در این کشور و کشورهای دیگر آمریکای جنوبی به تناسب سیستم حمل‌ونقل اتوبوسرانی آن‌ها نیست. می‌گویند سرمایه‌گذاری‌های کلان روی اتوبوسرانی حتی مانع توسعه خطوط ریلی هم شده، اما نمی‌توان به این حرف‌ها اتکا کرد. با این حال اگر گردشگری قصد سفر به شیلی دارد و می‌خواهد به بسیاری از نقاطش سر فرصت سر بزند و مشکل زمان ندارد، اتوبوس بهترین انتخاب است.

من هم پرواز درون کشوری را در شیلی تجربه کردم و هم بارها اتوبوس‌های مختلفش را سوار شدم. اتوبوس‌هایی متعلق به شرکت‌های مشهور توربوس، پولمان و … شاید باورتان نشود ولی بعضا تجربه تردد با آنها بهتر از هواپیما بود. اتوبوس‌های این کشور دو طبقه‌اند و طبقه اول با چند تقسیم‌بندی و قیمت مختلف هیچ کم از فرست‌کلاس هواپیما ندارند. طبقه دوم هم که با بودجه ما بیشتر می‌خورد به مراتب صندلی و خدماتی بهتر از بهترین اتوبوس‌های وی‌آی‌پی وطنی دارند. البته بی‌تعارف بگویم که این کیفیت اتوبوسرانی را حتی در ژاپن هم ندیدم.

با این حال توسعه‌یافتگی لبه‌های تندوتیزی هم برای ما ایرانی‌ها دارد مانند اینکه بسیاری از جاها نداشتن کارت اعتباری می‌توانست دردسرساز شود و هر بار به لطایف ‌الحیل از کنارش گذشتیم. سطح درآمدها هم در این کشور به نسبت هزینه‌ها بالاست. یک پژوهشگر تازه‌کار در این کشور حدود ۲۵۰۰ دلار حقوق می‌گیرد در صورتی که هزینه اجاره ماهانه‌اش حوالی ۵۰۰ دلار می‌شود. البته خب اوضاع برای همه شاید به این خوبی نباشد اما از نوع پوشش و زندگی افراد مختلف می‌شد رفاه را دید. باز هم نه در همه شهر. بالاخره هر توسعه‌یافتگی با خودش حاشیه‌نشینی هم می‌آورد. مثل تهران، مثل استانبول.

*** منو یعنی منو
این توسعه‌یافتگی برای گردشگر ایرانی یک وجه منفی دیگر هم دارد و آن هم اینکه با همان میزان خرج روزانه‌‌ای که در شیلی داشتیم می‌شد راحت چهار پنج روز را در کشورهایی مثل بولیوی و پرو و حتی ریودوژانیرو برزیل سر کرد. من به شخصه علاقه‌ای به امتحان فست‌فودها در هیچ کدام از سفرهایم ندارم. غذای محلی همیشه بهترین جایگزین است، هم برای چشیدن طعم‌های تازه و هم برای آشنایی با فرهنگی دیگر. با تمام این‌ها، در شیلی وقتی فودکورت‌ها را دیدم نتوانستم جلوی خودم را بگیرم.

انبوهی از غذاهایی که فست‌فودی هم نبود را اینجا با هزینه‌ای به مراتب مناسب‌تر از خرج و مخارج رستوران می‌شد تهیه کرد. البته این مناسب‌تر که از آن حرف می‌زنم، چیزی در حدود ۷، ۸ دلار است؛ صدهزار تومان ناقابل برای یک وعده. رستوران دست‌کم دو برابر این میزان خرج داشت. اینجا می‌شود، غذاها را تکی سفارش داد یا «منو» گرفت. منو به معنی فهرست غذاها نیست بلکه اینجا یعنی غذای کامل با قابلیت انتخاب پیش غذا و معمولا دو مدل کنار غذا و نوشیدنی. برندهای مشهور آمریکای جنوبی با اسم‌های خاص‌شان به چشممان می‌زد. از آن اما حیاط خلوت آمریکایی‌ها، بدون برندهای فست‌وفودشان معنی ندارد. چینی‌ها هم در شیلی رستوران و فست‌فود کم ندارند. حالا مگر انتخاب میان این همه ساده است؟ نه اصلا. ادامه دارد…

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - دیدنی‌هارا اینجا بخوانید.