
هفت صبح| در حاشیه مراسم بزرگداشت و تشییع اکبر عبدی، هنرمند سرشناس کشور، اتفاقی که بیش از هر چیز جلب توجه میکرد، هجوم برخی حاضران برای گرفتن عکس یادگاری با چهرههای شناختهشده بود. از بازیگران و کارگردانان سینما گرفته تا ورزشکاران و دیگر افراد مشهور، بسیاری از حاضران در طول مراسم بارها با درخواستهای مکرر برای گرفتن سلفی روبهرو شدند. در برخی لحظات، ازدحام علاقهمندان به اندازهای بود که رفتوآمد هنرمندان را با دشواری مواجه کرد و حتی فضای سوگواری مراسم را تحتالشعاع قرار داد. این رفتار در حالی رخ داد که بسیاری از چهرههای حاضر برای ادای احترام به اکبر عبدی و همراهی با خانواده و نزدیکان او در مراسم حضور یافته بودند.

تکرار چنین صحنههایی بار دیگر موضوع رعایت حریم شخصی افراد مشهور و حفظ شأن و حرمت مراسمهای سوگواری را به یکی از بحثهای قابل توجه در فضای عمومی تبدیل کرده است. در دنیای امروز، شکار لحظهها با افراد مشهور به یک پدیده رایج تبدیل شده است. فرقی نمیکند طرف مقابل یک ورزشکار باشد، یک هنرمند یا حتی یک سیاستمدار، چرا که برای «شکارچیان سلفی»، فقط «معروف بودن» اهمیت دارد.
اما به نظر میرسد هر چه جلوتر میرویم این پدیده ابعاد ترسناکتری را به خود میگیرد چرا که با افزایش تعداد این سلفیبگیرها و سماجتهای عجیب آنها برای گرفتن عکسهای یادگاری با سلبریتیها دیگر هیچ چهره مشهوری از دست این مزاحمهای گوشی به دست و تشنه عکس گرفتن در امان نیست. آنچه در مراسم اکبر عبدی رخ داد و عصبانیت برخی بازیگران را به همراه داشت از مزاحمتهای افرادی که در میانه مراسم خود را به سختی به آنها میرساندند و با سماجت میخواستند عکسی به یادگار با آنها بگیرند، تنها نمونههایی از همین پدیده عجیب و در عین حال رو به گسترش است.
تاریخچه سلفی گرفتن
شاید فکر کنید که تاریخ پدیده سلفی گرفتن به بعد از رواج گوشیهای هوشمند برسد اما حقیقت آن است که اولین سلفی تاریخ مربوط به یک نقاشی رنگ روغن است که در سال ۱۵۲۴ بر روی چوب ترسیم شد. در این تابلو که «سلف پرتره در آینه محدب» نام دارد، «پارمیجیانینو» هنرمند ۲۱ ساله تصویر خود را رسم کرد. این هنرمند جوان در آن زمان نمیدانست از سلفی بگیران دیگر ۵۰۰ سال جلوتر است!
از سویی اولین سلفی عکاسی شده توسط رابرت کورنلیوس و در سال ۱۸۳۹ به ثبت رسیده است یعنی زمانیکه گرفتن این عکس به سادگی فشردن دکمه گوشی موبایلی که دوربینی در جلو دارد نبود.

کورنلیوس مجبور بود دوربین را روی یک پایه قرار دهد، درپوش لنز را بردارد، قاب تصویر را تنظیم کند، پنج دقیقه در برابر دوربین بنشیند، سپس به سرعت به طرف دوربین بدود و درپوش لنز را روی آن بگذارد. ولی وی دست بردار نبود و در نهایت نیز پس از چند بار انجام این پروسه سخت و طاقت فرسا، موفق شد تصویری را ثبت کند که حالا ازآن به عنوان اولین سلفی عکاسی شده یاد میشود.
پایتخت سلفی دنیا
اگرچه سلفی پدیدهای جهانی است، اما حقیقت آن است که در برخی نقاط دنیا آمار گرفتن سلفی بیشتر است. چند سال قبل روزنامه تایمز با ایجاد بانک دادهای از بیش از ۴۰۰ هزار سلف پرتره دیجیتالی با کپشن selfie#، روی جغرافیای ثبت سلفی تحقیق جالبی را انجام داد. بعد از بررسی مختصات جغرافیایی تصاویر، در نهایت ۴۵۹شهر بر اساس بیشترین تعداد سلفیهای ثبت شده در آنها رتبهبندی شدند. طبق این تحقیق، شهر ماکاتی در فیلیپین «پایتخت سلفی دنیا» نام گرفت و پس از آن، شهر منهتن در ایالت میامی آمریکا با اختلافی اندک در رتبه دوم قرار داشت.

سلفی با پرچم کپشن selfie#
با افزایش محبوبیت سلفیها در سالهای اخیر، هشتگ مربوط به آنها، به عنوان برچسب رسمی این تصاویر باقی مانده است. طبق گزارش شبکه اجتماعی اینستاگرام، اولین عکس بارگذاری شده در این شبکه با کپشن selfie #متعلق به زنی به نام جنیفر لی در ۱۵ ژانویه ۲۰۱۱ است.در سال ۲۰۱۳، کلمه selfie به عنوان لغت سال دیکشنری انگلیسی آکسفورد انتخاب شد.
معروفترین سلفی بگیران
شاید نتوان با قاطعیت اعلام کرد که معروفترین سلفی بگیر با افراد مشهور در جهان چه کسی است اما بیشک جاناتان کی کوان، بازیگر آمریکایی یکی از شاخصترین آنهاست. وی که خودش بازیگر معروفی است در بسیاری از مراسمها و مهمانیها با سلبریتیهای مشهور عکسهای غیرمتعارفی میگیرد و در صفحه شخصیاش منتشر میکند و از این راه دنبال کنندگان بسیاری هم برای خودش دست و پا کرده است.
وقتی که هدف فقط «ثبت شدن » است
در این میان اما سلفی گرفتن با سلبریتیها روایت دیگری دارد. جامعهشناسان معتقدند ریشه این رفتار را باید در نوعی «اعتیاد به ثبت آنی» جستجو کرد. در دنیای امروز، برای بسیاری از افراد، ارزشمندی یک تجربه به خاطر غنا و عمق آن نیست بلکه بیشتر به خاطر «قابلیت انتشار» آن است. در این نگاه، رنج یک خانواده و احترام به ساحت مرگ، در برابر عطش «دیده شدن» در فضای مجازی، نادیده گرفته میشود! این «بیحسیِ اخلاقی» زمانی تشدید میشود که پدیده «سرایت رفتاری» در جمع اتفاق میافتاد؛ یعنی جایی که هجوم چندین نفر برای گرفتن عکس از یک چهره معروف همه قواعد و اصول اخلاقی و عقلانیت جمعی را از بین میبرد و افراد را به تودهای تبدیل میکند که بیآنکه بدانند چرا، حرمت حتی مجلس عزا را فدای یک قاب دو نفره میکنند.
همانطور که گفته شد، این پدیده فقط مختص مراسم خاکسپاری مرحوم اکبر عبدی نیست. کافی است مروری داشته باشیم در اخبار چند سال اخیر تا با سیلی از موارد مشابه مواجه شویم. اخبار رسانهها و فضای مجازی پر است از مطالبی در مورد افرادی که در مراسمهای مختلف مانند مراسم تشییع عباس کیارستمی و یا روزهای سخت بیماری مرتضی پاشایی، برای عکس گرفتن با چهرههای مشهورهجوم آورده بودند. مواردی که حتی التماسهای خانوادههای متوفیان نیز مانع از آن نشد تا دست از این کار بکشند! حتی کار به جایی کشیده که بعضی از چهرههای مشهور در صفحات رسانههای اجتماعی خود در فضای مجازی از طرفدارانشان درخواست میکنند که دست کم در طول مراسم تشییع جنازه از سلفی گرفتن خودداری کنند!
جالب اینجاست که گاه سلفیهای خود افراد مشهور هم کار دستشان میدهد! مثلا چند سال قبل انتشار عکس سلفی عباس جدیدی (کشتیگیر نام آشنای کشور) در کنار بدن نیمهجان پورحیدری
(پیشکسوت فوتبال کشور) در بیمارستان با موجی از انتقادها و اعتراض در فضای مجازی مواجه شد. این موج چنان بالا گرفت که همان زمان برخی از کاربران با فتوشاپ، او را در کنار برجهای دوقلو در ۱۱ سپتامبر یا در کنار سقراط هنگام نوشیدن جام شوکران به تصویر کشیدند تا عمق بیتفاوتی و «سلفیگرایی» را به رخ بکشند. در موردی دیگر حضور تعدادی از جوانان در اردیبهشت 1398 در خلال جشنواره بینالمللی فیلم فجر برای عکس گرفتن با بازیگران مورد علاقه در محل برگزاری جشنواره، خبرساز شد. این دختران و پسران جوان طبق آن چه خبرگزاریها نوشتهاند، با خرید بلیتهای 15 هزار تومانی جشنواره، وارد محل برگزاری مراسم شده بودند و ساعتهای طولانی برای آمدن بازیگر مورد علاقه خود در این محل حضور داشتند.
سلفی با سیاسیون
اما سلفی گرفتن فقط مختص ورزشکاران و هنرمندان نیست. در این مسیر سیاستمداران نیز همیشه طعمههای خوبی برای سلفی بگیران تلقی میشوند. درست مانند چند سال قبل که عکسهای یادگاری و سلفیهای عجیب نمایندگان مجلس با فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، بعد از مراسم تحلیف رئیسجمهور واکنشهای بسیاری از سوی چهرههای سیاسی، بازیگران و هنرمندان به همراه داشت.
به عنوان مثال رحمتالله حافظی، عضو آن زمان شورای شهر تهران همان موقع در صفحه اینستاگرام خود نوشت:«در روز تحلیف که از روزهای ماندگار در تاریخ کشور است، متاسفانه اتفاقی دور از شأن این مردم در خانه ملت رخ داد،جدای از اینکه این اتفاق توسط چه افرادی رقم خورده، آنچه باعث تاسف است، وقوع این رخداد در مجلس شورای اسلامی است که امید مردم و عصاره فضائل ملت است و در راس امور قرار دارد، این اتفاق نیاز به بررسیهای جامعه شناختی و روانشناختی توسط انجمنهای علمی تخصصی دارد، امیدواریم مسببین این رخداد در اولین فرصت از پیشگاه ملت عذرخواهی نمایند.»
صادق خرازی سیاستمدار و دیپلمات ایرانی هم با اظهار تاسف از چنین برخوردهایی از سوی نمایندگان مجلس آن زمان در صفحه اینستاگرام خود نوشت:«جای آن است که خون موج زند در دل لعل. ای کاش مجلس یک واحد آموزش پروتکل رفتار و اخلاق جمعی برای نمایندگان محترم تدارک میدید که وجاهت نمایندگان محترم دستمایه نقد قرار نمیگرفت اگر چه بایست از خداوند متعال خواست تا در برابر نقد منصفانه همه آحاد مسئولان و مردم فروتن و متواضع باشند و سپاس از منتقدان با شرف را سر لوح زندگی خود قرار دهند.»
سلفی گرفتن گروهی
ماجرای سلفی بگیران اما به همین جا ختم نمیشود. در این مسیر حتی تعدادی از آنها با یکدیگر گروههایی را تشکیل میدهند تا رد سلبریتیها را بزنند و خودشان را به آنجا برسانند و عکسی به یادگار بگیرند. نمونه چنین گروههایی، یک جمع 50 نفری بود که حدود 10 سال قبل چنان شهرتی در عرصه سلفی گرفتن برای خودشان دست و پا کرده بودند که پایشان را به رسانهها نیز باز کرده بود. این گروه از عاشقان سینهچاک ستارههای تئاتر و سینما که پای ثابت تمام برنامههای افتتاح تئاتر و اکران فیلم بودن هر کجا که میتوانستند، عکسی به یادگار کنار بازیگر محبوبشان ثبت میکردند و در اینستاگرام به اشتراک میگذاشتند.
عکسهایی که به گفته خودشان مهمترین تفریح و علاقهمندی این گروه به شمار میرفت. حمید زمانی سامی، ملقب به آقا سامی، ۴۲ ساله یکی از اعضای همین گروه بوده که آن زمان در گفتوگو با رسانهها خودش را از از طرفداران قدیمی تئاتر و سینما معرفی کرده بود که خیلیها او را میشناسند و سلام و علیکی میکنند. وی که خودش آهنگساز و خواننده است گفته بود اولین سلفیهایش را اسفند ۹۵ در کنار مهراوه شریفینیا و امیر جعفری ثبت کرده است. حمید حتی مدعی شده بود که بازیگران او را دوست دارند و دوستش محسوب میشوند چون بنا بر عادت قدیمیاش، برای بازیگران محبوبش همیشه هدیههایی میخرد؛ کادویی که به مهراوه شریفینیا برای اولین سلفیاش داده هم یک سجاده بوده است. وی همچنین گفته بود که خبرها را معمولا از طریق دنبال کردن استوریها و پستهای اینستاگرامی صفحات هنرمندان، فنپیجها و صفحات خبری دنبال میکند و از ایونتها و برنامهها خبردار میشود.
اولین سلبریتی داوطلب برای عکس گرفتن
وقتی حرف از «مردمی بودن» میشود، اولین چهرهای که در ذهن همه میدرخشد، جهانپهلوان غلامرضا تختی است. او فقط یک ورزشکار نبود؛ تختی یعنی نماد اخلاق. شنیدهایم که او هیچوقت دست کسی را رد نکرد؛ هر کسی که برای یک عکس یا یک امضا پیش او میآمد، با لبخند و معرفتی خاص پذیرفته میشد. اما یک سوال مهم اینجا مطرح میشود: آیا هر کسی که مشهور میشود، «باید» مثل تختی رفتار کند؟! واقعیت این است که تختی یک استثنا بود. ظرفیت او در مدارا و مهربانی، چیزی فراتر از یک رفتار عادی بود. نباید از هر هنرمند یا ورزشکاری انتظار داشته باشیم که دقیقاً مثل تختی باشد، چون این «منش» از درون او میجوشید، نه از روی اجبار. تفاوت بزرگ اینجاست: تختی با مردم «ارتباط دلی» داشت، نه اینکه فقط «در دسترس» باشد. او با مهر با مردم بود، نه چون مجبور بود!
سلفیهایی به قیمت تغییر معنای «سرمایه اجتماعی»
بسیاری از جامعه شناسان رواج بیضابطه سلفی بگیری با سلبریتیها را به پدیده «سرمایه اجتماعی» ربط میدهند. آنها معتقدند این سرمایه شکلی تازه یافته است؛ دیگر نیازی به سالها رفاقت و ساخت ارتباط نیست، بلکه یک عکس سلفی میتواند در کسری از ثانیه، انبوهی از اعتبار نمادین را به ارمغان آورد. درواقع شبکههای اجتماعی، هر لایک و بازنشر، تأیید و مهر قبولی بر ارزش وجودیِ فرد تلقی میشود؛ از این رو، سلفی با سلبریتی کوتاهترین مسیر برای نیل به این حس پذیرش جمعی است حتی اگر در واقعیت، هیچ پیوند عاطفی اصیلی در میان نباشد.
دکتر امانالله قراییمقدم، جامعهشناس، در گفتوگو با «هفتصبح» ضمن تایید این نظریه میگوید که رواج سلفی با چهرههای مشهور، بازتاب جامعهای است که در آن ظاهر بیش از هر زمان دیگری معیار ارزشگذاری افراد شده است.وی با اشاره به نظریه پیتیریم سوروکین درباره دورههای تمدنی، معتقد است جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری تحت سلطه ارزشهای مادی و ظاهری قرار گرفته است. در چنین فضایی افراد برای دیده شدن و اثبات جایگاه اجتماعی خود به نمادهای بیرونی متوسل میشوند و عکس گرفتن با سلبریتیها نیز یکی از همین رفتارهاست.او میگوید که در کلانشهرها، بهویژه تهران، بسیاری از افراد احساس گمنامی و بیهویتی میکنند و به همین دلیل تلاش دارند با ثبت یک عکس در کنار یک چهره مشهور، به دیگران بگویند «من هم هستم».
از نگاه این جامعهشناس، این رفتار بیش از آنکه از علاقه واقعی به یک هنرمند یا ورزشکار ناشی شود، تلاشی برای کسب اعتبار اجتماعی از طریق نزدیکی به افراد مشهور است.این جامعه شناس همچنین تأکید میکند که گسترش این رفتار گاهی به نادیده گرفتن حریم خصوصی افراد منجر میشود. اتفاقی که در مراسم ختم یا موقعیتهای شخصی سلبریتیها نیز دیده میشود. درست مانند آنچه در مراسم خاکسپاری اکبر عبدی رخ داد.
به اعتقاد وی چنین رفتارهایی مصداق بیاحترامی به موقعیت و دیگران است و واکنش سلبریتیها در جلوگیری از این نوع عکس گرفتنها میتواند به نوعی نقش تذکری و آموزشی داشته باشد و به افراد یادآوری کند که هر زمان و مکانی، آداب و حرمت خاص خود را دارد. قرائیمقدم با ذکر اینکه تکنولوژی و شبکههای اجتماعی، چنین میل قدیمی به آشنایی با مشهوران را به یک «رویه» تبدیل کرده است، میگوید: این رویه به جایی رسیده که حتی بسیاری از کسانی که سلفی میگیرند، ممکن است طرفدار آن فرد نباشند و از عکس گرفتن با وی لذتی هم نبرند! در واقع آنها فقط «سوار موج» هستند و میخواهند در رقابت با دیگران، ثابت کنند که در کنار یک فرد مشهور بودهاند.
از نیاز به دیده شدن تا نداشتن عزت و اعتمادبهنفس
اما این پدیده را میتوان از جنبههای شخصی و روانشناختی نیز بررسی کرد. اخیراً انجمن روانپزشکی آمریکا، تمایل به عکس گرفتن از خود یا همان «عکس سلفی» را به عنوان اختلال روانی تایید کرده است که آن را با اصطلاح «سلفیتیس» نامیدهاند. به زبان ساده میتوان «سلفیتیس» را از منظر روانشناسی اینگونه تعریف کرد؛ «تمایل وسواسی ـ اجباری برای گرفتن عکس از خود – به صورت تکی یا بادیگران - و فرستادن آن در شبکههای اجتماعی تا افراد بتوانند کمبود عزت نفس و شکاف حاصل از فقدان صمیمیت را جبران کنند». این انجمن همچنین این پدیده را در سه سطح ردهبندی؛ لب مرزی، حاد و مزمن تقسیم کرده است.
در این میان از نگاه روانشناختی، عکس گرفتن با یک چهره شناختهشده، بهخودیخود رفتار نادرستی نیست اما هر رفتار، زمان و مکان خود را دارد. دکتر آذردخت داوری، روانشناس، در گفتوگو با «هفتصبح» تأکید میکند که وقتی این اتفاق در فضایی مانند مراسم سوگواری رخ میدهد، دیگر نمیتوان آن را صرفاً ابراز علاقه به یک هنرمند دانست. به گفته او، در چنین موقعیتی، گرفتن سلفی به معنای نادیده گرفتن احساسات خانواده داغدار و دیگر سوگواران است و میتواند بار روانی منفی قابلتوجهی برای آنها ایجاد کند.داوری معتقد است نخستین اصل در هر نوع عکاسی با افراد، احترام به حریم خصوصی و کسب رضایت آنهاست. او میگوید بسیاری از افراد مشهور نیز مانند دیگران، در لحظات اندوه، حق دارند بدون مزاحمت و فشار افکار عمومی، سوگواری کنند.
به اعتقاد این روانشناس، ورود بدون اجازه به حریم شخصی افراد، حتی اگر از روی علاقه باشد، میتواند احساس ناامنی، بیاحترامی و نادیده گرفته شدن را در آنها ایجاد کند.وی به انگیزه افراد برای ثبت عکس با سلبریتیها اشاره میکند و میگوید؛ این افراد باید از خود بپرسند که داشتن یک عکس یادگاری با یک بازیگر یا هنرمند، چه چیزی به هویت ما اضافه میکند؟! به گفته داوری، بازیگری نیز مانند معلمی، روزنامهنگاری، پزشکی یا نویسندگی، یک شغل است و نباید صرف شهرت، باعث شود مرزهای احترام و حریم شخصی افراد نادیده گرفته شود.
این روانشناس تأکید میکند که بخشی از این رفتارها میتواند ریشه در نیاز به دیده شدن، عزتنفس و اعتمادبهنفس افراد داشته باشد. موضوعی که نیازمند توجه و آموزش بیشتر در جامعه است. او همچنین یادآور میشود که در بسیاری از کشورها، ثبت تصویر یا ورود به حریم خصوصی افراد بدون رضایت، میتواند با پیامدهای حقوقی همراه باشد، اما در ایران هنوز این حساسیت به اندازه کافی نهادینه نشده است.








