
هفت صبح، شهلا رضایی| تهران در یکسال اخیر، روزهای سختی را پشت سر گذاشته است. صدای آژیرهای ممتد و آسمانی که هر لحظه احتمال سقوط چیزی از آن میرفت، مردم را به سوی زیرزمینها راند. اما در میانه این اضطراب، یک واقعیت تلخ برملا شد: بسیاری از پناهگاههایی که تصور میکردیم ایمن هستند، یا وجود نداشتند یا سالها بود که کاربریشان تغییر کرده بود. تجربه جنگ ۱۲روزه و بعد از آن جنگ رمضان، لرزه بر اندام زیرساختهای شهری انداخت و نشان داد که فاصله میان «تصور امنیت» و «واقعیت پدافندی» در پایتخت، بسیار زیاد است.
میراث جنگ تحمیلی و بیداری دیرهنگام
داستان پناهگاههای تهران را باید از دهه ۶۰ و دوران جنگ تحمیلی شروع کرد. در آن سالها، بسیاری از مدارس و ادارات شهر با عجله پناهگاههایی ساختند تا در برابر بمبارانها سدی باشند. اما سالهای طولانی صلح، این فضاهای بتنی را به فراموشی سپرد. بسیاری از این پناهگاهها تبدیل به انبار شدند، برخی در اثر رطوبت و فرسایش تخریب شدند و برخی دیگر با تغییر کاربری ساختمانها، کلاً از نقشه شهر پاک شدند.
در همین دوران تکاپو، علی نصیری، رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، بر این نکته تاکید میکند که در جریان جنگ ۱۲ روزه، موضوع پناهگاهها تا حد زیادی بلاتکلیف بود. این بلاتکلیفی یعنی مردم در لحظات حساس، نمیدانستند کجا پناه ببرند و مسئولان دقیقاً نمیدانستند چه فضاهایی استاندارد هستند. این خلأ مدیریتی، فشار روانی شدیدی را بر شهروندان وارد کرد؛ تصور کنید هزاران نفر در جستجوی یک فضای امن، به سمت زیرزمینهایی میدوند که شاید حتی درِ ورودیشان سالهاست تخته شده است.
نقشهای برای خروج از ابهام
برای پایان دادن به این هرج و مرج، سازمان پدافند غیرعامل کشور در مردادماه ۱۴۰۴ دستورالعملی را تحت عنوان «دستورالعمل شهید شاطری» ابلاغ کرد. این سند، در واقع شناسنامه جدید پناهگاههای شهری است. علی نصیری در توصیف این مسیر میگوید که تلاش شد تا ابتدا تمام پناهگاههای قدیمی مدارس شناسایی شوند. نتیجه این عملیات میدانی، شناسایی ۵۱۸ پناهگاه بود که در سامانه GIS ثبت شدند.
اما واقعیتهای میدانی تلختر از آمارهای روی کاغذ بود. تیمهای تخصصی با بازدید از این ۵۱۸ مورد دریافتند که تنها ۱۸۱ مورد از آنها با مرمت و بهسازی قابلیت استفاده دارند. یعنی بیش از ۶۰ درصد از پناهگاههای قدیمی شهر یا نابود شده بودند و یا دیگر نمیتوانستند امنیت جانی مردم را تضمین کنند. این رقم، هشدار بزرگی بود درباره اینکه نمیتوان به میراث قدیمی تکیه کرد و باید به دنبال «پناهگاههای مدرن» گشت.
فراتر از مدارس
وقتی مشخص شد پناهگاههای مدارس کافی نیستند، استراتژی مدیریت بحران تغییر کرد. علی نصیری با نگاهی به ساختار مدرن شهر، به دنبال فضاهای جایگزین رفت. در این راستا، ۲۵۳ مجتمع تجاری، اداری و پارکینگهای طبقاتی شناسایی شدند که زیرزمینهایشان قابلیت تبدیل به پناهگاه را دارند.
این یک تغییر پارادایم است؛ یعنی تبدیل فضاهای اقتصادی و رفاهی شهر به دژی برای نجات جان انسانها در زمان جنگ.
در این مدل جدید، پناهگاههای درجه سه و چهار تعریف شدهاند که الگوی پناهگاه شهری هستند. هدف این است که هر شهروند در کمترین فاصله زمانی، بتواند به یک فضای استاندارد دسترسی داشته باشد و نیازی نباشد برای یافتن پناه، مسافتهای طولانی را در زیر باران موشک طی کند.
میان توهم امنیت و واقعیتهای مهندسی
یکی از جنجالیترین بحثها در ماههای اخیر، استفاده از ایستگاههای مترو به عنوان پناهگاه بود. بسیاری از مردم تصور میکردند مترو به دلیل عمق زیاد، امنترین جای شهر است. اما علی نصیری با صراحت اعلام کرده که مترو در اولویتهای اصلی پناهگاهی نیست. دلیل آن ساده است: خطوط فعلی مترو از ابتدا با هدف پناهگاه ساخته نشدهاند و استانداردهای پدافندی لازم را ندارند.
او به درستی اشاره میکند که تجمع مردم در فضایی که استانداردهای لازم را ندارد، میتواند خطرناکتر از خود جنگ باشد. هرچند در جنگ ۱۲ روزه، کارکنان مترو با انسانیت و جسارت درهای ایستگاهها را برای مردم باز کردند، اما این اقدام یک «راه نجات موقت» بود، نه یک «طرح پدافندی رسمی». با این حال، امیدوارکننده است که خطوط جدید (۸ تا ۱۱) تحت نظارت سازمان پدافند غیرعامل در حال طراحی هستند تا در آینده، مترو واقعاً به پناهگاهی تبدیل شود که بتوان به آن تکیه کرد.
چالشهای پیش رو و حصاری برای بقا
مدیریت بحران در شهری مثل تهران، با میلیونها نفر جمعیت، شبیه مدیریت یک ارتش است. مشکلاتی مثل تهویه نامناسب در زیرزمینها، کمبود اکسیژن در تجمعات میلیونی و نبود تابلوهای راهنما، از جمله درسهای تلخ جنگهای اخیر بود. امروزه تلاش میشود تا با شناسنامهدار کردن فضاهای زیرسطحی و نصب تابلوهای راهنما، ابهام زائران و شهروندان برطرف شود.
سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران مدعی است که به دنبال ایجاد یک شبکه منسجم است. شبکهای که در آن پارکینگها، پاساژها و زیرزمینهای اداری، در کنار پناهگاههای بازسازی شده مدارس، یک «حصار ایمنی» دور شهر بکشند. جنگ اخیر به ما یاد داد که در برابر تهدیدات مدرن، نمیتوان با ابزارهای قدیمی جنگید. امروز تکیه بر دانش GIS، بازسازی مهندسی و شناسایی دقیق نقاط امن، تنها راهی است که میتوانست جلوی تراژدیهای انسانی در زیرزمینهای شهر را بگیرد.








