
گروه اجتماعی| مدیریت شهری در سادهترین تعریفاش، یعنی مدیریت کف خیابان! همان نقطهای که مردم از لحظهای که صبحها از خانه خارج میشوند تا وقتی که شب خسته و کوفته برمیگردند، با آن سروکار دارند. از جمعآوری زباله و تمیزی خیابانها گرفته تا سرسبزی بوستانها و رفتوآمد با مترو، تاکسی و اتوبوس و مجوزهای ساختوساز. فعالیتهایی که در شهری مثل تهران، با چنان ابعاد وسیعی انجام میشود که در نوع خود بسیار حائز اهمیت و در عین حال حساس است.

در این بین هر اتفاق کوچکی در شهر میتواند موج بزرگی ایجاد کند. توقف چندساعته یک خط مترو، قراردادهای خرید اتوبوس، یا حتی اخباری از ناایمن بودن پلها، همه و همه از جمله اخباری هستند که میتوانند باعث ایجاد نگرانی و دلهره برای شهروندان پایتخت نشین شوند. شاید به همین دلیل است که عبدالمطهر محمدخانی در گفتوگوی خود با روزنامه هفتصبح مهمترین خط قرمزش را در جایگاه سخنگویی شهرداری، حفظ آرامش روان جامعه عنوان میکند. به گفته وی مدیران ارشد شهرداری بر این باورند که در شرایط سخت اقتصادی، نباید با اخبار دلهرهآور و التهابآفرین، بار روانی اضافه بر دوش مردم بگذارند و در عین حال مسئولین نباید جهت رسیدن به اهداف رسانهای یا تبلیغاتی، اعصاب و امنیت روانی مردم را نشانه روند.
محمدخانی معتقد است که اگر هر بخشی کار خودش را به درستی انجام دهد و نتیجه آن به مردم اطلاع رسانی شود بسیار مفیدتر از اعلام اخباری است که ممکن است باعث ترس و نگرانی مردم شود. «رویکرد ما این است که ابتدا مشکل را حل کنیم و سپس خبر اصلاح آن را اعلام کنیم. مثلا اگر گزارشی از ناایمن بودن یک پل شهری یا ساختمان خطرناک به دست ما میرسد، اولویت اول شهرداری ورود میدانی، رفع خطر و اصلاح مشکل با همکاری سایر دستگاههاست. پس از ایمنسازی، تلاش میکنیم اطلاعرسانی دقیقی داشته باشیم تا شهروندان هم مطلع شوند که در پایتخت چه اقدامات مهمی انجام شده و میشود و هم اینکه به زندگی در این شهر امیدوارتر شوند. استدلالمان هم این است که سیاهنماییهایی نظیر اعلام این که «۹۰درصد بیمارستانهای تهران ناایمن هستند» تنها ایجاد رعب، ترس و اضافه کردن غم بر دوش خانواده بیماران است و هیچ مشکلی را حل نمیکند».
مدیریت در روزهای سخت؛ وقتی شهر باید زنده بماند
جنگ و بحران را نباید به معنای عملیات نظامی ببینیم. جنگها و بحرانها میتواند به معنای فلج شدن رگهای شهر باشد. در چنین شرایطی، اگر خدمات شهری متوقف شود یا چهره شهر تاریک و غمزده شود، مردم سریعتر تسلیم ناامیدی میشوند. مدیریت شهری در این لحظات باید بتواند توازنی بین آمادگی جنگی و حفظ نشاط شهری ایجاد کند. این همان اتفاقی بود که در دو جنگ 12 روزه و رمضان افتاد و به لطف تلاش مدیریت شهری، پایتخت هرگز رنگ و بوی جنگزدگی و تسلیم و ناامیدی را به خود نگرفت.
محمدخانی به یاد میآورد که در روز اول جنگ اخیر شهردار تهران دستور داد شهرداری آمادگی کامل برای اداره شهر در سختترین شرایط بحرانی را برای مدت ۶ ماه داشته باشد. فرمانی که دو هدف اصلی را دنبال میکرد: ارائه خدمات بیوقفه و حفظ روحیه شهروندان. برای همین، خدمات مترو و بیآرتی رایگان شد و گلکاری بوستانها و میدانها و خیابانها و زیباسازی معابر بدون وقفه ادامه یافت. هدف این بود که چهره شهر زنده بماند و مردم حس کنند زندگی طبق روال عادی پیش میرود. این اقدام حتی مورد تقدیر سخنگوی وزارت خارجه و دیگر مسئولان کشور قرار گرفت.
از کمپهای اضطراری تا هتلهای پایتخت
شاید اولین صحنهای که از یک شهر جنگزده در ذهن هر انسانی نقش ببندد، شهری است که گوشه و کنار آن پر است از چادرهای مردمی که خانههایشان را از دست دادهاند و حالا در پارکها و بوستانها یا در مجاورت همان جایی که روزگاری امنترین نقطه جهان – یعنی خانهشان بود- اسکان پیدا کردهاند. در دو جنگ اخیر هم گفته میشود که دولت و نهادهای مرتبط به دنبال اسکان جنگزدهها در چادرهای گروهی بودند. این در حالی بود که وقتی در ابرشهری مثل تهران، چادرهایی در پارکها و معابر زده شود، تصویر شهر از یک پایتخت عادی به یک شهر جنگزده تغییر میکند.
موضوعی که مستقیماً روی روحیه مردم و وجهه بینالمللی شهر اثر منفی میگذاشت و حال و هوای پایتخت را عملا جنگ زده میکرد. سخنگوی شهرداری توضیح میدهد که پیشنهاد برخی نهادها، برپایی کمپ و چادر در بوستانها بود اما علیرضا زاکانی شهردار تهران این طرح را با قاطعیت رد کرد چون معتقد بود تهران با جمعیت ۱۰ تا ۱۵ میلیونی، نباید چهرهای متزلزل به خود میگرفت. او میگوید: برپایی چادر، تهران را شبیه شهرهای جنگزده غزه میکرد. با همین دیدگاه برای حفظ عزت نفس شهری و حفظ کرامت شهروندان آسیب دیده، شهرداری تصمیم گرفت با بودجه خودش بیش از 3 هزار خانواده آسیبدیده را در 46 هتل 4 و 5 ستاره پایتخت و تعدادی اقامتگاه اسکان دهد. اقدامی که شاید در تاریخ مدیریت جنگی در جهان کم سابقه باشد.
تحول در نبض حملونقل تهران
چالشهای تهران به گونهای است که حتی در روزهای عادی نیز زندگی در آن بی شباهت به جنگ نیست! شهری که میلیونها تردد روزانه در آن انجام میشود و شهروندان آن ساعتهای زیادی را پشت صفهای طولانی ترافیک سپری میکنند، در واقع به نوعی همیشه در حال جنگ با زمان و چالشهای روحی، روانی و حتی اقتصادی ناشی از آن هستند. ترافیک سنگین و فشار جمعیت، مهر تاییدی است بر اینکه این شهر به شبکهای قوی از حملونقل عمومی نیاز دارد. با این وجود سالهاست که حملونقل در سطح ایدهآل و حتی انتظار در ایستگاهها کمتر به آرزویی برای شهروندان بدل شده است. دلیل آن هم چیزی نیست جز کم کاری شهرداریهای دورههای مختلف سالهای پیشین در تامین واگن و به خصوص اتوبوس. با این وجود، مدیریت شهری در دوره کنونی، برنامههای زیادی را در حوزههای مترو، اتوبوسرانی و تاکسیرانی دنبال کرده که باعث شده تا توسعه حمل و نقل عمومی شتاب بیسابقهای به خود بگیرد.
محمدخانی در این باره میگوید نیاز واقعی تهران در بخش اتوبوسرانی بین 7 تا 11 هزار دستگاه اتوبوس است، این درحالی است که در سال ۱۴۰۰ (زمان تحویل مدیریت شهری به شهردار کنونی)، تهران فقط 1830 دستگاه اتوبوس داشت که تازه از این تعداد تنها ۸۷۰ دستگاه فعال و بقیه از رده خارج شده بودند. او در حالیکه اذعان میکند هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب و کم شدن انتظار مسافران در ایستگاهها فاصله زیادی وجود دارد، از شهروندان اتوبوس سوار عذرخواهی میکند و میگوید «واقعا شرمنده مردم هستیم.» این عذرخواهی در حالی است که شهرداری با اختصاص نزدیک به ۵۰ درصد بودجه سال ۱۴۰۲ به حملونقل، جهشی را رقم زد که در تاریخ بلدیه کمسابقه بود و نتیجه آن شاید این باشد که مثلا در بخش اتوبوسرانی، با تغییر مدل خرید از تولید کنندههای داخلی و خارجی، تعداد اتوبوسهای فعال در حال حاضر به حدود ۳۶۰۰ دستگاه رسیده است.
دوچرخهسواری از شعار تا مسیر امن
تصور کنید که روزی بدون دغدغه بنزین و ترافیک و خرابی ماشین و آلودگی هوا بتوانید سوار یک وسیله «دو چرخ» شوید و درحالی که موسیقی ملایمی گوش میدهید، خودتان را به محل کار یا مقصد دیگری برسانید. تصویری که امروز در بسیاری از شهرهای جهان صحنهای عادی است. با این وجود دوچرخهسواری در تهران سالهاست که به عنوان یک تفریح یا یک طرح نمایشی دیده میشد. دلیلش هم به گفته سخنگوی شهرداری در یک گره ساده خلاصه میشد: نبود مسیرهای امن. هیچکس حاضر نیست در ترافیک سنگین تهران، بین ماشینها با دوچرخه جابهجا شود. پس تا زمانی که بستر و مسیر اختصاصی نباشد، هر تشویقی برای دوچرخهسواری فقط یک شعار باقی میماند.
محمدخانی میگوید رویکرد جدید مدیریت شهری، اول بسترسازی و سپس تشویق شهروندان است، کما اینکه در دورههای قبلی مدیریت شهری به خاطر آماده نبودن بسترها، عملا پروژه تشویق شهروندان به استفاده از دوچرخه با شکست مواجه شده بود. او به احداث ۴۷ کیلومتر مسیر امن در منطقه ۲ تهران اشاره میکند که چهار بوستان بزرگ شهر را به هم وصل کرده است. هدف این است که این شبکه به مناطق ۲۲، ۵ و ۶ پیوند بخورد تا دوچرخه از یک وسیله تفریحی به یک مدل حملونقلی واقعی و ایمن تبدیل شود و شهروندان علاقمند به دوچرخه سواری بتوانند بدون ترس از برخورد با ماشینها، در شهر جابهجا شوند.
جراحیهای ضروری زیرساختها در سکوت
پلها و تونلها ستونهای حرکت در شهر هستند. اما بسیاری از این شریانهای حیاتی شهر هم قدیمی و فرسوده میشوند و به دنبال آن حتی میتوانند خودشان به ابزاری خطرناک برای شهروندان بدل شوند. در چنین شرایطی چالش بزرگ این است که چطور ایمنی عبور مردم از این سازهها را تامین کنیم بدون اینکه شهر و مردم آن را با انتشار اخبار رعبآور در مورد پلها به وحشت بیندازیم؟ سخنگوی شهرداری تهران از سرقتهای گسترده قطعات فلزی و اتصالات پلهای بزرگ شهر خبر میدهد که آنها را ناایمن کرده بود. با تمام این تفاصیل شهرداری در سکوت و با هماهنگی پلیس راهور، مسیرها را موقتاً جابهجا کرد تا این نقصهای حیاتی را برطرف کند. همین موضوع در خط ۲ مترو هم تکرار شد و بیش از ۱۰کیلومتر ریل قدیمی بازسازی شد. محمدخانی میگوید اینها جراحیهای ضروری بود که اگرچه باعث نارضایتی موقت شد، اما جان مردم را نجات داد.
مدیریت یکپارچه و ایمنی ساختمانها
خطر ناایمن بودن فقط پلها را نشانه نرفته است. موضوع ناایمن بودن، فرسودگی ساختمانها و بیدفاع بودن در برابر زلزله و سایر حوادث، یکی از دغدغههای همیشگی مردم تهران است. اما تعریف ناایمنی فقط ریزش ساختمان نیست. گاهی یک نمای اشتعالزا یا نبود تجهیزات اطفای حریق (مثل حادثه بیمارستان گاندی در سال ۱۴۰۳)، خطرناکتر از ریزش آن است. در کلانشهرهایی مثل لندن یا توکیو که مدیریت یکپارچه شهری در آنها شکل گرفته، شهردار بر همه چیز نظارت میکند، اما در تهران این مدل هنوز محقق نشده است.
با این حال، محمدخانی مدعی است که شهرداری تهران در این مورد هم خود را کنار نکشیده است. او رویکرد «نوکری نوکران مردم» را مطرح میکند. بدین معنی که اگرچه شهرداری با وجود نداشتن اختیار مدیریت یکپارچه شهر، باز هم با تمام توان در تعامل با آموزش و پرورش و قوهقضائیه، برای بازسازی مدارس فرسوده و ایمنسازی ساختمانها وارد میدان شده است.
آشتی بعد از مناظرههای داغ
وقتی مسعود پزشکیان رئیسجمهور شد کمتر کسی تصور میکرد باسابقه مناظراتی که وی با علیرضا زاکانی در زمان انتخابات داشت، دوباره آنها را در یک قاب ببیند. آن هم نه در قاب تصویری که با هم در حال مشاجره بودند که در تصاویری از جلسات هیئت دولت و یا جلسات دیگری که همگی رنگ و بوی خدمت مشترک به مردم را داشت. محمدخانی روایتی شنیدنی از تعامل شهردار تهران با دولت آقای پزشکیان دارد. «پس از اتمام رقابتهای انتخاباتی، دکتر زاکانی در اولین جلسه شورای معاونین شهرداری اعلام کردند که کمک به دولت جدید (دولت آقای پزشکیان) یک تکلیف شرعی و قانونی است و رقابتها تمام شده است. این کمکها در حوزههای متنوعی مانند آبرسانی، بازسازی مدارس فرسوده، بازسازیهای پس از جنگ و توسعه زیرساختهای تصفیه فاضلاب تعریف شده است. همچنین دیدارهای بسیار صمیمانه و سازندهای میان شهردار تهران و رئیسجمهور محترم برگزار شده است».
وظایف مدیریت شهری تنها به چالشهای عمرانی، شهرسازی و حمل و نقلی محدود نمیشود. تهران شهری است که در کنار ساختمانهای زیبا و برجهای سربه فلک کشیده، از آسیبهای اجتماعی بسیاری رنج میبرد. آسیبهایی که شاید یکی از جدیترین آنها وجود خیل کثیری از معتادان متجاهر باشد. محمدخانی در این زمینه هم از روزهایی صحبت میکند که بیش از 24 هزار معتاد متجاهر در سطح شهر تهران وجود داشت و ۲۳ دستگاه متولی در این حوزه، مسئولیت خود را به گردن یکدیگر میانداختند. با این وجود شهرداری تهران باز هم پیشقدم شد و با تشکیل قرارگاه جهادی اجتماعی، مسئولیت محوریت این موضوع را برعهده گرفت. این روند در نهایت به جایی رسیده که ظرفیت نگهداری و بازپروری معتادان متجاهر ۴ برابر افزایش یافته و برای نخستین بار ظرفیت پذیرش مراکز بازپروری با تعداد کل معتادان متجاهر تهران برابری کرده است.
اگر شهرداری یک روز تعطیل شود!
میگویند میزان موثر بودن هر سازمان و نهادی را باید در تاثیر روزهای تعطیل بودنش سنجید! اینکه اگر آن نهاد چند صباحی تعطیل شود چه تغییری در خدمات رسانی به شهروندان و زندگی آنها رخ خواهد داد. تصور کنید که اگر شهرداری تهران برای مدتی تعطیل شود، شهر به چه سرنوشتی دچار خواهد شد؟ سوالی که سخنگوی شهرداری در مواجهه با آن اینگونه واکنش نشان داد:« اصلا نمیشود تصور کرد که چه خواهد شد. شهرداری قابل تفکیک از شهر و مردم شهر نیست.
فرض بگیرید از تلخترین قسمت کار ما که به بیانی سختترین و حساسترین آنها هم هست، در سازمان بهشتزهرا، یک روز آنجا را تعطیل کنیم. میتوانید تصور کنید چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ شاید اولین چیزی که بسیاری از مردم پس از شنیدن نام شهرداری به ذهنشان میرسد، جمعآوری زباله و رفت و روب شهر باشد. حالا فکر کنید یک شب زبالهها جمع نشوند. عمق این ماجرا زمانی مشخص میشود که آن را در چارچوب و ابعاد تهران ببینیم. برخی از استانهای ما کمتر از 500 هزار نفر جمعیت دارند در حالی که در منطقه ۴ تهران بیش از۹۶۰ هزار نفر جمعیت ساکن داریم. هر روز در مترو یک میلیون و ششصد تا یک میلیون و هشتصد هزار نفر تردد داریم. حالا تصور کنید اگر چند ساعت یا چند روز این خدمات متوقف شود چه خواهد شد؟ حتی تصورش هم میتواند رعب آور باشد و باعث بروز هرج و مرج در شهر شود.»








