هفت صبح| دهه 60 مهاجمی چپ‌پا، شوتزن و گلزن در اهواز و خوزستان توپ می‌زد که شبیه آدریانو فوق‌ستاره سابق برزیل و اینترمیلان بازی می‌کرد.در روزهایی که جنوب در جنگ و آتش می‌سوزد و روزگاری که همه از فوتبال خوزستان احمدرضا عابدزاده، کریم باوی، صمد مرفاوی، ابراهیم تهامی و ... را به یاد می‌آوردند، می‌خواهیم از یک ستاره واقعا سوخته بنویسیم.


در سال‌هایی که آسمان جنوب بوی باروت می‌داد و زمین، صدای خمپاره را از بر بود، اهواز فقط شهرِ مقاومت نبود؛ شهرِ زایش هم بود. از دل همان آتش، از میان کوچه‌های داغ و زمین‌های خاکی مهاجمی قد کشید که انگار سهمش از جهان، سرعت بود و جسارت. فرزاد آهک‌پور نماینده نسلی بود که به جای چمن‌های نرم، روی خاک دوید و به جای آسودگی، با رنج بزرگ شد. شاید برای همین بود که بازی‌اش هم شبیه خودش بود؛ بی‌تعارف، تند، زنده و پر از آتشی که خاموش نمی‌شد.


او در زمین، چیزی بیشتر از یک مهاجم ساده بود. با سرعتی به وزش ناگهانی بادهای گرم جنوب بود. تکنیکش تماشاگر را از جا می‌کند. فوتبالش با خلق‌وخوی جنوبی‌اش سازگار بود. در زمین که می‌دوید تصویری از خوزستان را می‌شد دید. انگار فوتبال برای او فقط مسابقه نبود، نوعی ابراز وجود بود؛ فریادی بی‌صدا از جایی که همیشه باید خودش را بیشتر از دیگران ثابت می‌کرد.


اما قصه، فقط قصه استعداد نیست؛ بعضی‌ها به دنیا می‌آیند با استعدادی که برای درخشیدن کافی است‌ اما برای دیده شدن کافی نیست. آهک‌پور و خیلی‌های دیگر از همین جنس بودند؛ بازیکنانی که اگر در جغرافیایی دیگر متولد می‌شدند، اگر پیراهنی دیگر به تن می‌کردند، اگر به جای خاک جنوب، روی ویترین پایتخت قدم می‌زدند، شاید نام‌شان جور دیگری در حافظه فوتبال می‌ماند.


فرزاد آهک‌پور را یکی از مردان با اخلاق فوتبال می‌شناسند. برخی او را مادرزاد گلزن چپ‌پا می‌دانند. وقتی پیش‌پیش بینی کرده بود که در دقیقه چهار گلی در تیرک دروازه حریف می‌کارد همین کار را هم کرد و شگفتی همه‌گان را واداشت. طرفداران فوتبال خوزستان، فرزاد آهک‌پور را از نسل طلایی فوتبال ایران می‌دانند.


اگر آن غزال چپ‌پا به تهران می‌آمد، پیراهن استقلال یا پرسپولیس را می‌پوشید امروز اسطوره سرخابی‌ها می‌شد اما به پیراهن شاهین و شهرش اهواز وفادار ماند.فرزاد آهک‌‌پور فقط یک نام نیست؛ یادآور نسلی طلایی است که خیلی دوید، خیلی سوخت و قدر ندید!