هفت صبح | در نظام بهداشتی ایران، جایی که «سودآوری» معیار اصلی توسعه بخش‌هاست، روان‌پزشکی به حاشیه رانده شده است. در حالی که مسئولان در اظهارات رسمی از نیاز مبرم به تخت‌های روان‌پزشکی سخن می‌گویند، در عمل، این بخش‌ها به دلیل «زیان‌ده بودن» به چشم زخم دیده می‌شوند. وقتی بیمارستان‌ها میان یک بخش جراحی درآمدزا و یک بخش روان‌پزشکی بی‌سود یکی را انتخاب کنند، طبیعتاً «عقل» و «روان» بیمار قربانیِ «بالانس مالی» بیمارستان‌ها می‌شود. اما دلیل این وضعیت چیست و چرا بیماران روان‌پزشکی در برابر استانداردهای رفاهی نادیده گرفته شده‌اند؟

 

بیزینس بازنده؛ وقتی روان‌پزشکی «درآمدزا» نیست


سید وحید شریعت، رئیس انجمن روان‌پزشکان ایران، با اشاره به یک واقعیت تلخ می‌گوید: «راه‌اندازی بخش‌های روان‌پزشکی برای بیمارستان‌ها هیچ جذابیتی ندارد.» او معتقد است در فضای فعلی که سیاست «خودگردانی بیمارستان‌ها» حاکم است، هر بخشی که درآمد کمتری داشته باشد، ضربه می‌خورد. به زبان ساده در حالی که بخش‌های مراقبت‌های ویژه (ICU) یا جراحی‌ها می‌توانند هزینه‌های خود را پوشش دهند و سودآفرین باشند، بخش‌های روان‌پزشکی به‌دلیل نبود مداخلات جراحی و تعرفه‌های پایین، «زیان‌ده» به شمار می‌روند. نتیجه این است که مراکز درمانی تا حد امکان از ایجاد این بخش‌ها سرباز می‌زنند و ترجیح می‌دهند به جای پذیرش بیماران روانی، بخش‌هایی نظیر چشم‌پزشکی یا ارتوپدی را راه بیندازند؛ چرا که در دنیای امروز، «بهبود روان» اولویت کمتری نسبت به «سود مالی» دارد.

 

تهران؛ شهری که تخت ندارد


این بحران در مرکز کشور به اوج خود رسیده است. تهران به عنوان قطب ارجاع بیماران از سراسر ایران، با کمبود شدید تخت‌های روان‌پزشکی مواجه است. وضعیت به جایی رسیده که در لحظات بحرانی و نیاز به بستری فوری، بیمارستان‌ها تخت خالی ندارند. این یعنی در شهری که تمام امکانات متمرکز است، بیمارانی که در وضعیت حاد روانی هستند، باید با این واقعیت تلخ روبه‌رو شوند که جایی برای پذیرش آن‌ها نیست.

 

  بیمار روانی در اتاق‌های شلوغ و بی‌کیفیت


یکی از تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های اظهارات رئیس انجمن روان‌پزشکان، اشاره به «بی‌توجهی در سطح کلان» به استانداردهای رفاهی بیماران است. شریعت می‌گوید در حالی که در سایر بخش‌ها، تبدیل اتاق به دوتخته یا تک‌تخته باعث افزایش تعرفه و سود بیمارستان می‌شود، در روان‌پزشکی چنین امکانی وجود ندارد. گویی در نگاه حاکمیتی و اداری، بیمارانی که از نظر روانی آسیب دیده‌اند، نیازی به استانداردهای رفاهی ندارند و می‌توان آن‌ها را در تعداد بالا در یک اتاق جای داد، بدون اینکه بیمارستان بتواند تعرفه بیشتری دریافت کند. این رویکرد، نه تنها کیفیت خدمات را پایین می‌آورد، بلکه نوعی تحقیر ساختاری از بیماران روان‌پزشکی است.

 

  خصوصی‌ها برای «پول‌دارها»


اما بحران تنها به بخش‌های دولتی ختم نمی‌شود. سید وحید شریعت، رئیس انجمن روان‌پزشکان ایران، به واقعیت تلخِ «سرمایه-محور بودن» درمان اشاره می‌کند. او می‌گوید بستری در بخش‌های خصوصی هزینه‌هایی دارد که برای اکثریت مردم غیرقابل پرداخت است. در واقع، تنها کسانی که بیمه تکمیلی دارند یا قراردادهای حمایتی در اختیار دارند، می‌توانند راهی مراکز خصوصی شوند. تراژدی اینجاست که حتی این مراکز خصوصی هم با کمبود ظرفیت مواجه‌اند. نتیجه این وضعیت چیست؟ بیمارانی که نه توان مالی دارند و نه بیمه تکمیلی، عملاً از چرخه درمان خارج می‌شوند. وقتی تخت دولتی در دسترس باشد و توان مالی برای خصوصی وجود داشته باشد، بیمار در نقطه‌ای سقوط می‌کند که تنها گزینه‌اش «انتظار» یا «رها شدن» است.

 

صف‌های طولانی و رهایی در خیابان‌ها


رئیس انجمن روان‌پزشکان با اشاره به نبود آمارهای دقیق، اما بر اساس مشاهدات میدانی، از وضعیت تکان‌دهنده‌ای می‌گوید: صف‌های انتظار برای درمان چنان طولانی شده‌اند که برخی بیماران ماه‌ها هیچ خدمتی دریافت نمی‌کنند. اینجاست که چهره واقعی این بحران نمایان می‌شود؛ بیمارانی که به دلیل نبود تخت و نبود حمایت خانوادگی، در نهایت در خیابان‌های شهر رها می‌شوند. افرادی که اگر فقط یک فرصت درمانی داشتند، می‌توانستند زندگی بهتری داشته باشند، اما اکنون به دلیل یک «سیستم شکست‌خورده»، به بی‌خانمان‌هایی تبدیل شده‌اند که در شرایطی اسف‌بار زندگی می‌کنند.

 

سقوط خدمات از بیمارستان تا بی‌خانمانی


اما مشکل فقط کمبود تخت نیست؛ گسست بزرگتر در «خدمات جامعه‌نگر» است. شریعت تأکید می‌کند که در ایران تقریباً هیچ خدمت جامعه‌نگر فعال و موثری وجود ندارد. خدمات جامعه‌نگر یعنی سیستمی که بعد از ترخیص بیمار از بیمارستان، او را رها نکند، درمانش را پیگیری کند و اجازه ندهد دوباره وضعیتش حاد شود. در نبود این خدمات، بار تمام درمان بر دوش «دارو» قرار گرفته است. نتیجه این می‌شود که بیمار از بیمارستان مرخص می‌شود اما چون جایی برای ادامه مراقبت در جامعه نیست، دوباره به نقطه صفر بازمی‌گردد. این «خلأ حمایتی» باعث می‌شود بسیاری از بیماران مزمن روان‌پزشکی، افت عملکرد شدیدی را تجربه کرده و در نهایت به خیابان‌ها ختم شوند. 

 

تعرفه‌هایی که بیمار را طرد می‌کند


راه‌حل این بحران ساده است: «مشوق‌های مالی». رئیس انجمن روان‌پزشکان معتقد است تا زمانی که تعرفه بیماران روان‌پزشکی تفاوتی با بیماران عادی نداشته باشد، هیچ بیمارستانی برای راه انداختن این بخش‌ها ترغیب نخواهد شد. او می‌گوید در شرایطی که کمبود تخت وجود دارد، باید تعرفه‌های این بخش‌ها بالاتر برود تا بیمارستان‌ها برای پذیرش این بیماران انگیزه داشته باشند؛ درست همان‌طور که در برخی رشته‌های دستیاری، برای جذب متقاضی، مشوق‌هایی در نظر می‌گیرند. اما در حال حاضر، فاصله میان «گفتارهای رسمی» درباره حمایت از بخش‌های غیردرآمدزا و «عملکرد اجرایی» بسیار زیاد است.


در حالی که وزارت بهداشت برای جذب نیروی انسانی در رشته‌های کم‌متقاضی، تسهیلاتی مثل پذیرش بدون آزمون در نظر می‌گیرد، اما در سطح ساختاری، هیچ مشوقی برای ایجاد تخت‌های روان‌پزشکی ایجاد نکرده است از سویی بر اساس راهبردهای سازمان جهانی بهداشت، بخش روان‌پزشکی باید در بیمارستان‌های «عمومی» باشد تا بیمار دچار انگ اجتماعی نشود، اما در ایران، این راهبرد به دلیل «سودناپذیری» شکست خورده است. تا زمانی که سلامت روان در نظام بهداشتی ما با «تراز مالی» سنجیده شود و بیمارستان‌ها به جای «درمانگاه»، به «بیزنس‌سرا» تبدیل شوند