هفت صبح| وقتی از معدن سخن می‌گوییم، ناخودآگاه تصویر دودکش‌ها، ماشین‌آلات سنگین و زمین‌های زخمی در ذهن نقش می‌بندد. اما آنچه امروز در کشورهای توسعه یافته برای ایجاد عدالت اقتصادی در مناطق کوهستانی و صعب‌العبور رخ می‌دهد، روایت دیگری از ذخایر معدنی است. بهره‌برداری از ظرفیت‌های خدادادی در دل طبیعت می‌تواند اقتصاد مناطق محروم را متحول کند و پس از پایان عمر استخراجی پهنه‌های معدنی، به مقصدی برای گردشگران و موتوری برای توسعه پایدار مناطق محروم تبدیل شود. به همین دلیل طرح توسعه پروژه‌های معدنی با استفاده از نیروی انسانی بومی همان مناطق می‌تواند بستری برای خروج از فقر و رفاه منطقی باشد، هرچند نباید نادیده گرفت، برای همین ظرفیت‌های معدنی به دلیل ارزش افزوده بالا می‌تواند اثر قابل توجهی در درآمدهای ملی نیز داشته باشد به همین دلیل باید اولویت اقتصادی کشور قرار گیرد.


با وجود اینکه ایران یک‌درصد از مساحت و حدود ۳ درصد از ذخایر شناخته‌شده معدنی جهان را در اختیار دارد و ۶۸ نوع ماده معدنی در کشور شناسایی شده، سهم بخش معدن از تولید ناخالص داخلی تنها حدود یک درصد است. در حالی که ۳۰ درصد از گردش مالی اقتصاد کشور به‌طور مستقیم و غیرمستقیم با بخش معدن و صنایع معدنی گره خورده است. در حال حاضر حدود  ۱۲۴ هزار نفر اشتغال مستقیم در بخش معدن ایجاد شده و به ازای هر شغل مستقیم، حدود ۱۷ شغل وابسته شکل می‌گیرد. این رقم زمانی اهمیت می‌یابد که بدانیم بسیاری از معادن در مناطق کمتر توسعه‌یافته و محروم کشور قرار دارند که جز معدن، هیچ پشتوانه اقتصادی دیگری ندارند.

 

فرصت‌های ژئوتوریسم معدنی


اما پایان کار استخراج یک معدن، پایان ماجرا نیست. امروز در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، بازسازی معادن به عنوان یکی از مراحل اصلی معدن‌کاری در نظر گرفته می‌شود. معادنی که استخراج از آنها تمام شده، به مراکز گردشگری، پارک‌های علمی-تفریحی و موزه‌های صنعتی تبدیل می‌شوند که از آن با عنوان «ژئوتوریسم معدنی» یاد می‌شود. درواقع معادن متروک می‌تواند به عنوان یک جاذبه و منبع درآمد باشد و برخی کشورها با پیوند دادن صنعت گردشگری و صنعت معدن توانسته‌اند در زمینه کاهش فقر در مناطق کم‌برخوردار گام‌های مثبتی بردارند.

 

این یعنی معدن نه در دوران استخراج، که در دوران پسااستخراج نیز می‌تواند به چرخه اقتصادی بازگردد و این بار با لباسی تازه به استقبال گردشگران برود. به طور قطع این سیاست منجر می‌شود مسئله معارضان در پهنه‌های معدنی نیز کاهش پیدا کند و حتی به استقبال از اجرای پروژه‌های معدنی منجر شود. چراکه در مدت سال‌های بهره‌وری از یک معدن امکان شکل‌گیری صنایع پایین دستی وجود دارد و بعد از آن نیز با پایان ذخیره مواد معدنی ماهیت اشتغال با توسعه صنایع پایین دستی تغییر می‌کند و  اقتصاد صنعتی و کارگاهی در همان منطقه حفظ می‌شود.


برای نمونه یک معدن روباز می‌تواند پس از بازسازی به دریاچه‌ای مصنوعی با آبی فیروزه‌ای تبدیل شود و فضای اطراف آن به پارک‌های تفریحی، رستوران‌ها و اقامتگاه‌های بوم‌گردی مزین گردد. این رویکرد نه تنها محیط زیست را ترمیم می‌کند، بلکه اقتصادی جدید بر بستر همان منطقه محروم می‌سازد.در خراسان رضوی، معدن فیروزه نیشابور و معدن سنگ نمک عمارلو از جمله ظرفیت‌های ژئوتوریسم معدنی هستند که می‌توانند به جاذبه‌های گردشگری تبدیل شوند. همچنین نخستین پارک موزه علوم زمین کشور در مشهد در حال تکمیل است تا بتواند جذابیت‌های علم زمین‌شناسی را به نمایش بگذارد.


از همین رو به طور قطع بازسازی معادن باید به‌عنوان یکی از مراحل اصلی معدن‌کاری و نه یک اقدام ثانویه، مورد توجه قرار گیرد و برای آن اعتبارات جداگانه‌ای در بودجه‌های استانی و ملی در نظر گرفته شود. البته طرح‌های ژئوتوریسم معدنی با مشارکت بخش خصوصی و جوامع محلی طراحی شوند تا علاوه بر ایجاد اشتغال، به حفظ هویت فرهنگی و تاریخی مناطق معدنی نیز کمک کنند.

 

برای تحقق این چشم‌انداز،اولویت اقتصادی و سرمایه‌گذاری برای آینده


 لازم است، یعنی قوانین بازسازی معادن با رویکرد توسعه پایدار به‌روز شوند و تمهیدات مالی لازم برای احیای معادن پس از بهره‌برداری پیش‌بینی گردد تا سرمایه‌گذاران نیز به ورود به این حوزه ترغیب شوند. همچنین  نگاه به معدن از نگاه صرفاً استخراجی به نگاه چندبعدی اقتصادی، اجتماعی و گردشگری تغییر یابد و برنامه‌های توسعه استانی با محوریت پتانسیل‌های معدنی-گردشگری تدوین شود. واقعیت این است که معدن می‌تواند در دوران استخراج، نان‌آور خانواده‌های مناطق محروم باشد همانطور که در قانون پیش‌بینی شده بخشی از درآمد معدنی باید در همان منطقه هزینه شود تا بومیان با اجرای پروژه همراه شوند و پس از استخراج، زمینه مشارکت در بازسازی فراهم شود تا مقصدی برای گردشگران باشد. این نگاه، صنعت معدن را از یک فعالیت فنی به یک عامل توسعه پایدار ارتقا می‌دهد. چه زیبا خواهد بود اگر روزی، معادن فرسوده ایران، نه نماد تخریب، که نماد بازآفرینی و امید برای نسل‌های آینده باشند؛ جایی که کودکان امروز، فردا در آن به تماشای تاریخ صنعت سرزمین خود بنشینند و اقتصاد منطقه‌شان را در چرخشی تازه، شکوفا ببینند.