هفت صبح‌| عجیب است، هر بار که زندگی در این سرزمین سخت‌تر می‌شود، به جای یافتن ریشه مشکل، به‌دنبال دشمنی در نزدیک‌ترین فاصله می‌گردیم. یک روز شکاف‌های قومی، روز دیگر زن و مرد، یک‌بار چپ‌ و‌ راست و حالا هم دوگانه فرسوده «تهرانی-شهرستانی».تهران، آن شهری نیست که بسیاری در ذهن خود از پایتخت ساخته‌اند یا در سریال‌های تلویزیونی دیده‌اند؛ شهری پر از امتیاز و بی‌دغدغه. تهران، شهر میلیون‌ها انسانی است که هر صبح با نگرانی اجاره خانه، قیمت نان، امنیت شغلی و آینده فرزندشان از خانه بیرون می‌روند. آنکه ساکن تهران است، سال‌هاست با تحریم، تورم، فرسودگی زیرساخت‌ها، آلودگی هوا، بحران‌های اقتصادی و هزاران مسئله ریز‌ودرشت دست‌وپنجه نرم می‌کند و حالا جنگ هم به لیست نگرانی‌هایش اضافه شده. همان نگرانی‌هایی که در کرمان، تبریز، اهواز، زاهدان، رشت و صدها شهر دیگر هم جریان دارد. چرا که رنج، کدپستی نمی‌شناسد و درد، مرز جغرافیایی ندارد.


هیچ‌کس منکر نابرابری‌های توسعه، تمرکز امکانات و فرصت‌ها در پایتخت نیست. این‌ها واقعیت‌هایی هستند که باید اصلاح شوند، اما مقصر دانستن مردمی که تنها محل تولد یا زندگی‌شان تهران است، نه این نابرابری‌ها را از بین می‌برد و نه گرهی از مشکلات باز می‌کند. پذیرفتن اینکه تمرکز امکانات در پایتخت به بسیاری از شهرها آسیب زده، منافاتی با این واقعیت ندارد که شهروندان تهرانی نیز قربانی همین ساختارند، نه خالق آن.خطرناک‌ترین اتفاق برای یک جامعه، نه اختلاف که عادت کردن به اختلاف‌های ساختگی است. آن وقت که دعوا بر سر این است، چه کسی بیشتر رنج کشیده، نه اینکه چرا همه رنج می‌کشند، وقتی مردم به جان هم می‌افتند و یقه هم را می‌گیرند، دیگر کسی نمی‌پرسد چرا همه زیر فشارند؟ و کسی هم خود را موظف به پاسخگویی نمی‌بیند!


عباس معروفی در رمان «تماما مخصوص» تصویری از این وضعیت ترسیم کرده بود: «دست‌مان به مقصر اصلی نمی‌رسد، از همدیگر انتقام می‌گیریم.» این انتقام‌گیری امروز بیش از هر زمان دیگری آینه رفتار ماست. آیا تهرانی بودن علت مشکلات امروز ایران یا آغاز و ادامه بحران‌ها و جنگ است؟ آیا حضور مسئولان و نهادهای دولتی و حکومتی در پایتخت، مسئولیت عملکرد آن‌ها را بر دوش همه ساکنان این شهر می‌گذارد؟ یا «تهرانی-شهرستانی» تنها آسان‌ترین نشانی برای تخلیه خشم و ناامیدی است؟


اگر قرار است روزی از این همه بحران عبور کنیم، راهش از کنار هم می‌گذرد، نه از روی هم. هیچ شهری با شکست شهر دیگر آباد نمی‌شود و هیچ ایرانی با مقصر دانستن هموطنش زندگی بهتری پیدا نمی‌کند.
شاید وقت آن رسیده باشد به جای گرفتار شدن در دوقطبی‌های بی‌حاصل، از خود بپرسیم چه کسانی این شکاف‌ها را می‌سازند؟ چه کسانی از سرگرم شدن ما به جنگ‌های بی‌ثمر سود می‌برند؟ و چه کسانی پشت این دوگانه‌ها پنهان می‌شوند؟