
هفت صبح | مدتی پیش، پیامکهای هشداردهندهای برای کشاورزان ارسال شد؛ هشدارنسبت به ممنوعیت مطلق کشت خشخاش. اما حالا، آمارهایی منتشر شده که در آنها گفته شده کشت غیرمجاز خشخاش در ایران 4 برابر شده است. در حالی که مسئولان مدعیاند این افزایش، نشانه «قدرت دستگاههای مقابلهای در امحای مزارع غیرمجاز» است، اما پرسش اساسی اینجاست: چرا در شرایطی که کشور به دنبال تأمین مواد اولیه دارویی است، کشاورزان همچنان ریسک کشت غیرقانونی را میپذیرند؟ و آیا طرح بلندپروازانه «شقایق الیفرا» میتواند پایاندهنده دوران «تأمین دارو از کشفیات قاچاق» باشد یا هنوز در حد یک وعده مدیریتی در اراضی دولتی محصور شده است؟
تکذیب «رشد چهار برابری»؛ موفقیت پلیس یا اعتراف به گسترش کشت؟
بحثها زمانی داغ شد که عضو کمیسیون بهداشت مجلس از افزایش شدید وسعت کشت غیرمجاز خشخاش سخن گفت؛ رقمی که از ۹ هزار هکتار به ۴۲ هزار هکتار رسیده است. این جهش خیرهکننده، موجی از کنایه و اعتراض را در فضای مجازی به راه انداخت. کاربران میپرسند: چطور همزمان با پیامکهای ممنوعیت، کشت غیرمجاز چهار برابر شده است؟
در پاسخ به این آشوب آماری، محمد ترحمی، مدیرکل امور حقوقی و مجلس ستاد مبارزه با مواد مخدر «تفسیر» متفاوتی ارائه میدهد. او میگوید رشد ۲۵۰ درصدی، به معنای گسترش کشت نیست، بلکه رشد «توان شناسایی و امحا» است. به عبارت سادهتر، ترحمی ادعا میکند که اگر امسال بیشتر امحا شده، به این دلیل است که پلیس و بسیج – بهرغم مشغلههای دفاعی در شرایط جنگی - با شدت بیشتری شکار مزارع غیرمجاز شدهاند. اما این پاسخ، خود سوال بزرگتری را مطرح میکند؛ اینکه اگر کشت افزایش نیافته، پس چرا تعداد مزارع کشف شده ۳.۵ برابر شده است؟ این تضاد، دقیقاً همان جایی است که کشاورز در میانه«سود زیاد» و «ترس از زندان» قرار میگیرد.
«الیفرا» در برابر «اوپیفرا»؛ جدال دارو و سم
در میانه این آشوب، نامی ازکشت «شقایق الیفرا» هم برده میشود. طرحی که هدفش پایان دادن به وابستگی به مواد مکشوفه و تأمین ۱۰۰ درصد نیاز دارویی کشور از منبعی بهداشتی و استاندارد است. اما تفاوت این گیاه با خشخاش سنتی چیست؟ ترحمی توضیح میدهد که شقایقها به دو گروه «الیفرا» و «اوپیفرا» تقسیم میشوند. «اوپیفرا» همان خشخاش سنتی است که با «تیغ زدن» تریاک از آن استخراج میشود و منبع اصلی مواد مخدر در جهان است.
اما «الیفرا» کاملاً متفاوت است؛ از این گیاه نمیتوان با روشهای سنتی ماده مخدر گرفت و تولید مواد موثر از آن، حتماً نیازمند فرآوریهای صنعتی و تخصصی در محیطهای آزمایشگاهی است. به همین دلیل است که این گیاه در کشورهای پیشرو مانند استرالیا، هند و ترکیه یک «محصول استراتژیک» است و بذر مولد آن به شدت محرمانه نگه داشته میشود.
انقلاب بذر یا محاصره در اراضی دولتی؟
مدیرکل حقوقی ستاد مبارزه با مواد مخدر، دستیابی به بذر مولد الیفرا در داخل کشور را یک «انقلاب» توصیف میکند. او میگوید ایران از واردات بذر بینیاز شده و حالا این بذرها در مزارع تحقیقاتی کشت شدهاند. اما نکته کلیدی در «نحوه اجرا» است. طبق اظهارات ترحمی، کشت الیفرا صرفاً در اراضی دولتی محصور و تحت کنترل وزارت جهاد کشاورزی انجام میشود. زمینهایی که مجهز به دوربینهای نظارتی هستند و کشاورزان تنها در قالب ضوابط سختگیرانه و با مجوزهای خاص میتوانند در این اراضی فعالیت کنند.
اینجاست که تضاد عمیقی شکل میگیرد: وقتی کشاورز میبیند که مسیر قانونی کشت، تنها به «زمینهای دولتی» محدود شده و دسترسی به آن دشوار است، اما وسوسه سود حاصل از کشت غیرمجاز در زمینهای شخصی بالاست، طبیعتاً به سمت کشت غیرقانونی میرود. در واقع، «انقلاب در تولید بذر» اتفاق افتاده، اما «انقلاب در توزیع مجوزها» هنوز در خواب است.
سیاست «خودامحایی»؛ وقتی کشاورز از زندان میترسد
در این میان، ستاد مبارزه با مواد مخدر به سیاست «خودامحایی» روی آورده است. در این مدل، سیستم ابتدا با پیامک هشدار میدهد و اگر کشاورز پیش از ورود ضابطین، خودش مزرعه را نابود کند، از تعقیب کیفری او صرف نظر میشود. گفته میشود حدود ۵ هزار هکتار از مزارع سال گذشته از این طریق نابود شدهاند. اما این سیاست، لبه تیغی است که در یک سو «جلوگیری از جرم» و در سوی دیگر «تأیید بر گسترش کشت» قرار دارد.
میانه مجوز و زندان
داستان کشت خشخاش در ایران، داستان تضاد میان «قانون روی کاغذ» و «واقعیت در دشت» است. وقتی مسئولان از یک سو از «تخریب گسترده» به عنوان موفقیت یاد میکنند و از سوی دیگر از «کشت صنعتی و بهداشتی» سخن میگویند، اما در عمل مجوزها را فقط به اراضی دولتی محدود میکنند، کشاورز بین «سود کلان اما غیرقانونی» و «سرمایهگذاری تحت نظارت اما نامشخص»، در حال نوسان است.
تا زمانی که مسیر قانونی و سودآور کشت الیفرا برای کشاورزان تسهیل نشود و مجوزها از حالت «محصور در زمینهای دولتی» به «شفافیت در اراضی منتخب» تبدیل نشود، دشتهای غیرمجاز با هر «عملیه تخریبی»، دوباره و دوباره سبز خواهند شد. «شقایق الیفرا» میتواند نجاتبخش باشد، اما به شرطی که به جای «دیوار دوربینگذاری شده»، راهی برای تعامل واقعی با کشاورزان باز شود؛ وگرنه، فاصله بین «بذر مولد» و «تختهای بیمارستان»، همچنان با «پلیس و زندان» پر خواهد شد.




