راز سیاه تجارت پرندگان شکاری
نیمی از پرندگان صید شده برای عرضه در بازارهای جنوب خلیج فارس، در مسیر تلف شده و هرگز به مقصد نمیرسند
هفت صبح| علاقه شیخنشینها به قوشبازی بلای جان پرندگان شکاری ایران شده است. طی دو ماه اخیر اقدامات حفاظتی برای مقابله با زندهگیری این پرندگان افزایش یافته و آمارهای منتشر شده در فضای رسانهای نشان میدهد که دست کم در دو استان خوزستان و هرمزگان با 46 کوخه غیرمجاز، در این مدت برخورد شده است.

اما این همه ماجرای مرتبط با صید غیرمجاز پرندگان شکاری نیست. متاسفانه عدم آگاهی افراد درباره پرندگان مناسب برای قوشبازی باعث شده که جوجه سایر پرندگان شکاری شامل کورکورها، سارگپهها و عقابها هم توسط افراد سودجو صید شده و از طبیعت جدا شوند. متاسفانه پس از نبود خریدار برای این گونهها، جوجههای صید شده در گوشهای رها میشوند و شانس برگشتشان به طبیعت، به اما و اگرهای بعدی گره میخورد.
باز هم برپایی کوخهها، گشتهای نظارتی را افزایش داده و کشفیات این حوزه به سرتیتر اخبار بازگشته است. طی دو ماه گذشته، دستکم 46 کوخه زندهگیری پرندگان شکاری در دو استان هرمزگان و خوزستان شناسایی شده و در خراسان رضوی هم با متخلفان، برخوردهایی انجام شده است. هر ساله در دو مقطع بهار و اوایل تابستان که فصل زاد و ولد است، برداشت جوجه از لانهها انجام میشود و در فصل مهاجرت پرندگان شکاری که در پاییز است هم کوخهها برای زندهگیری برپا میشوند.
صید پرندگان شکاری برای بازار شیخنشینها
علیرضا هاشمی مؤسس انجمن پرندهشناسی و پرندهنگری طرلان در گفتوگو با هفتصبح توضیح میدهد که بازداری یا فالکونری در ایران قدیم (یا پرشیا) رواج داشته و اعراب بعد از حمله به ایران، این موضوع را فرا میگیرند. به تدریج ایرانیان بازداری را به دست فراموشی میسپارند اما اعراب همچنان آن را ادامه داده و متاسفانه اکنون، در آسیای میانه هم قوشبازی یا بازداری بهعنوان یک فعالیت فرهنگی رایج است.
به گفته هاشمی، ایران مسیر ترانزیت پرندگان شکاری قاچاق بوده و از آنجا که وضعیت حفاظت در آسیای میانه ضعیفتر از ایران است، پرندگانی که در این جغرافیا شکار میشوند، از مسیر ایران به کشورهای عربی و عمدتا قطر میروند؛ اما به شکل کاملا ناجوانمردانه، همه پرندگان شکاری قاچاق موجود در بازارها را به ایران نسبت میدهند و کشفیاتی که مربوط به عرضهای شمالی و شمال شرق ماست، مربوط به کشورمان اعلام میکنند. در حالی که کشف زیرگونههایی غیرایرانی در محمولههای قاچاق، ثابت میکند که مبدا تامین این پرنده، جغرافیای دیگری است.
آنطور که او میگوید: محل جذب پرندگان شکاری بازار قطر است. بازار این کشور آنقدر بیقانون هست که این پرندگان قاچاق را به دست مشتریان برساند. در حالی که کشورهای عربی دیگر، کمی کنترل شدهتر عمل میکنند. آنها به مبدا و منشا صید توجه میکنند و تلاشهایی برای خرید پرندگان تکثیر شده در اسارت انجام میدهند. مؤسس انجمن پرندهشناسی و پرندهنگری طرلان توضیح میدهد که ایران در زمینه مقابله با قاچاق پرندگان شکاری وضعیت خیلی نامناسبی ندارد و از آنجا که مرزبانی و دریابانی در جنوب کشور برای مقابله با قاچاق فعال هستند، محموله پرندگان شکاری را هم گرفته و در مقابله با قاچاق فالکونها خوب عمل میکنند.
پرندگان کم تجربه، گرفتار در کوخهها
به گفته هاشمی، در فصل پاییز پرندگان شکاری از سیبری به سمت ایران میآیند و کشورمان کریدور مهاجرتی آنهاست. متاسفانه در مسیر مهاجرت، این پرندگان به شکلهای مختلف صید میشوند که یکی از این اشکال، کوخه است. این روش در سراسر ایران از گرگان گرفته تا بنادر و جزایر جنوبی شایع بوده و برای صید، معمولا یک حیوان زنده را تله میکنند. شکارچیان عموما از دلیجه بهعنوان تله زنده استفاده میکنند تا شاهینهای بزرگتر را به دام بیاندازند. عموما هم جوجههای یکساله که تجربه آنها کمتر بوده و برای قوشبازی تربیتپذیر هستند، در این دامها گرفتار میشوند.
مؤسس انجمن پرندهشناسی و پرندهنگری طرلان میگوید که در کوخهها، علاوه بر اینکه یک موجود زنده دیگر آسیب میبیند -زیرا آن حیوان را به صورت نمایشی میکشند تا بازها طعمه را دیده و به تله بیفتند- پس از به دام افتادن پرنده شکاری، سرنوشت خوبی در انتظار این پرنده نیست. زیرا شکارچیان صرفا تلاش میکنند که در زمان صید بالهای پرنده آسیب نبیند.
اما به محض اسارت، پلکهای صید خود را با نخ و سوزن میدوزند تا جایی را نبیند و بعد پرنده را در پارچه پیچیده (قنداق پیچ) و به صورت ساردینی (تعداد زیادی پرنده را در فضایی بسیار تنگ، فشرده و بدون فضای کافی برای حرکت کنار هم قرار میدهند) داخل جعبهها یا جاهای عجیب دیگر داخل ماشین، جاسازی میکنند تا از ایستهای بازرسی عبور کنند. نتیجه این رفتار هم تلفات نیمی از پرندههای شکار شده است.
سوداگری و تهدید نسل پرندگان شکاری
هاشمی به روی دیگر سوداگری در بازار غیرقانونی پرندگان شکاری میپردازد و توضیح میدهد که افراد سودجو که اطلاع کافی درباره پرندگان ندارند، اقدام به صید جوجههایی میکنند که در بازار خریداری برایشان وجود ندارد زیرا مناسب قوشبازی نیستند. وقتی میبینند که از این صید پولی به دست نمیآورند، متاسفانه جوجههایی که معمولا پر و بالشان شکسته و امکان پرواز ندارند را در گوشهای به حال خود رها میکنند و اگر این جوجهها شانس بیاورند، توسط افراد ثانویه پیدا شده و به کلینیکهای بازپروری از جمله پردیسان تحویل داده میشوند.
اما از آنجا که تغذیه آنها بد بوده و به صورت دستی انجام شده، این پرندگان سلامت رفتار برای بازگشت به طبیعت را ندارند. از سوی دیگر بال و پای پرنده آسیب دیده است و بیش از نیمی از این جوجهها، محکوم به مرگ هستند که بخش دردآور سوداگری سودجویان است. به گفته او، متاسفانه جوجه انواع عقابها، کرکسها، کورکورها و هر پرندهای که شکاری تلقی شود، در معرض این صید غیرهدف و اشتباهی هستند. مؤسس انجمن پرندهشناسی و پرندهنگری طرلان راه کنترل این پدیده را آگاهیرسانی به مردم معرفی میکند و بر این باور است که مردم باید بدانند که هر پرنده شکاری ارزش بازاری ندارد. ضمن اینکه پرندگان شکاری نقش بسیار مهمی در چرخههای زیستی داشته و از نظر اکولوژیکی برای ما بسیار مهم هستند.
این پرندگان چون در بالای زنجیره غذایی قرار داشته و کنترل خوبی روی آفات شامل جوندهها و حتی حشراتی مثل ملخها دارند (زیرا پرندههای شکاری کوچک از این حشره تغذیه میکنند)، اهمیت بسیاری برای اکوسیستم داشته و نسل اغلب این گونهها در معرض تهدید انقراض به دلیل شرایط زیستی در کل دنیا قرار دارد. پرندهای که به ارزش چند 10میلیون در بازار تجاری به فروش گذاشته میشود از نظر اکولوژیکی هزاران میلیارد برای اکوسیستم ارزش دارد ولی متخلفان، آن را خودخواهانه از طبیعت حذف میکنند و نمیگذارند برای نسلهای بعدی باقی بماند.
نیمی از فالکونهای صید شده به مقصد نمیرسند
به گفته هاشمی، با توجه به شرایط بد جابهجایی پرندگان شکاری، صرفا نیمی از آنها به مقصد میرسند و بقیه در مسیر از بین میروند. در واقع در این فرآیند به خاطر طمع یکسری افراد ناآگاه، آسیب جدی به حیات وحش کشور وارد میشود.او به نقش اتباع بیگانه در صیدهای غیرمجاز اشاره میکند و میگوید که ممکن است همه صیدها توسط ایرانیان انجام نشود اما برای مقابله با این روند، باید اعمال شدید قانون برای متخلفان و فرهنگسازی در دستور کار قرار گیرد.
بخشی از کشفیات، مربوط به پرندگانی نیست که مبدا صید آنها ایران باشد، سرنوشت این پرندگان چه میشود؟ مؤسس انجمن پرندهشناسی و پرندهنگری طرلان در این رابطه میگوید که اگر زیرگونههای این پرندگان متعلق به ایران نباشد و شناسایی هم درست انجام شود، با نهادهای بینالمللی تماس گرفته میشود و پرندگان کشف شده به کشور مبدا اعزام میشوند. مواردی هم بوده که پرندگان شکاری که در خارج کشف شدهاند، به ایران عودت داده شده است که پس از تیمار، رهاسازی میشوند اما اینکه این رهاسازیها چقدر موفق بوده، در هالهای از ابهام است.