میراث فرهنگی؛ گرفتار سیاستزدگی و ضعف مدیریت
در حوزه گردشگری نیز عملکرد وزارت میراث فرهنگی در شرایط بحرانی قابل تأمل است
هفت صبح، رحیم یعقوبزاده | وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی سالهاست که به نوعی به حیاط خلوت سیاسی دولتها تبدیل شده است. شاید یکی از دلایل شکلگیری این وضعیت آن باشد که طی حدود ۲۰ سال گذشته، افراد متخصص به اندازه کافی در حوزههای مدیریتی این وزارتخانه به کار گرفته نشدهاند. با تغییر هر وزیر، گروهی از افراد جدید وارد مجموعه مدیریتی وزارتخانه میشوند که بخشی از آنها سابقه سیاسی دارند، اما لزوما تخصص و تجربه لازم در حوزههای مأموریتی وزارت میراث فرهنگی را ندارند. به این ترتیب، تغییرات مدیریتی در بسیاری از موارد با ارتقای سطح تخصصی همراه نبوده و نتیجه آن نیز فاصله گرفتن وزارتخانه از وظایف تخصصی خود بوده است.
این مسئله را میتوان در حوزههای مختلف مأموریتی وزارت میراث فرهنگی مشاهده کرد. برای نمونه، در موضوع حریم آثار تاریخی، چه آثاری که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیدهاند و چه آثاری که در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارند، انتظار میرود تصمیمگیری درباره حریم، حفاظت و مرمت آنها کاملا بر اساس مطالعات تخصصی و نظر کارشناسان انجام شود. با این حال، به نظر میرسد وزارتخانه در زمینه حفاظت و مرمت آثار نیز آنگونه که باید، وظایف تخصصی خود را انجام نمیدهد و اقدامات دقیق و کارشناسی در این حوزه با ضعفهایی جدی مواجه است.
در حوزه گردشگری نیز عملکرد وزارت میراث فرهنگی در شرایط بحرانی قابل تأمل است. این مسئله را هم در دوران همهگیری کرونا و هم در شرایط کنونی میتوان مشاهده کرد. ممکن است گفته شود که در شرایط جنگی یا در دوره همهگیری کرونا قرار داشتهایم و طبیعی است که در چنین شرایطی تعداد گردشگران کاهش پیدا کند، اما واقعیت این است که کشورهای دیگر هیچگاه با چنین میزان کاهشی در ورود گردشگر مواجه نشدهاند. برای نمونه، درباره گردشگران عراقی یا گردشگران کشورهای حوزه قفقاز باید پرسید وزارت میراث فرهنگی برای حفظ و تقویت این بازارهای گردشگری چه اقدام مؤثری انجام داده است. در این زمینه نیز شاهد نوعی انفعال از سوی وزارتخانه بودهایم.
مسئله مهم دیگر، ضعف نظارت در این وزارتخانه است. به نظر میرسد نظارت بر بسیاری از حوزههای مرتبط با مأموریتهای وزارت میراث فرهنگی تقریباً به فراموشی سپرده شده است. صنایع دستی، اقامتگاهها، آژانسهای گردشگری و حتی آثار تاریخی، همگی نیازمند نظارت مستمر و جدی هستند. اما در عمل، نظارت بر این بخشها حتی در حد یک سطح متوسط و قابل قبول نیز انجام نمیشود. وقتی دستگاه متولی نتواند نظارت مؤثری بر حوزههای تحت مسئولیت خود داشته باشد، طبیعی است که مشکلات در بخشهای مختلف انباشته شود و آسیبهای بیشتری به این حوزهها وارد شود.
مسئله دیگر، نبود برنامههای مبتنی بر تجربه برای مواجهه با شرایطی است که اکنون با آن درگیر هستیم. در چنین شرایطی باید از تجربههای گذشته استفاده و برنامههایی متناسب با بحران طراحی و اجرا شود، اما چنین برنامههایی یا وجود ندارند یا اگر برنامهای تدوین شده باشد، اقدامات عملی لازم برای اجرای آن انجام نمیشود.
با توجه به مجموعه این مسائل، اگر بخواهیم درباره عملکرد وزارت میراث فرهنگی قضاوت کنیم، نمیتوان مدیریت آن را صرفاً «ضعیف» توصیف کرد. به نظر من، مدیریت این وزارتخانه در بسیاری از حوزهها در سطح بسیار ضعیفی قرار دارد و حتی در مواردی نمیتوان نقش هدایتگر مؤثری برای آن متصور بود. وزارتخانهای که باید سیاستگذار، ناظر و هدایتگر بخشهای مختلف میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی باشد، در بسیاری از موارد در برابر مسائل موجود منفعل عمل کرده است.
وزارت میراث فرهنگی سالهاست که به حیاط خلوت دولتها تبدیل شده است. هنوز هم بخش قابل توجهی از بودجهای که به این وزارتخانه اختصاص پیدا میکند، صرف پرداخت حقوق کارکنان میشود و مبلغ بسیار اندکی برای فعالیتهای تخصصی مانند حفاظت و مرمت آثار تاریخی باقی میماند. این در حالی است که حمایت از رسانهها نیز باید مورد توجه قرار گیرد تا ظرفیتهای مختلف میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی کشور به شکل مناسب معرفی شود. رسانهها میتوانند در معرفی جاذبههای گردشگری و ظرفیتهای تاریخی و فرهنگی کشور نقش مهمی ایفا کنند، اما این بخش نیز آنگونه که باید مورد حمایت قرار نمیگیرد.
از زمانی که سازمان میراث فرهنگی به وزارتخانه تبدیل شد، در عمل تفاوت شایانی در وضعیت این حوزه ایجاد نشده است. انتظار میرفت ارتقای جایگاه سازمانی میراث فرهنگی و تبدیل آن به وزارتخانه، به تقویت ساختار مدیریتی، افزایش نظارت و توجه بیشتر به وظایف تخصصی منجر شود، اما بسیاری از مشکلات همچنان پابرجاست. حتی مجلس نیز به نظر میرسد نظارت مؤثری بر عملکرد این وزارتخانه ندارد. به نظر میرسد وزارت میراث فرهنگی در شرایط کنونی یکی از ضعیفترین وزارتخانههای کشور است.
در حوزه گردشگری نیز اگر امروز شاهد حضور گردشگران داخلی یا خارجی در برخی مناطق کشور هستیم، نمیتوان این حضور را صرفاً حاصل اقدامات و سیاستگذاریهای وزارت میراث فرهنگی دانست. بخش قابل توجهی از این حضور به شکل خودجوش و به دلیل ظرفیتهای طبیعی، تاریخی و فرهنگی کشور اتفاق میافتد. در شرایط بحرانی نیز گاهی تلاش میشود اتحادیهها و فعالان بخشهای مختلف را متقاعد کنند که برای جلوگیری از رکود صنعت گردشگری، تخفیفهایی ارائه دهند؛ اما حتی در این عرصه نیز اقدام مؤثر و قابل توجهی رخ نمیدهد.
این وزارتخانه اساسا خود را چندان پایبند به نظرات دیگران، از جمله گردشگران و متخصصان، نمیداند. حتی برای سنجش میزان رضایت عمومی از عملکرد خود نیز اقدام مؤثری انجام نمیدهد. در حالی که یک دستگاه متولی گردشگری باید بهصورت مستمر نظر گردشگران، کارشناسان و فعالان این حوزه را دریافت کند و از این نظرات برای اصلاح سیاستها و عملکرد خود بهره بگیرد، چنین رویکردی در وزارت میراث فرهنگی به اندازه کافی دیده نمیشود.
در مجموع، وزارت میراث فرهنگی با مجموعهای از مشکلات ساختاری و مدیریتی مواجه است. به نظر میرسد سیاستزدگی در این وزارتخانه نقش دارد و در کنار آن، مدیریت مجموعه در حوزههای مرتبط با میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بسیار منفعلانه عمل میکند. نبود برنامههای مؤثر و عملیاتی، ضعف نظارت، استفاده ناکافی از ظرفیت متخصصان و بیتوجهی کافی به نظرات گردشگران و کارشناسان، از جمله مشکلاتی است که عملکرد این وزارتخانه را تحت تأثیر قرار داده است. در چنین شرایطی، وزارت میراث فرهنگی نهتنها از ظرفیت متخصصان به اندازه کافی بهره نمیگیرد، بلکه در بسیاری از حوزهها نیز نتوانسته است نقش هدایتگر و سیاستگذار خود را بهدرستی ایفا کند.
در نهایت، درباره انتخاب وزیر نیز باید گفت که افراد دیگری وجود داشتند که میتوانستند مسئولیت وزارت میراث فرهنگی را بر عهده بگیرند و از سابقه و تخصص لازم در این حوزه برخوردار بودند. آقای صالحیامیری تخصص مورد نیاز برای تصدی وزارت میراث فرهنگی را نداشتند و انتخاب ایشان در شرایطی انجام شد که افراد دیگری با سابقه تخصصی مرتبط نیز میتوانستند برای این مسئولیت مطرح باشند.
رحیم یعقوبزاده/ کارشناس گردشگری و حفاظت از میراث فرهنگی