بررسی پیامدهای اصرار برخی چهرهها بر ساخت سلاح هستهای
اصرار برخی چهرهها بر ساخت سلاح هستهای، هزینههای دیپلماتیک و امنیتی تازهای برای ایران ایجاد میکند
هفت صبح| تضاد دو دیدگاه حرام بودن ساخت و استفاده از سلاح هستهای و ضرورت ساخت آن بیش از هر زمان افزایش یافته است. در یک سوی ماجرا نیروهای سیاسی و نمایندگانی حضور دارند که میگویند به تناسب آنکه فشارها بر ایران افزایش مییابد و به دلیل آنکه آمریکا و اسرائیل در مواجهه با ایران از هر نوع خط قرمزی عبور کردهاند و حالا نیز کشور دچار محاصره دریایی شده و غربیها دنبال اِعمال مجدد تحریمهای شورای امنیت سازمان مللاند، باید از خطوط قرمز پیشین عبور کنیم، از انپیتی خارج شویم و رسما ساخت سلاح هستهای را آغاز کنیم.
برای مثال حسین حاجیدلیگانی، از نمایندگان مجلس ضمن آنکه گفته باید از انپیتی خارج شویم، مطرح کرده است: «بهتر است هر چه زودتر آزمایشهای لازم را برای سلاح هستهای انجام دهیم، چراکه امروز نیاز کشور به قدرت بازدارندگی اتمی است. علاوه بر آن امروزه داشتن سلاح اتمی ضرورتی اجتناب ناپذیر است». حسین کنعانیمقدم، از تحلیلگران عرصه سیاست خارجی نیز گفته است: «اگر رهبری اجازه دهند، ظرف ۲۴ساعت از سلاح هستهای تاکتیکی استفاده خواهیم کرد.
خرید فیوز هستهای از کره شمالی، کار خیلی سادهای است و میتوانیم 50 تا فیوز بخریم». در اینسو اما چنین باوری وجود دارد که در شرایط کنونی حتی حرکت به سمت ساخت سلاح هستهای برای کشور دردسرهای زیادی ایجاد میکند؛ آنها دلایل متعدد دیپلماتیک میآورند و در نهایت میگویند که علاوه بر اینها فتوای رهبر شهید انقلاب مبنی بر حرام بودن ساخت و استفاده از سلاح هستهای نیز وجود دارد و تا زمانی که رهبری کنونی دستور دیگری ندادهاند، آن فتوا به قوت خود باقی است.
فتوای حرمت ساخت سلاح هستهای
در فتوای رهبر شهید انقلاب به صراحت درباره استفاده از سلاح هستهای طرح موضوع شده و رهبری پیشین انقلاب نظر خود را آشکارا مطرح کرده بودند. این فتوا در سال ۱۳۸۹ به این شرح صادر شد: «به اعتقاد ما افزودن بر سلاح هستهای، دیگر انواع سلاحهای کشتار جمعی، نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میکروبی نیز تهدیدی جدید علیه بشریت تلقی میشوند. ملت ایران که خود قربانی کاربرد سلاح شیمیایی است، بیش از دیگر ملتها خطر تولید و انباشت اینگونه سلاحها را حس میکند و آماده است همه امکانات خود را در مسیر مقابله با آن قرار دهد.
ما کاربرد این سلاحها را حرام و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابناء بشر از این بلای بزرگ را وظیفه همگان میدانیم». ایشان در اسفند سال ۹۹ و در دیدار با اعضای خبرگان نیز مطرح کردند: «فکر اسلامی ما میگوید سلاحی که در [کاربرد] آن، غیر مسلحین، غیر نظامیها و مردم عادی تلف میشوند، این سلاح ممنوع است. این سلاح ممنوع است؛ حالا هستهای باشد یا شیمیایی باشد یا غیر اینها؛ این سلاح ممنوع است. ما بهخاطر نظر اسلام است که نخواستیم دنبال این سلاح برویم والا اگر میخواستیم برویم شماها کی هستید، چه کاره هستید که بتوانید جلوگیری کنید».
فتوای رهبری شهید انقلاب در سال۸۹ باعث شد که عملا سیاست جامعه بینالمللی درباره مسئله هستهای ایران تغییر کند و این فتوا عملا به عنوان سند ایران در ارتباط با صلحآمیز بودن صنعت هستهایاش استفاده شد؛ تا حدی که هیلاری کلینتون، وزیر خارجه وقت آمریکا برای زمینهسازی مذاکره آمریکا با ایران در فروردین ۱۳۹۱ و باراک اوباما، رئیسجمهور وقت این کشور در ۲ مهر ۱۳۹۲ در سازمان ملل متحد به این فتوا اشاره و استناد کردند.
گفتنی است رهبری پیشین انقلاب اسلامی تا لحظه شهادتشان نیز از این فتوا عدول نکردند و آن را تغییر ندادند؛ حتی پس از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل. با این اوصاف مخالفان ساخت سلاح هستهای باور دارند موافقان ساخت سلاح در ابتدا باید موضع رسمی خود را در قبال فتوای رهبر شهید انقلاب روشن کنند که آیا آن را قبول دارند یا خیر؟ و آیا آن فتوا را راهبرد کلان جمهوری اسلامی در موضوع هستهای میدانند یا خیر؟
بهانه برای افزایش فشار بر ایران
مسئله بعدی در ساحت سیاست خارجی عنوان میشود. مخالفان ساخت سلاح هستهای میگویند که در شرایط جنگی کنونی حتی طرح این موضوع نیز میتواند اجماعی بینالمللی به رهبری آمریکا علیه ایران به وجود آورد. آمریکا و اسرائیل سالهاست که فشار بر ایران را با یک توجیه پیش بردهاند؛ آنکه ایران دنبال ساخت بمب اتم است. همین ادعا کار را بر ایران بسیار سخت هم کرد؛ از تحریمهای سخت شورای امنیت سازمان ملل تا تحریمهای یکجانبه و البته سنگین آمریکا و تا اخیرا جنگ علیه ایران.
طرح موضوع ساخت سلاح هستهای از سوی مقامات ایران صرفا میتواند بهانهای بزرگتر به دست آمریکا و اسرائیل برای موجه جلوهدادن حملات پیشین و احتمالی آیندهشان بدهد. آمریکا و اسرائیل همین حالا میگویند که اگر کمترین فعالیت هستهای در ایران مشاهده کنند، بار دیگر جنگ را آغاز میکنند. درست است که ایران نیز در دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه توانست با قدرتی خیرهکننده پاسخ حملات آمریکا و اسرائیل را بدهد اما هنگامی که اجماع در مجموعه حاکمیت یافتن راهی برای پایان جنگ در عین حفظ منافع ملی است، سخن گفتن از ساخت سلاح هستهای صرفا ریختن بنزین بر آتش جنگ است.
ابهام در بازدارندگی
موضوع دیگر آن است که آیا حرکت به سمت ساخت سلاح اتمی یا حتی ساخت و تولید آن میتواند بازدارندگی داشته باشد یا خیر؟ منتقدان ساخت سلاح باور دارند که در حال حاضر اسرائیل به عنوان یک رژیم اتمی در معرض حملات ایران قرار گرفت و عملا نتوانست از سلاح هستهای استفاده کند. یا درگیریهای گاهوبیگاه هند و پاکستان که کشورهایی اتمی به حساب میآیند، نشان میدهد استفاده از سلاح اتمی در هر زمان و موقعیتی امکانپذیر نیست و همانطور که کشورهای اتمی نیز مصون از بروز جنگ نبوده و نیستند، ایران هم در صورت ساخت سلاح هستهای لزوما در مصونیت کامل به سر نخواهد برد زیرا در دنیای کنونی استفاده از سلاح هستهای هزینههای گزاف بینالمللی برای کشور استفاده کننده دارد و در زمین واقعیت، جنگهای هستهای بیش از آنکه در واقعیت رخ دهد، بیشتر به نوعی قدرتنمایی میان کشورها تبدیل شده است و بر اساس تجربه چند دهه گذشته میتوان چنین گفت که بدون سلاح هستهای با وجود سلاح هستهای، ممکن است جنگ رخ بدهد.
نامشخص بودن علت تکرار یک حرف
حتی اگر ایران بخواهد به سمت ساخت سلاح هستهای نیز پیش برود، مشخص نیست چرا این موضوع از سوی برخی نیروهای سیاسی و نمایندگان مجلس به دفعات در رسانهها گفته میشود؟ در حال حاضر که سلاح هستهای ساخته نشده است و سخنگفتن از آن از سوی برخی افراد جز آنکه صرفا هزینه کار نکرده را بر ما تحمیل کند نتیجهای ندارد.
کشورهایی که به سلاح هستهای دست یافتند نیز پیش از دستیابی درباره آن سخن نگفتند و ناگهان از سلاح هستهای رونمایی کردند. گرچه مسائل پیشگفته شده وجود دارد؛ چه از نظر فتوای حرمت ساخت و استفاده از سلاح هستهای و چه ابهام در بازدارندگی سلاح هستهای اما به هر روی با هر تفسیری اگر بنا به ساخت آن باشد، مطرحکردنش هیچ آوردهای نخواهد داشت؛ جز آنکه در شرایط سخت کنونی دست آمریکا و اسرائیل برای اِعمال فشار دیپلماتیک و نظامی بر ایران بازتر باشد.
فراهمکردن زمینه سوءاستفاده اسرائیل
در حال حاضر تنها دو گروه بر ساخت سلاح هستهای از سوی ایران تأکید میکنند؛ نخست اسرائیل و دوم حامیان ساخت سلاح هستهای. قطعا اهداف این دو گروه یکسان نیست اما مسئله آن است که اسرائیل در پی شائبه آنکه ایران تصمیم به ساخت سلاح هستهای دارد، میتواند آمریکا را برای حمله مجدد قانع کند و آمریکا نیز با بهرهگیری از ادعاهای اسرائیل و البته استناد به سخن چهرههای ایرانیِ مدافع ساخت سلاح هستهای، ایران را بیش از گذشته با مشکلات جدی مواجه میکند. شاهد مثالش آنکه چند سال پیش که علی مطهری مدعی شد ایران از ابتدا قصد ساخت سلاح هستهای داشت اما فاش نشده بود، دونالد ترامپ همین اظهارنظر مطهری را دستمایه توجیه ادعاهای خود قرار داد.
تجربه نشان داده است، اسرائیل نیز از چنین سخنانی استقبال میکند زیرا میتواند با تکیه بر همین مواضع آمریکا را وارد جنگ کند؛ چنانکه دو جنگ 12 روزه و 40 روزه، در میان مذاکرات ایران و آمریکا و البته با تحریکهای اسرائیل رخ داد. سالها پیش نیز با طرح موضوع هلوکاست از سوی رئیس دولتهای نهم و دهم، زمینه مظلومنمایی ایجاد شد تا اسرائیل دست به مظلومنمایی بزند؛ در حالی که در آن زمان اکثر کشورهای در سازمان ملل، اسرائیل را به دلیل ادامه شهرکسازیهای غیرقانونی شدیدا محکوم میکردند اما نفی هلوکاست از سوی رئیسجمهور وقت ایران عملا این رژیم را در موقعیتی مناسب در جامعه بینالمللی قرار داد و از طرفی فشارها بر ایران نیز افزایش یافت.
فارغ از آنکه از نظر تاریخی احمدینژاد درست میگفت یا نه، مسئله آن بود که چرا سخنی باید مطرح میشد که جز هزینه برای ایران آوردهای نداشت؟ با این اوصاف مشخص نیست که طرح موضوع ساخت سلاح هستهای برای چیست و مطرحکنندگانش با مطرح کردن این موضوع چه هدفی را دنبال میکنند؟ این موضوع اکنون بیش از همیشه اهمیت مییابد که ایران میکوشد در جوامع بینالمللی از تجاوزکار و جنایتکار بودن آمریکا و اسرائیل سخن بگوید و اعلام کند که حمله آنها به ایران ناقض تمام موازین بینالمللی بوده است. در این شرایط طرح ساخت سلاح هستهای باعث میشود آمریکا و اسرائیل برای حملات خود توجیههایی در عرصه بینالمللی فراهم کنند و چهبسا حملاتی تازه با تشکیل یک اجماع بینالمللی علیه ایران ترتیب دهند.
مخاطره خروج از انپیتی
مسئله دیگر درخواست خروج ایران از انپیتی است. این نیز موضوعی است شبیه همان درخواست ساخت سلاح هستهای. به تازگی حسینعلی حاجیدلیگانی، نماینده مجلس، درباره نحوه پاسخ به سازمان انرژی اتمی که پرونده ایران را به شورای امنیت ارجاع داده، گفته است: «سابقه بدعهدی آژانس مانند انتقال اطلاعات محرمانه ما به نیروهای متخاصم و عملیات جنگی علیه نیروگاههای ما کاملا ثابت میکند که آژانس قابل اعتماد نیست؛ بنابراین با اقدام اخیر، به نظرم لازم است فورا از انپیتی خارج شویم و در همین زمینه طرح سه فوریتی را آماده کردهایم که جمعی از نمایندگان مجلس آن را امضا کردند و با نظر هیئت رئیسه برای رایگیری به صحن خواهد آمد».
این نماینده مجلس خبر از طرح سه فوریتی مجلس برای خروج از انپیتی میدهد؛ طرحی که اگر در مجلس تصویب و به تأیید شورای نگهبان برسد، دولت را ملزم به اجرایش میکند. درباره این مسئله باید گفت اولا مسائل مربوط به هستهای به عنوان موضوعی در رده سیاستهای کلان در شرایط کنونی در حیطه اختیارات شورای عالی امنیت ملی است که هر تصمیمی از این شورا باید به تأیید رهبری برسد. عجیب است که نمایندگان چرا در این حوزه ورود کردهاند؟ ثانیا از نظر محتوایی نیز مشخص نیست چرا برخی بر خروج ایران از انپیتی اصرار دارند؟
ایران اکنون با آمریکا و اسرائیل در تقابل مستقیم است و معلوم نیست چرا برخی میخواهند ایران در موضع تقابل مستقیم و آشکار با آژانس قرار بگیرد؟ تقابل با آژانس عملا دست آمریکا و اسرائیل را بازتر میکند تا فشارها را بر ایران افزایش دهند؛ مضافا آنکه هیچ بعید نیست اگر ایران از انپیتی خارج شود، آمریکا با همراهی متحدان اروپاییاش سعی کند تا پای شورای امنیت را به مقابله نظامی با ایران باز کند. البته در آن شرایط احتمالا روسیه و چین هر نوع قطعنامهای در این راستا را وتو کنند اما حتما خروج از انپیتی زمینه را برای افزایش فشار بر ایران و حتی لابیگری آمریکا با چین و روسیه باز میکند؛ کمااینکه روسیه و چین در روزگاری که شورای امنیت قطعنامههای سنگین علیه ایران صادر میکرد، به آن قطعنامهها رأی مثبت دادند.
با این اوصاف در حال حاضر ساخت سلاح هستهای علاوه بر آنکه با حرکت فقهی مواجه است، از نظر دیپلماتیک نیز پر ابهام به نظر میرسد و افزون بر اینها این موضوع در زمره اختیارات آنهایی نیست که مدام از ساخت سلاح هستهای سخن میگویند و در اختیار شورای عالی امنیت ملی با تأیید رهبری یا شخص رهبری است.