کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۳۹۵۶
تاریخ خبر:
گاز قطر؛ پاشنه آشیل همه سناریوهای جایگزین

تنگه‌ای که هنوز نمی‌شود ‌دورش‌ زد

تنگه‌ای که هنوز نمی‌شود ‌دورش‌ زد

خطوط لوله عربستان، امارات و عراق بخشی از نفت خلیج فارس را از هرمز دور می‌کنند، اما گاز قطر، پتروشیمی، کالاهای تجاری و میلیون‌ها بشکه نفت همچنان راهی جز این آبراه ندارند

هفت صبح،‌ دکتر محمدابراهیم یاوری| با هر موج تازه تنش در خلیج فارس، تنگه هرمز دوباره به یکی از حساس‌ترین نقاط اقتصاد جهانی تبدیل می‌شود؛ آبراهی که بخش بزرگی از نفت، گاز و کالاهای منطقه از آن عبور می‌کند. کشورهای حاشیه خلیج‌فارس سال‌هاست برای کاهش این وابستگی، مسیرهای جایگزین ساخته‌اند و میلیاردها دلار برای خطوط لوله و پایانه‌های جدید هزینه کرده‌اند. این پروژه‌ها توانسته‌اند بخشی از صادرات نفت را از هرمز دور کنند، اما هنوز فاصله زیادی تا جایگزینی کامل این تنگه دارند.

 

پیش از تشدید درگیری‌های اخیر، روزانه حدود ۱۵ تا ۱۷ میلیون بشکه نفت خام از تنگه هرمز عبور می‌کرد. اگر فرآورده‌های نفتی و سایر حامل‌های انرژی را هم به این عدد اضافه کنیم، حجم عبوری از این آبراه به حدود ۲۰ تا ۲۳ میلیون بشکه در روز می‌رسید. این رقم هرمز را به یکی از حساس‌ترین نقاط نقشه انرژی جهان تبدیل کرده است. همین وابستگی باعث شده کشورهای جنوبی خلیج فارس میلیاردها دلار طی سال‌ها برای ساخت مسیرهای جایگزین هزینه کنند. هدف این است که اگر روزی تردد در هرمز مختل شد، دست‌کم بخشی از نفت بدون عبور از این تنگه راهی بازارهای جهانی شود. اما این پروژه‌ها تا کجا می‌توانند جای هرمز را بگیرند؟

 

عربستان؛ نفت به جای هرمز، راهی دریای سرخ می‌شود

مهم‌ترین مسیر جایگزین امروز، خط لوله شرق به غرب عربستان یا همان «پترولاین» است. این خط لوله نفت مناطق شرقی عربستان را از عرض این کشور عبور می‌دهد و به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ می‌رساند. ظرفیت این خط لوله، بسته به شرایط عملیاتی، حدود پنج تا هفت میلیون بشکه در روز است. این ظرفیت پترولاین را به مهم‌ترین مسیر جایگزین عربستان برای کاهش وابستگی صادرات نفت این کشور به تنگه هرمز تبدیل کرده است. با این حال مسئله در ینبع تمام نمی‌شود. نفت پس از رسیدن به دریای سرخ همچنان باید سوار نفتکش شود و از منطقه‌ای عبور کند که در سال‌های اخیر خود با تهدیدهای امنیتی و نظامی روبه‌رو بوده است. به بیان دیگر، بخشی از ریسک از هرمز حذف می‌شود، اما الزاماً از زنجیره صادرات انرژی کنار نمی‌رود.

 

 امارات؛ فجیره، برگ برنده خارج از هرمز

امارات متحده عربی نیز سال‌هاست روی بندر فجیره سرمایه‌گذاری کرده است. فجیره بندری در ساحل دریای عمان است که در بیرون تنگه هرمز قرار دارد. خط لوله حبشان - فجیره نفت ابوظبی را مستقیماً به این بندر منتقل می‌کند و ظرفیت فعلی آن حدود ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز برآورد می‌شود. هم‌زمان، پروژه‌های توسعه‌ای برای افزایش ظرفیت انتقال و ذخیره‌سازی نفت در فجیره در جریان است.

 

فجیره امروز فقط یک بندر جایگزین نیست بلکه یکی از مراکز مهم ذخیره‌سازی و تجارت فرآورده‌های نفتی جهان است که ظرفیت مخازن مستقل آن به بیش از ۱۴ میلیون مترمکعب رسیده است. امارات تلاش می‌کند با توسعه بیشتر خطوط انتقال، سهم بزرگ‌تری از صادرات نفت خود را بدون ورود نفتکش‌ها به تنگه هرمز انجام دهد. اگر این برنامه‌ها به ظرفیت‌های پیش‌بینی‌شده برسند، وابستگی ابوظبی به هرمز به شکل محسوسی کاهش خواهد یافت. اما باز هم یک نکته باقی می‌ماند: کاهش وابستگی یک کشور، به معنای کاهش اهمیت کل تنگه نیست.

 

عراق؛ مسیر شمالی هست، اما کوچک‌تر از آن است که نجات‌بخش باشد

عراق نیز از مسیر خط لوله کرکوک - جیهان به بندر جیهان ترکیه و دریای مدیترانه دسترسی دارد. این مسیر در دوره‌هایی متوقف بوده و دوباره به مدار صادرات بازگشته است. ظرفیت عملیاتی فعلی آن در مقایسه با کل صادرات نفت عراق محدود است، به‌ویژه اینکه بخش اصلی تولید این کشور در جنوب و حوالی بصره قرار دارد و مستقیماً به خلیج فارس و تنگه هرمز وابسته است. بنابراین حتی فعال بودن مسیر جیهان هم نمی‌تواند مشکل اصلی صادرات عراق را در صورت بروز اختلال گسترده در هرمز حل کند.

 

عددها با هم جور درنمی‌آیند

اینجاست که محدودیت پروژه‌های جایگزین آشکار می‌شود. حتی اگر تمام خطوط لوله فعال و پروژه‌های در دست توسعه را کنار هم بگذاریم، ظرفیت آنها همچنان با حجم عظیم انرژی عبوری از تنگه هرمز فاصله دارد. برخی برآوردهای بازار انرژی نشان می‌دهد با تکمیل مجموعه پروژه‌های جدید تا پایان دهه جاری، ظرفیت عبور دادن نفت بدون استفاده از هرمز می‌تواند به حدود ۱۴ میلیون بشکه در روز برسد. عدد بزرگی است اما نه به اندازه‌ای که هرمز را بی‌اهمیت کند.در چنین سناریویی نیز میلیون‌ها بشکه نفت خام و فرآورده نفتی همچنان مسیر جایگزین اقتصادی و عملیاتی مناسبی نخواهند داشت. کشورهایی مانند کویت و بحرین و بخش بزرگی از صادرات جنوبی عراق نیز همچنان به این آبراه وابسته خواهند ماند.

 

گاز قطر؛ پاشنه آشیل همه سناریوهای جایگزین

اگر نفت را بتوان تا حدی از طریق خطوط لوله جابه‌جا کرد، ماجرا درباره گاز طبیعی مایع کاملاً متفاوت است. قطر یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان LNG جهان است و بخش عمده صادرات گاز مایع این کشور با کشتی‌های مخصوص از خلیج فارس خارج می‌شود. برای چنین حجمی از LNG، خط لوله زمینی جایگزینی وجود ندارد که بتواند صادرات به بازارهای آسیایی و اروپایی را به‌سادگی جایگزین کند. 

 

به همین دلیل هر اختلال جدی در هرمز می‌تواند علاوه بر بازار نفت، بازار جهانی گاز را نیز مستقیماً در معرض شوک قرار دهد. این موضوع با افزایش نقش گاز در سبد انرژی جهان و توسعه احتمالی ظرفیت صادراتی سایر کشورهای منطقه، می‌تواند در آینده اهمیت بیشتری هم پیدا کند.

 

هرمز فقط شاهراه نفت نیست

یک اشتباه رایج این است که اهمیت تنگه هرمز فقط با تعداد بشکه‌های نفت سنجیده شود. کشتی‌هایی که از این آبراه عبور می‌کنند فقط نفتکش نیستند. کالاهای پتروشیمی، مواد اولیه صنعتی، کود شیمیایی، گوگرد، هلیوم و حجم بزرگی از تجارت عمومی کشورهای خلیج فارس نیز از همین مسیر جابه‌جا می‌شود. برای چنین کالاهایی، خط لوله اساساً گزینه‌ای نیست.

 

قطر سهم قابل‌توجهی در بازار جهانی هلیوم دارد؛ ماده‌ای حیاتی برای تجهیزات پزشکی، صنایع پیشرفته و تولید نیمه‌رساناها. کشورهای منطقه همچنین از صادرکنندگان بزرگ گوگرد، اوره و محصولات پتروشیمی هستند. انتقال میلیون‌ها تن از این کالاها بدون کشتی عملاً ممکن نیست. به همین دلیل ممکن است بتوان نفت را تا حدی از هرمز دور کرد، اما نمی‌توان اقتصاد منطقه را با یک خط لوله از دریا جدا کرد.

 

مشتریان نفت در شرق‌اند، خطوط لوله به غرب می‌روند

جغرافیا هم کار را برای دور زدن کامل هرمز سخت می‌کند. بخش عمده نفت خلیج فارس راهی بازارهای آسیایی، از چین و هند تا ژاپن و کره جنوبی می‌شود، اما مهم‌ترین مسیرهای جایگزین نفت را به دریای سرخ یا مدیترانه می‌رسانند، یعنی در مسیری خلاف جهت مشتریان اصلی. همین مسئله، مسیر صادرات را طولانی‌تر و در نهایت پرهزینه‌تر می‌کند.

 

اگر نفت عربستان از طریق ینبع به دریای سرخ برسد، رساندن آن به برخی بازارهای آسیایی می‌تواند مسیر دریایی طولانی‌تر و هزینه بالاتری ایجاد کند. همین مسئله بخشی از مزیت اقتصادی خطوط جایگزین را کاهش می‌دهد. در روزهای بحران نیز هزینه بیمه کشتی‌ها، کرایه حمل و ریسک‌های امنیتی بالا می‌رود و هر مسیر طولانی‌تر، صورت‌حساب بیشتری روی دست خریدار و فروشنده می‌گذارد.

 

انتقال ریسک از دریا به خشکی

مزیت مهم خطوط لوله این است که نفتکش را از نقطه بحران دور می‌کنند. اما خود این خطوط نیز مصون نیستند. صدها یا هزاران کیلومتر خط لوله در مناطق بیابانی، ایستگاه‌های پمپاژ، مخازن و پایانه‌های صادراتی باید به‌طور دائم حفاظت شوند. حملات پهپادی، خرابکاری یا آسیب به یک ایستگاه کلیدی می‌تواند ظرفیت انتقال را برای مدتی کاهش دهد.در واقع مسیر جایگزین لزوماً به معنای مسیر بدون ریسک نیست، گاهی فقط نوع ریسک تغییر می‌کند.

 

هرمز ضعیف‌تر می‌شود، اما حذف نمی‌شود

مجموع سرمایه‌گذاری‌های عربستان، امارات، عراق و دیگر کشورهای منطقه بدون تردید یک نتیجه داشته است و آن اینکه قدرت انحصاری تنگه هرمز در صادرات نفت نسبت به گذشته کمتر شده است. امروز اگر برای مدتی محدود اختلالی در این آبراه ایجاد شود، بخشی از نفت می‌تواند از مسیرهای دیگری به بازار برسد. این ظرفیت چند دهه قبل بسیار محدودتر بود.

 

اما میان کاهش وابستگی و بی‌اهمیت شدن فاصله زیادی وجود دارد. خطوط لوله نمی‌توانند LNG را جابه‌جا کنند، جای کشتی‌های حامل محصولات پتروشیمی و کالاهای تجاری را نمی‌گیرند، تمام نفت منطقه را پوشش نمی‌دهند و حتی در صورت توسعه کامل، خود با محدودیت‌های امنیتی، جغرافیایی و اقتصادی مواجه‌اند. بنابراین شاید تنگه هرمز در سال‌های آینده دیگر تنها مسیر صادرات بخشی از نفت خلیج فارس نباشد، اما همچنان یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های اقتصاد و انرژی جهان باقی خواهد ماند.

 

دکتر محمدابراهیم یاوری /‌ عضو سابق هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

 


 

کدخبر: ۶۰۱۶۳۹۵۶
تاریخ خبر:
ارسال نظر