دو جبهه سیاسی برسر جنگ
علی صوفی، فعال سیاسی اصلاحطلب: رادیکالها در پی دو قطبیسازیها اهداف انتخاباتی دارند؛ آنها از جلیلی هم عبور کردهاند حسین سبحانینیا، فعال سیاسی اصولگرا: با طرح مسئله رفراندوم درباره ادامه جنگ بر دوقطبیها دامن میزنند
هفت صبح| همچنان جنگ ادامه دارد، تنش میان ایران و آمریکا در بالاترین سطح قرار دارد، تنگه هرمز از سوی ایران بسته است و محاصره دریایی آمریکا نیز به قوت خود باقی است و اقتصاد ایران نیز به دلیل تشدید تحریمهای آمریکا اوضاع خوبی را سپری نمیکند اما در داخل برخی مشغول دوقطبیسازیهای سیاسی به بهانه جنگاند. یک طرف ماجرا دیگری را متهم به جنگطلبی میکند و طرف دیگر میگوید که شما سازشگر و تسلیمطلبید و حتی مذاکرهکنندگان ارشد ایران را مورد توهین قرار میدهند.
این شرایط به اختلافات سیاسی داخلی به شدت دامن زده است و در تقابل این دو طیف آنچه نادیده گرفته میشود، منافع ملی است. حالا پرسش آن است که پشت پرده این دوقطبیها چیست و چرا برخی اصرار بر دامنزدن به آن دارند؟ برای بررسی این موضوع نظر یک فعال سیاسی اصلاحطلب و یک فعال سیاسی اصولگرا را جویا شدیم، تا دو نگاه مختلف در این زمینه را مورد ارزیابی قرار دهیم.
کاسبان تحریم، حامیان ادامه جنگ
علی صوفی، فعال سیاسی اصلاحطلب درباره پشت پرده شکلگیری دوقطبیهایی که از سوی برخی جریانها به بهانه جنگ به وجود میآید، به «هفت صبح» گفت: «پیش از اینها و در دوره دولت آقای روحانی، زمانی که بحث مذاکرات هستهای ایران و کشورهای 1+5 مطرح بود و مذاکرات بهخوبی پیش میرفت که در نهایت به نتیجهای به نام برجام انجامید، شاهد بودیم عدهای بلافاصله واکنش نشان دادند و چه در عرصه سیاسی و چه در حوزه عملیاتی تلاش کردند این مذاکرات به نتیجه نرسد.
آقای روحانی در آن زمان عنوان کاسبان تحریم را مطرح کرد که ریشه این اختلاف را در این میدانست که عدهای از تداوم تحریمها منافع شخصی دارند، ثروتهای زیادی اندوختهاند و حاضر نیستند آنها را از دست بدهند؛ به همین دلیل تلاش میکنند تحریمها برطرف نشود. بعدها در گزارشهای مختلف دیدیم که چه فسادهایی از سوی برخی افراد در مسیر دور زدن تحریمها رخ داده است.
آخرین مورد نیز فهرست تراستیهاست که دیدیم چه فاجعهای است. به هر حال، ثروتی که از این ماجرا به دست میآورند بسیار زیاد است. طبعا کسانی که به این کار مشغول بودهاند و هر روز درآمدهای هنگفتی داشتهاند، نگران میشوند که اگر وضعیت عادی شود، منافعشان به خطر بیفتد. آنها علاوه بر ثروتی که به دست آوردهاند، قدرت هم پیدا کردهاند».
همسویی صداوسیما با طیف رادیکال
او ادامه داد: «این طیف، چه ناخودآگاه و چه خودآگاه، به طرفدار ادامه جنگ و تحریمها تبدیل شدهاند. بعضا نیز میبینیم که در موضعگیریها با اسرائیل همسو میشوند؛ یعنی همانطور که اسرائیل و این طیف خاص از امضای برجام ناراضی بودند، در مقطع کنونی نیز هر دو با مذاکره ایران و آمریکا مخالف هستند. درست است که ما جنگ را آغاز نکردهایم و جنگطلب نیستیم، اما وقتی جنگ آغاز میشود، عدهای تلاش میکنند جنگ پایان نیابد و حتی نگران میشوند که آمریکا و اسرائیل دست از حملات بردارند. این افراد از جنبههای مختلف، تداوم سلطه خود در داخل را در گرو ادامه جنگ میبینند.
در مقطع کنونی نیز دیدیم که تفاهمنامهای امضا شد که مجموعه نظام نسبت به آن نظر مثبتی داشت. شورای عالی امنیت ملی که بالاترین مرجع تصمیمگیری در این حوزه است و زیر نظر رهبری فعالیت میکند و رئیسجمهور نیز در رأس این شورا قرار دارد، به این جمعبندی رسید که تفاهمنامه اسلامآباد به نفع کشور است. این تفاهمنامه امیدی ایجاد کرد که مخاصمات میان ایران و آمریکا پایان یابد و برای همیشه سایه جنگ از سر کشور برداشته شود، اما بلافاصله دیدیم که مانند دوران برجام، عدهای صدای مخالفت خود را بلند کردند. جالب اینجاست که صداوسیما نیز با این طیف همراهی میکند».
مخالفت صریح رهبری با دو قطبیسازیها
این فعال سیاسی همچنین درباره نهی رهبر انقلاب نسبت به ایجاد دوقطبیها، مطرح کرد: «رهبری در آخرین پیام خود بهشدت همه را از ایجاد دوقطبی نهی کردند، اما رسانه رسمی کشور به این فرمایش ایشان اعتنایی نمیکند و همان برنامه ضدیت با تفاهمنامه را با شدت ادامه میدهد. اینها ضعفهایی است که کشور به آنها دچار است و باعث شده جریان کاسبان تحریم قدرت بگیرد و به هیچ چیز اعتنا نکند».
عبور رادیکالها حتی از جلیلی
او در پاسخ به این پرسش که آیا پشت پرده دوقطبیهایی اخیر بحثهای سیاسی و حتی انتخاباتی وجود دارد یا خیر، توضیح داد: «به نظر من، پشت پرده دوقطبیهایی که در موضوع جنگ شکل گرفته است، چه در جنگ ۱۲روزه و چه در جنگ رمضان، این است که طیف رادیکال احساس حقانیت کرده است. آنها میگویند ما از ابتدا گفته بودیم که راهی جز جنگ نداریم. در واقع، آنها احساس کردهاند شعارهایی که در انتخابات مطرح کرده بودند، پس از وقوع جنگ محقق شده است.
رقیب آنها گفته بود باید سایه جنگ را از سر کشور دور کنیم و نباید اجازه دهیم جنگ رخ دهد، اما وقتی جنگ اتفاق افتاد، آنها احساس کردند میتوانند بیش از گذشته بر گفتمان خود، یعنی اینکه راهی جز جنگ نداریم، تأکید کنند. حتی در میان خودشان نیز درباره آقای جلیلی حرفهایی زده میشود که نشان میدهد بحث انتخابات در داخل این جریان جدی است. نگاه آنها این است که از این فرصت استفاده کنند و در انتخاباتهای بعدی مجلس و ریاستجمهوری پیروز شوند. حتی به دنبال انتخابات زودهنگام هستند و شایعاتی را مطرح میکنند مبنی بر اینکه آقای پزشکیان قصد استعفا دارد.
دیدیم که وقتی آقای قالیباف به عنوان رئیس تیم مذاکرهکننده انتخاب شد، آنها نگران شدند؛ زیرا احساس کردند آقای قالیباف در حال قدرت گرفتن است و ممکن است به رقیب اصلی آنها تبدیل شود. آنها تصور میکنند چون آقای پزشکیان مخالف جنگ بوده و اکنون جنگ رخ داده است و جنگ نیز دستاوردهای مهمی داشته است، دیگر آقای پزشکیان حرفی برای گفتن نخواهد داشت. اما وقتی آقای قالیباف رئیس تیم مذاکرهکننده شد، آنها نگران شدند. برخی از این طیف تندرو حتی آقای جلیلی را نیز نمیخواهند. اگر رقابت میان آقای جلیلی و آقای پزشکیان باشد، حتما آقای جلیلی را انتخاب میکنند، اما اگر رقابت درون خود این جریان شکل بگیرد، به نظر من بر سر آقای جلیلی به اجماع نمیرسند».
انزوای احتمالی رادیکالها بعد از جنگ
صوفی در پایان درباره اینکه اگر وضعیت عادی و جنگ تمام شود، وضعیت طیف خاص سیاسی چگونه میشود، تشریح کرد: «اگر وضعیت عادی شود، جنگ پایان یابد، تحریمها برداشته شود و در حوزه اقتصادی تحولات مثبتی به وجود آید، طیف تندرو دیگر هیچ ابزاری نخواهد داشت و نمیتواند بر موضوعی مانور دهد و از این طریق رأی مردم را به دست آورد. به هر حال، هرچه به سمت پایان جنگ و ترک مخاصمه میان ایران و آمریکا پیش برویم، ابزار سیاسیای که اکنون با عنوان جنگ در اختیار آنهاست، از آنها گرفته میشود.
به نظر من، آقای قالیباف نیز انتخاب حاکمیت است و حرفهای دیگری در برابر این طیف دارد. انتخاب قالیباف خود یک نشانه مهم است. آنها انتظار نداشتند حاکمیت پشت آقای قالیباف بایستد. بهنظر من، حاکمیت در آینده میخواهد مشارکت در انتخابات افزایش یابد و اعتماد عمومی احیا شود؛ در چنین شرایطی، بسیار بعید است که جایگاه ویژهای در عرصه سیاسی برای طیف رادیکال وجود داشته باشد. با این اوصاف، حیات سیاسی طیف رادیکال معطوف به استمرار تنش داخلی، جنگ و تحریم است و هرگاه شرایط عادی شود، این طیف به حاشیه رانده خواهد شد».
ساخت دوقطبی با بحث انحرافی رفراندوم
حسین سبحانینیا، نماینده ادوار مجلس و فعال سیاسی اصولگرا نیز درباره علت دو قطبیهای اخیر به «هفتصبح» گفت: «این بحثها و دوقطبیها در شرایطی مطرح میشود که ما درگیر جنگی نابرابر هستیم و دشمن با تمام توان تلاش میکند قدرت و توانمندی ایران را بشکند و زیر سؤال ببرد. دشمن با دروغپردازی تلاش میکند فضای سیاسی را بهگونهای ترسیم کند که از آثار بهحق جمهوری اسلامی در بستن تنگه هرمز و پیامدهای سیاسی و اقتصادی آن در جهان جلوگیری شود. ترامپ و مجموعه دولت آمریکا نیز با استفاده از رسانههایی که در اختیار دارند، سعی میکنند ابهت ایران را بشکنند.
در چنین فضایی، دوقطبیهایی ایجاد میشود؛ آن هم از سوی کسانی که در همین کشور و در ساختار قدرت حضور داشتهاند و امروز چنین ادعاهایی را مطرح میکنند. طرح مسئله رفراندوم درباره ادامه جنگ نیز یکی دیگر از بحثهای انحرافی است. عدهای از آن سو هم مدام میگویند تحت هر شرایطی باید جنگ ادامه یابد. این مسائل بر ذهنیت مردم اثر میگذارد و خوب نیست. مردم متعهد و کسانی که ماههاست در صحنه حضور دارند و در پشت جبهههای جنگ فعال هستند، از مسئولان نظامی ما میخواهند با قدرت به کار خود ادامه دهند».
تفاوت دفاع از کشور با جنگطلبی
او ادامه داد: «ما در مقام دفاع هستیم و ادامه جنگ از ناحیه ما نیست و دفاع نیز وظیفه مسئولان و نیروهای مسلح ماست. آنها در برابر هجمههای نظامی دشمن دفاع میکنند؛ دشمنی که همه اصول اخلاقی و بینالمللی را زیر سؤال برده است. طبیعی است که باید دفاع کرد. مسئله، جنگطلبی نیست که بگوییم جنگ را میخواهید یا صلح را. مسئله، دفاع از اعتبار و حیثیت نظام است.
کسانی که مشغول دفاع هستند، جنگطلب نیستند، بلکه مدافع نظام هستند. ایجاد این دوقطبیها میتواند ریشه در سیاستبازی داشته باشد. کسانی هستند که میخواهند خود را مطرح کنند و بار دیگر جایگاه خود را در جامعه و افکار عمومی زنده کنند و به همین دلیل چنین مسائلی را مطرح میکنند. طبیعی است که این افراد با انگیزههای خاص سیاسی این مسائل را دنبال میکنند و درصدد تغذیه طرفداران خود و مطرح کردن دوباره خود در افکار عمومی و جامعه هستند. آنها کسانی هستند که نمیتوانند حضور مردم را در صحنه ببینند».
ایستادگی مردم در دفاع از ایران و نظام
این فعال سیاسی همچنین درباره حضور مردم در خیابانها در دفاع از ایران و نظام مطرح کرد: «دفاع مردم از نظام پس از شهادت رهبر انقلاب بسیار مهم است و برخی تاب دیدن آن را ندارند. طرح مسائل نادرست نمیتواند مردم را از مسیری که انتخاب کردهاند، بازدارد. بعضی افراد اعلام میکنند که هر شب و برخی نیز در حد توان در صحنه حضور دارند. مردم از دفاع از انقلاب و رهبری کوتاه نمیآیند و آنهایی که چنین مسائلی را مطرح میکنند، باید در اندیشه و دیدگاه خود بازنگری کنند. یکی از مسائلی که رهبری در پیامهای اخیر خود بر آن تأکید داشتند، مسئله انسجام و وحدت و پرهیز از هر روشی است که به این وحدت و همدلی آسیب بزند. افراط و تفریط از هر طرفی آسیبزا است».
ضرورت حمایت از اقدامات مسئولان نظام
سبحانینیا درخصوص رویکرد سلبی برخی نیروها نسبت به هر نوع اقدام دیپلماتیک برای پایان جنگ، تشریح کرد: «تصمیمات نظام با تأیید رهبر انقلاب اتخاذ میشود. وقتی شورای عالی امنیت ملی به تصمیمی میرسد نیز این تصمیم زمانی اجرایی میشود که تأیید رهبری را داشته باشد. اگر به این جمعبندی برسند که در موضوعی مذاکره شود، طبیعی است که این تصمیم از سوی مجموعه نظام گرفته شده است. اینکه عدهای از این سو مذاکرات را به معنای تسلیم جلوه میدهند نیز برخلاف رهنمودهای رهبری است.
وقتی فردی به عنوان مسئول مذاکره انتخاب شده است، باید مورد حمایت قرار بگیرد تا بتواند با قدرت از منافع نظام دفاع کند و هنگام تصمیمگیری احساس کند که از پشتوانه برخوردار است. تندرویها هم از سوی افرادی که به آقایان قالیباف و پزشکیان و اعضای شورای عالی امنیت ملی حمله میکنند، وجود دارد و هم از سوی کسانی که میگویند ادامه جنگ باید به رفراندوم گذاشته شود. تخریب مسئولان مذاکره باعث تضعیف ایران و تقویت دشمن میشود و لازم است همه از این رویکرد دست بردارند. دشمن از این وضعیت سود میبرد. به نظرم، این امر ناپسند و برخلاف منویات رهبری و تصمیمات کلان نظام است. امروز درگیر جنگی فرسایشی هستیم. در این شرایط، هر چیزی که به وحدت و انسجام آسیب بزند و باعث تضعیف نیروهای مسلح ما شود، کاری ناپسند و دور از چارچوبهای نظام است».
انگیزههای انتخاباتی در ایجاد دو قطبیها
او در پاسخ به این پرسش که پشت دو قطبیهای اخیر چه قدر انگیزه انتخاباتی وجود دارد، توضیح داد: «اکنون در آستانه انتخابات شوراها هستیم و پس از آن انتخابات مجلس و ریاستجمهوری را داریم. بعضی افراد بر این انتخابات تمرکز کردهاند و در کمال تعجب، در میانه جنگ به نظر میرسد از شرایط جنگی سوءاستفاده میکنند تا منافع انتخاباتی خود را تأمین کنند. این گناهی نابخشودنی است که منافع سیاسی و جناحی را بر منافع کشور و نظام اولویت بدهیم. منافع اصلی ما حفظ نظام و ایران است. اگر نظام و ایران آسیب ببیند، همه آنهایی که تفکرات انتخاباتی داشتهاند نیز کنار میروند».
رفتار اپوزیسیونی برخی مقامات سابق
سبحانینیا در پایان گفت: «القا شبهاتی از سوی کسی که پیش از این جایگاه مهمی داشته است، میتواند محل تأمل باشد. اینکه چرا آنها با جمعکردن طرفداران خود این مسائل را مطرح میکنند و با چه هدفی چنین سخنانی را مطرح میکنند، مشخص نیست. چرا اینگونه به طرف مقابل اعتماد پیدا کردهاند و در فضای داخلی مسائلی مانند رفراندوم درباره جنگ و صلح را مطرح میکنند و با قیاسهای تاریخی و اسلامی سعی میکنند آنچه را میخواهند، اثبات کنند؟ به نظرم برخی میخواهند خود را به عنوان اپوزیسیون نظام جلوه دهند و بگویند ما میخواهیم به هر قیمتی جنگ تمام شود.
پشت پرده این سخنان که از سوی مسئولان عالیرتبه گذشته مطرح میشود، بسیار عجیب است. اکنون شرایط جنگی است و انگار برخی درک نمیکنند که اگر دفاع نکنیم، جنگ میتواند کشور را به چه نقطه خطرناکی برساند. من فکر میکنم این افراد باید در نظرات و افکار خود بازنگری کنند. امروز موجی که در جامعه راه افتاده است، انکارشدنی نیست. مردم از مصالح نظام و انقلاب کوتاه نمیآیند و حتماً یک عده محدود نمیتوانند در فکر و ذهن مردم اثر بگذارند. این افراد حتی همان اعتبار اندکی را که دارند، از دست میدهند. اینها به عده محدودی از طرفداران خود دلخوش هستند، اما واقعیت جامعه این است که مردم به سخنان آنهایی که یکسره دلباخته غرب هستند، اعتنایی نمیکنند».
از مجموع بحثهای مطرح شده میتوان دریافت که القا اختلافات و ایجاد دو قطبیها در شرایط کنونی جنگی از هر دو سمت طیفهای سیاسی انجام میشود؛ شرایطی که به هیچ وجه به صلاح کشور نیست و رهبری نیز نسبت به آن هشدار دادهاند. اکنون طیفی از اصلاحطلبان با طرح این موضوع که طیف مقابل جنگطلباند و با هر کیفیتی باید جنگ تمام شود، عملا اقتضائات واقعی جنگ را نادیده میگیرند و از آن سو نیز طیفهای رادیکال اصولگرایان با طرح اینکه تحت هیچ شرایطی نباید با آمریکا مذاکره کرد و باید جنگ را به هر صورت ادامه داد و مذاکرهکنندگان ایران را متهم به وادادگی و تسلیمطلبی میکنند، نتیجه رویکرد هر دو نادیدهگرفتن منافع ملی ایران است.