بازسازی اجتماعی؛ مأموریت تازه دانشگاه
مسئولان وزارت علوم نمیتوانند با شعار آزادی گفتوگو مسئله را حل کنند
هفت صبح| دیروز شاهد دونگاه مختلف به دانشگاه بودیم. یکی وحید شالچی، معاون فرهنگی وزارت علوم که در آیین رونمایی از مجموعه «تجربههای جهانی بازسازی پساجنگ» تاکید کرد دانشگاه که هم نهاد حل مسئله است، هم محل گفتوگو، آیندهنگری و میانجیگری باید در بازسازی جامعه نقش داشته باشد. در مقابل روزنامه کیهان در مطلبی با عنوان «ممنوعیت ورود وطنفروشان به دانشگاه و اخراج مسئولان بیکفایت از وزارت علوم»، با استفاده از تعابیری مانند «وطنفروشان»، «بیحجابی»، «عزل فوری» و «برخورد قاطع»، دانشگاه را بیشتر از منظر کنترل هنجاری و سیاسی صورتبندی میکند.
واقعیت این است که دانشگاه در میان دو تصویر متضاد قرار دارد. دانشگاه در یک تصویر نهادی است که قرار است پس از جنگ به بازسازی جامعه کمک کند. درباره رنجهای مردم تحقیق کند. تجربه جنگ را ثبت کند. برای آینده راهحل بسازد و به جامعه امکان گفتوگو بدهد. در تصویر دیگر، دانشگاه مکانی است که با کوچکترین اختلاف فرهنگی، ممکن است با ادبیات حذف، ممنوعیت و برخورد مواجه شود.
وحید شالچی، تأکید کرده که آثار جنگ به تخریب ساختمانها محدود نمیشود و آموزش، نهادهای اجتماعی، خاطره جمعی و تصور مردم از آینده هم آسیب میبیند. این سخنان این مقام مسئول را میتوان مهم قلمداد کرد. چون جنگ که به پایان برسد تازه مسائل و مشکلات فراوان خودشان را بیشتر نشان میدهند. بخش مهمی از آثار درگیریهای اخیر در رفتار مردم، اعتماد عمومی، مناسبات اجتماعی و نگاه نسل جوان به آینده باقی میماند. برای فهم این آثار، جامعه به دانشگاه احتیاج دارد. دانشگاه باید بتواند درباره آنچه رخ داده تحقیق کند، اختلاف روایتها را بررسی کند و حتی درباره تصمیمهای غلط هشدار بدهد.
در همین نقطه، یک تناقض جدی خودش را نشان میدهد. یعنی همان نگاهی که کیهان آن را برجسته میکند و به بهانه یک نشست خواستار عزل مدیران وزارت علوم شده است. درحالی که تشکلهای دانشگاهی باید حق اعتراض داشته باشند. همچنان که استادان و دانشجویان نیز باید بتوانند درباره سیاستهای فرهنگی دانشگاه موضع بگیرند. در مقابل مدیران دولتی هم باید در برابر عملکرد خودشان پاسخگو باشند. اما برچسب زنی داستانش فرق میکند. چنین رویکردی با مأموریتی که برای دانشگاه تعریف شده، سازگار نیست.
بهخصوص درباره نظام دانشگاهی کشور که باید پس از جنگ به بازسازی اجتماعی کمک کند. بازسازی اجتماعی نیز نیازمند گفتوگو و فضای امن و آرامشبخش است. یعنی فضایی که دانشجو از بیان نظراتش نگران نباشد و استادان هم دغدغه پیامدهای اظهاراتشان را نداشته باشند. درغیر این صورت دانشگاه این کارکرد خودش را از دست میدهد.
البته که طرح این مسئله را نباید به اختلاف رسانهای بین دو روزنامه یا جریان سیاسی تقلیل بدهیم. درواقع تاکید روی این است که در سیاست فرهنگی کشور چه تصویری از دانشگاه باید داشته باشیم. درصورتی که دانشگاه را نهادی برای تربیت نیروی انسانی مطیع تعریف کنیم، طبیعی است که کنترل رفتار و یکدستسازی فضای آن به اولویت تبدیل شود. اما اگر دانشگاه را نهاد تولید فکر، گفتوگو و حل مسائل جامعه بدانیم، اختلاف نظر بخشی از زندگی دانشگاه خواهد بود. این تفاوت نگاه در مسئله بودجه هم دیده میشود.
سالهاست در سخنرانیهای رسمی، فرهنگ در جایگاه بالایی قرار میگیرد. فرهنگ گاهی «زیربنای حل مشکلات»، گاهی «امر راهبردی» و اکنون در تعبیر رهبر انقلاب، «فراراهبردی» توصیف میشود. اما هنگامی که نوبت تخصیص منابع میرسد، دانشگاه و فعالیت فرهنگی با محدودیتهای جدی روبهرو هستند. خب ما اینجا از دانشگاه میخواهیم آثار اجتماعی جنگ را بررسی کرده و درباره آینده جامعه پژوهش کند.
حتی کار دشوارتری را خواستار هستیم. این که سرمایه اجتماعی را ترمیم کند و برای بحرانهای فرهنگی راهحل ارائه دهد. اما منابع لازم برای این مأموریتها را در اختیارش نگذاشت. لذا اختیار، امنیت حرفهای و امکان گفتوگو نیز بخشی از سرمایه دانشگاه است. سیاست فرهنگی کشور نیازمند یک تغییر زاویه جدی است. مسئله حجاب، هویت ملی، سبک زندگی و ارزشهای دینی را نمیتوان از دانشگاه حذف کرد. دانشگاه همان جایی است که این مسائل باید دربارهشان بحث و بررسی شود. اما بحث فرهنگی با فشار سیاسی تفاوت دارد.
درجامعه متکثر ایران کاملا طبیعی است که یک دانشجو درباره موضوعهایی مانند حجاب، سیاست خارجی، جنگ، اقتصاد یا آینده کشور دیدگاه متفاوتی داشته باشد. نباید در اولین واکنش خواستار حذف او از فضای دانشگاه و برخورد باشیم. دانشگاه محل شکلگیری نسل آینده مدیران، پژوهشگران و تصمیمگیران کشور است. نسلی که امکان گفتوگو نداشته باشد، نمیتواند در آینده در مدیریت اختلافها موفق باشد.
البته مسئولان وزارت علوم نیز نمیتوانند با شعار آزادی گفتوگو مسئله را حل کنند. باید قواعد روشن دانشگاه را اجرا کنند و درباره عملکرد خود توضیح دهند. دفاع از استقلال دانشگاه به معنای بیقانونی دانشگاه نیست. قانون باید برای همه اجرا شود. اما اجرای قانون با موضوع حذف صورت مسئله تفاوت دارد. دانشگاه در برابر یک مأموریت بزرگ قرار گرفته است؛ کمک به جامعهای که جنگ را پشت سر گذاشته و با مسائل اقتصادی، اجتماعی و روانی فراوان روبهرو است. برای چنین مأموریتی، دانشگاهی پرتنش اما زنده، مفیدتر از دانشگاهی ساکت و خاموش است. اگر فرهنگ را فراراهبردی میدانیم، باید این واژه در بودجه، سیاستگذاری و رفتار با دانشگاهیان نیز دیده شود.
جامعه پس از جنگ به دانشگاهی احتیاج دارد که بتواند حرف بزند، نقد کند، تحقیق کند و حتی اشتباه کند و از اشتباه خود یاد بگیرد. فشار برای یکدستکردن دانشگاه سرمایهای را تضعیف میکند که کشور برای عبور از بحران به آن نیاز دارد.