غنیسازی در مرکز انتقادها | قائمپناه در ادامه مواضع اصلاحطلبان
چرا یک مقام عالیرتبه دولت مواضعی را اتخاذ میکند که آشکارا در تضاد با سیاستهای کلی رهبری شهید و رهبری کنونی قرار دارد؟
گروه سیاسی| سخنان اخیر جعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور و سرپرست نهاد ریاستجمهوری با واکنشهای زیادی همراه شد. او گفته بود: «من اگر بودم و میدانستم که آمریکا رهبر ما را شهید میکند، دست از غنیسازی بر میداشتم. چرا صنایع ما را بزند؟ چرا راههای ما را بزند؟ چرا پالایشگاه و عسلویه ما را بزند؟ چرا باید برق ما را بزند؟ برق زدن و پالایشگاه زدن یعنی کارخانه تعطیل؛ یعنی بیکاری زیاد میشود. عقلانیت و خردورزی حکم میکند کار و هدف را با هزینه کمتر به دست آورید. چرا باید با هزینه زیاد به دست بیاوریم؟ چه هزینهای بالاتر از شهادت مقام معظم رهبری؟ قرار نیست همه ما شهید بشویم».
انتقادها به مواضع قائمپناه
این سخنان موجی از انتقادها را به سمت قائمپناه روانه کرد؛ انتقادهایی از این دست که چرا یک مقام عالیرتبه دولت مواضعی را اتخاذ میکند که آشکارا در تضاد با سیاستهای کلی رهبری شهید و رهبری کنونی قرار دارد؟ چرا قائمپناه سخنی را مطرح میکند که حتی همخوان با دیدگاه رئیسجمهور نیز نیست؟ قائمپناه در شرایطی سخن از تعطیلی غنیسازی میزند که این خواسته دقیقا همان شرایطی است که آمریکا و اسرائیل میخواهند.
قائمپناه در ادامه مواضع اصلاحطلبان
البته برخی نیز مطرح کردند که این سخن قائمپناه ریشه در نوع نگاه اصلاحطلبان نسبت به عرصه دیپلماتیک دارد؛ کما اینکه جبهه اصلاحات ایران بعد از جنگ 12 روزه در بیانیهای مطرح کرد: «لازمه خروج از بحران فعلی اعلام آمادگی تعلیق داوطلبانه غنیسازی و پذیرش نظارت آژانس انرژی اتمی در قبال رفع کامل تحریمها، با هدف آغاز مذاکرات جامع و مستقیم با ایالات متحده آمریکا و عادیسازی روابط بر اساس عزت، حکمت و مصلحت است». بعد از صدور این بیانیه نیز بسیاری گفتند که اصلاحطلبان از اعطای حقی سخن میگویند که سرمایه بسیاری در طول چند دهه بر آن مصرف شده است. از طرفی غنیسازی صلحآمیز اورانیوم به عنوان یک حق بینالمللی برای همه کشورها وجود دارد و صرف نظر کردن بیچون و چرای آن عملا به معنای تسلیم است.
یوسف پزشکیان در ادامه مواضع قائمپناه
نگاه قائمپناه البته در اطرافیان مسعود پزشکیان نیز دیده میشود. همین چند روز پیش بود که یوسف پزشکیان، فرزند رئیسجمهور در یک استوری اینستاگرامی نوشت: «1- من مخالف غنیسازی نیستم. هر تصمیمی هم شعام و رهبری بگیرند، تابعم. تنها نکتهام اینه که ابعاد تصمیممونو بدونیم و با آگاهی تصمیم بگیریم. آدم عاقل سود و زیان چیزی را میسنجند بعد تصمیم میگیرد.
۲-حیات ما به غنیسازی وابسته نیست. غنیسازی نکنیم نمیمیریم. ۳-انرژی هستهای ما وابسته به غنیسازی نیست. همین امروز سوخت نیروگاه بوشهر محصول خودمان نیست از روسیه وارد میشه. ۴-فناوریهای مهمتر داریم که بدون اونها امنیت و حکمرانی ما دچار مشکل خواهد شد، ولی هیچ برنامهای براش نداریم. اینقدر هم روشون غیرتی نیستیم». سخنان یوسف پزشکیان نیز شبیه همان حرفهایی است که قائمپناه میزند و به نوعی گویا خواسته است تا همان نگاه را تکمیل کند.
نظرات رهبری شهید
با بررسی مواضع رهبری شهید چنین به دست میآید که نگاه ایشان همخوان با دیدگاه کنار گذاشتن غنیسازی نبود. برای مثال ایشان در مهر ماه سال 1404 در یک سخنرانی تلویزیونی گفته بودند که «مردم از جهات مختلف از اورانیوم غنیسازی شده سود میبرند از جمله در کشاورزی، در صنعت، در مسئله تغذیه، در مسئله محیط زیست و منابع طبیعی، در بخشهای مربوط به پژوهش، در ایجاد انرژی برق تاثیر واضحی دارد و در بسیاری از کشورهای پیشرفته اینطور است اما ما اغلب با گاز و آلایندهها نیروگاههای برق را کنترل میکنیم».
رهبری شهید در خرداد ماه سال 1402 نیز گفته بودند: «صنعت هستهای از لحاظ وزن سیاسی و جایگاه جهانی ایران، موجب آبروی ملی است؛ ضمن اینکه در نقطه مقابل تلاشهای دشمنان برای بیآینده نشان دادن کشور و مأیوس کردن جوانان، روحیه امید و اعتماد بهنفس ملی را در جامعه زنده میکند و به مردم و بهخصوص جوانان نشان میدهد که میتوان در میدانهای بزرگ وارد شد و آنها را به تسخیر درآورد». ایشان ضمن همین سخنان مطرح کردند که هرکس ایران، جمهوری اسلامی و قوت و پیشرفت کشور را دوست دارد، باید برای فعالیتهای علمی، تحقیقاتی و صنعتی هستهای اعتبار و اهمیت قائل باشد.
در 28 بهمن همان سال نیز بیان کردند: «دنیا روزبهروز دارد به انرژی هستهای وابستهتر میشود، ما هم دیر یا زود نیاز مبرم پیدا میکنیم به انرژی هستهای صلحآمیز. امروز اگر چنانچه به فکر نباشیم، امروز اگر دنبال نکنیم، فردا دیر خواهد بود، دستمان خالی خواهد بود. آن وقتی که دنیا مسلّط بر تمام زوایای این مسئله باشد، آن روز برای ما حرکت کردن و پیش رفتن مشکل خواهد بود».
مواضع رهبری کنونی انقلاب نیز در امتداد مواضع رهبری شهید انقلاب است و هر دوی آنها مسئله هستهای را به عنوان یک ضرورت مبرم برای ایران معرفی میکردند. با این اوصاف جای تعجب دارد که چه طور از یک سو یک مقام عالیرتبه دولت و از سوی دیگر فرزند رئیسجمهور سخنانی در تضاد با این سیاست کلی آشکار مطرح میکنند.
آن سوی سکه؛ رادیکالهای مدافع بمب اتم
البته آن روی سکه یعنی افرادی که از یک سو مدام بر طبل جنگ میکوبند و از سوی دیگر میکوشند تا گفتمان ساخت بمب اتم را جا بیندازند نیز حضور دارند. نیروهایی که خود را انقلابیتر از همه میدانند و با برقراری هر مسیر دیپلماتیکی مخالفت میکنند. این طیف نیز خوانش نادرستی از مسئله هستهای ایران ارائه میدهند.
آنها مدام در مطرح میکنند که حکم رهبری شهید برای گذشته است و حالا میشود تصمیم دیگری در زمینه مسئله هستهای گرفت. چنین نگاهی نتیجهای ندارد جز ایجاد اجماع بینالمللی علیه ایران؛ به ویژه در شرایطی که دنیا به آمریکا به عنوان متجاوز جنگی نگاه میکند و ایران در افکار عمومی دنیا کشوری است که از خود دفاع کرده است. از سوی دیگر کشورهای منطقه نیز نسبت به حضور آمریکا در منطقه به شدت بدبین شدهاند.
طیف خاص سیاسی با راهانداختن کلیدواژه ساخت بمب اتم این کشور را در مسیری قرار میدهد که با گفتمان مطلوب آمریکا، کشوری اتمی شناسانده شود. سخن طیف رادیکال نیز با مواضع رهبری شهید همخوان نیست؛ کمااینکه ایشان ادعای ساخت بمب اتم توسط ایران را زایده دستگاههای دروغپراکنی غرب میدانستند، میگفتند: «خود آنها میدانند که ما دنبال سلاح هستهای نیستیم؛ همانگونه که جامعه اطلاعاتی آمریکا چندین بار از جمله در ماههای اخیر به این واقعیت اذعان کرده که هیچ نشانهای از حرکت ایران به سمت ساخت سلاح هستهای وجود ندارد».
ایشان ساختن سلاح کشتار جمعی؛ چه هستهای و چه شیمیایی را مخالف اسلام میدانستند و میگفتند: «اگر این مبنای اسلامی نبود و ما اراده تولید سلاح هستهای داشتیم، اینکار را انجام داده بودیم و دشمنان هم میدانند که نمیتوانستند جلوی ما را بگیرند». یا آنکه مطرح میکردند: «تحریم، به خاطر انرژی هستهای که میدانند صلحآمیز است. حالا اسم میآورند که [ایران] تا تولید بمب، فلان قدر فاصله دارد! اینها حرفهای مهمل و بیمعنا است؛ خودشان میدانند که ما دنبال این قضیه نیستیم، دنبال سلاح هستهای نیستیم، ما دنبال بهرهمندی صلحآمیز از [انرژی] هستهای هستیم».
روشن است که سیاست کلی نظام حمایت از بهرهمندی از حق غنیسازی اورانیوم برای صنعت هستهای صلحآمیز است. این سیاست روشن نظام جمهوری اسلامی است که از دو سوی رادیکال جناحهای سیاسی نادیده گرفته میشود؛ چه آنهایی که اصل غنیسازی را غیرلازم میدانند و میگویند برای حل بحران باید از این حق صرف نظر کرد و چه آنهایی که پا را فراتر میبرند و خواستار ساخت بمب اتم میشوند.