دولت و رادیکالها در دو سوی مناقشه
شرایط ویژه کشور ایجاب میکند که همه نیروهای سیاسی در جهت حمایت از دولت و تیم مذاکرهکننده گام بردارند
هفت صبح| تندروها در هیچ شرایطی از اصرار بر نظرات خود دست برنمیدارند. آنها باور دارند نباید مذاکره کرد و به هر قیمتی میخواهند این خواسته محقق شود؛ ولو آنکه سایه جنگ بر سر کشور گسترده باشد و حتی اگر ایران بتواند مصالح و منافع خود را در مذاکره لحاظ کند. یک طیف خاص سیاسی در شرایطی مدام به تیم مذاکرهکننده حمله میکنند و اصل مذاکره را نادرست میدانند که هیچیک از مقامات و تصمیمسازان مذاکرهای مبنی بر امتیازدادن به آمریکا را توصیه نمیکنند اما رادیکالها طوری موضع میگیرند که هیچ راهی جز ادامه جنگ وجود ندارد.
آنها بر این موضع آنقدر اصرار میکنند که حتی برخی میگویند که این طیف رسما جنگطلباند. آنها حتی پا را فراتر میگذارند و میگویند که باید به سمت ساخت بمب اتم برویم؛ موضوعی که نه مورد تأیید رهبری شهید انقلاب بوده است و نه با منطق دیپلماتیک سازگار است؛ چه آنکه حتی طرح ساخت بمب اتم میتواند ایران را در موقعیتی سخت در افکار عمومی قرار میدهد.
واکنشهای پیدرپی دولت
هزینه مواضع این طیف اما زمانی بالاتر میرود که از آن سوی ماجرا نیز موجی واکنشی شکل میگیرد؛ مشخصا در دولت. دولتیها در ایام اخیر به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه مدام مشغول پاسخدهی به این طیفاند. حتی برخی از مقامات دولت علاوه بر واکنش به منتقدان خود، مواضعی مطرح میکنند که رادیکالیسم از آن سوی ماجرا را تداعی میکند. برای مثال به موازات آنکه برخی گروههای سیاسی از ضرورت ساخت بمب اتم سخن میگویند، سرپرست نهاد ریاستجمهوری میگوید اگر میدانستیم رهبر انقلاب به شهادت میرسد باید از غنیسازی صرف نظر میکردیم و مشابه این سخن را پسر مسعود پزشکیان نیز مطرح میکند.
دولت برای اداره کشور در شرایط سختی قرار دارد و به گفته همه کارشناسان اداره کشور زیر سایه جنگ و تحریم، هم بسیار دشوار است و هم ملاحظات خاصی را میطلبد. وقتی دولت مدام درگیر واکنش نشان دادن به گروههای رقیب میشود، عملا توان و انرژی لازم برای ارائه بهترین عملکرد را نخواهد داشت و از طرفی وقتی سخنانی غیراصولی از سوی دولتیها و نزدیکان دولت بیان میشود، موضع دولت به طور نادرستی به جامعه و نیز به افکار عمومی بینالمللی ارائه میشود.
دولت در قامت یک حزب سیاسی!
پیش از این سخنانی از جنس تعطیلی غنیسازی از سوی یک طیف و البته رادیکال اصلاحطلب مطرح میشد و حالا این دست مواضع از سوی برخی مقامات دولتی طرح میشود که به نوعی از چنین شرایطی میتوان استنباط کرد که دولت خود را در منتهیالیه رادیکالیسمی قرار میدهد که بعضا شبیه به اپوزیسیون است. نکته جالب آن است که در این میان حتی اصلاحطلبان رادیکال نیز سکوت کردهاند و در کمال تعجب وظیفه اتخاذ مواضع تند، بر عهده دولت قرار گرفته است! از سوی دیگر رویکردهای واکنشی به سخنان مخالفان مذاکره تا جایی پیش رفته است که فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت در یک گفتوگوی رسانهای علیه یکی از نمایندگان موضع میگیرد و حمید رسایی را سرباز نظام نمیداند.
مسئله شخص رسایی نیست؛ چه آنکه میتوان به او نیز انتقادهای متعددی را وارد کرد اما موضوع زمانی اهمیت مییابد که چرا سخنگوی دولت باید به طور عمومی علیه یک نماینده سخن بگوید؟ چرا مهاجرانی خود را در قامت یک کنشگر سیاسی تعریف میکند؟ در حالی که او باید موضع رسمی دولت را اعلام کند و اگر بپذیریم که سخنان او، مواضع دولت است، آیا دولت میخواهد آشکارا خود را در قبال یک طیف خاص قرار دهد؟ اگر چنین باشد، دولت در موضعگیریهای خود عملا شبیه یک حزب سیاسی عمل میکند، نه دولت جمهوری اسلامی ایران.
رقابت درونجناحی، پشت پرده نقدهای رادیکالها
مسئله بعدی آن است که نقدهای طیف خاص سیاسی صرفا متوجه دولت نیست و جالب است که اتفاقا این طیف مسعود پزشکیان را نقد خاصی نکرده است. به نظر میرسد نقد آنها بیشتر متوجه تیم مذاکره است و محمدباقر قالیباف به عنوان رئیس تیم مذاکره بیش از همه در معرض نقد این دسته سیاسی قرار دارد. مسئله آنها در حال حاضر مذاکره با آمریکاست. آنها باور دارند که تحت هیچ شرایطی نباید با آمریکا به عنوان کشوری متجاوز که رهبر انقلاب را به شهادت رسانده است، مذاکره کرد و هر فردی با هر استدلالی از ضرورت مذاکره برای پایان جنگ سخن بگوید، در تیررس نقدهای آنها قرار میگیرد.
برخی حتی باور دارند نقدهای رادیکالها بیش از آنکه به اصلاحطلبان یا دولت باشد، به آن بخشی از اصولگرایان است که از اصل مذاکره دفاع میکنند و به نوعی گفته میشود میتوان این کشمکشها را جدالهای درونجناحی اصولگرایان نیز دانست. طیف رادیکال تصور میکند با از دست دادن دولت عملا از تصمیمسازی در جمهوری اسلامی کنار رفته است و برای بازیابی جایگاه خود از یک سو تلاش میکند نظر خود را به کرسی بنشاند و از سوی دیگر افراد تصمیمساز در شرایط کنونی را در معرض تندترین نقدها قرار دهند.
آنها در مجلس نیز در اقلیت قرار دارند و عملا قوه مقننه را نیز در اختیار خود نمیبینند. آنها حتی به شورای عالی امنیت ملی نیز حمله میکنند؛ باز هم به یک دلیل مشخص، آنکه در این نهاد هم صدایشان شنیده نمیشود. این طیف حتی یک ادعای عجیب را مطرح میکنند؛ آنکه برخی تصمیمسازان به رهبر انقلاب فشار میآورند تا حرفشان پیش برود. علاوه بر آنکه مشخص است رهبری تحت تأثیر هیچ فرد یا گروهی قرار نمیگیرند و تصمیمات مستقل خود را ابراز میکنند، اما پشت حرف رادیکالها ترس از آن است که تصمیمهای کلان به ویژه آنچه در کلام رهبری وجود دارد، همسو با نظر خود نیست.
دامن زدن دولت به دوقطبیها
در چنین شرایطی رادیکالها با حمله به قالیباف میخواهند از یک سو نقش او در مجلس را متزلزل کنند و از سوی دیگر در ساحت مذاکره نیز تصور میکنند قالیباف کلیدیترین نقش را ایفا میکند. فارغ از آنکه حمله به قالیباف در شرایط کنونی میتواند نتایجی منفی به دنبال داشته باشد، اما در عرصه رقابت آنها اساسا پزشکیان حضور ندارد و آنها قصدشان حمله به شخص پزشکیان نیست و حتی تصمیمات دولت هم چندان مورد نقد آنها قرار ندارد. در این شرایط مشخص نیست چرا دولت سعی میکند خود را قطب مقابل رادیکالها قرار دهد؟
دولت در موقعیتی که برای خود ساخته است، عملا آنها را نیز وادار به واکنش میکند و در شرایطی که پزشکیان مدام از ضرورت حفظ وحدت سخن میگوید و برخی را متهم به وحدتشکنی میکند اما دولت در مقام عمل خود به دوقطبیهای سیاسی دامن میزند. این شرایط در حالی است که رهبر انقلاب بارها در پیام خود از ضرورت پرهیز از دوقطبیها و اختلافات سیاسی سخن گفتهاند اما طرح مواضعی غیراصولی یا واکنشهای مستمر دولتیها به مخالفان مذاکره عملا بازتولید همان دوطقبیهایی است که از سوی طیف رادیکال شکل میگیرد.
ضرورت پرهیز از اختلافات
شرایط ویژه کشور ایجاب میکند که همه نیروهای سیاسی در جهت حمایت از دولت و تیم مذاکرهکننده گام بردارند و اختلافافکنی به هر شکل و با هر هدفی بیتردید به تضعیف ایران منجر میشود. کنار گذاشتن اختلافات در شرایطی مطرح میشود که سایه جنگ بر سر کشور گسترده است و همین چند روز پیش بود که آمریکا بار دیگر نوار جنوبی ایران را مورد حمله قرار داد.
شاید اگر وضعیتی عادی را سپری میکردیم، اختلافات سیاسی طبیعی جلوه میکرد و حتی نقدها میتوانست مصداق وجود فضایی دموکراتیک باشد اما در شرایط ویژه کنونی که متجاوزان از هر بستری برای ضربهزدن به کشور استفاده میکنند، اصرار بر اختلافات میتواند باعث ایجاد بحران در کشور شود. با این وصف است که دلسوزان کشور به ویژه رهبر انقلاب مدام بر ضرورت حفظ وحدت تأکید میکنند. در این شرایط دولت نیز باید از پاسخ دادن مدام به مخالفان مذاکره پرهیز کند تا دستِکم به قدری که در اختیار خودش است، از بروز تنشها و اختلافات جلوگیری کند.