کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۵۰۸۱
تاریخ خبر:
تشدید انحصار در اقتصاد ایران به اسم بازار آزاد

سیاستگذاری بازار به نفع مافیا شد

سیاستگذاری بازار به نفع مافیا شد

یزدی‌زاده می‌گوید بازار آزاد زمانی شکل می‌گیرد که هیچ طرفی نتواند به تنهایی بر قیمت اثر بگذارد

هفت صبح| سال‌هاست سیاست‌های اقتصادی ایران با شعار مقابله با خروج ارز و کنترل بازار ارز تصمیم گیری و اجرا می‌شوند. قرار بود این سیاست‌ها از منابع ارزی کشور در راستای پایدار کردن اقتصاد محافظت کنند، درواقع از جهش نرخ ارز جلوگیری کنند و سفره مردم را از توفان گرانی در امان نگه دارند، اما آنچه در عمل رخ داد، چیزی کاملا‌ متفاوت بود. بازار ارز، به جای اینکه کنترل شود، به یک بازار انحصاری تبدیل شد که در آن، تعداد معدودی صادرکننده و ذی‌نفع، نرخ ارز را تعیین می‌کنند.

 

قیمت‌ها نه بر اساس تعادل عرضه و تقاضا، بلکه بر اساس منافع قیمت‌سازان شکل می‌گیرد و مردم، تنها نظاره‌گر بالا رفتن افسارگسیخته نرخ‌ها هستند. این سیاست‌ها، نه تنها به کنترل بازار منجر نشد، بلکه به گفته کارشناسان در دوره اخیر دست مافیا را در دولت باز کرد. ارز در ایران، دیگر صرفاً وسیله مبادله خارجی نیست؛ وسیله رشوه، فساد، فرار سرمایه، قاچاق و فرار مالیاتی است. در چنین شرایطی، نوشتن برنامه تک‌نرخی برای ارز، به یک آرزوی دست‌نیافتنی تبدیل می‌شود. وعده‌هایی که روزی برای تک‌نرخی کردن ارز داده شد، امروز به فراموشی سپرده شده‌اند و شرایط به کلی تغییر کرده است.

 

محمدرضا یزدی‌زاده، اقتصاددان، در گفت‌وگو با هفت صبح با انتقاد شدید از این سیاست‌ها می‌گوید: «وقتی ارزش پول ملی را به تعداد معدودی صادرکننده واگذار می‌کنید، کسی نمی‌تواند راجع به تثبیت قیمت یا اقتصاد آزاد صحبت کند. وقتی شما قیمت بازار را به قیمت‌ساز سپردید، یعنی عملاً نابودی آن کشور را کلید زدید. در هیچ جای دنیا قیمت را بازار به تنهایی تعیین نمی‌کند، مگر اینکه شرایطی در اقتصاد باشد که هیچ‌یک از طرف‌های بازار نتوانند قیمت را تحت تأثیر قرار دهند.»

 

آنچه در ادامه می‌خوانید، تحلیل تفصیلی این اقتصاددان درباره ریشه‌های بحران بازار ارز، نقش مافیا در قیمت‌سازی، و ناتوانی در مدیریت تقاضاهای مختلف ارزی است. گزارشی از چگونگی تبدیل شدن سیاست‌های کنترل ارز به ابزاری علیه مردم و به نفع انحصارگران.

 

محمدرضا یزدی‌زاده، اقتصاددان در ابتدا با اشاره به تعریف علمی بازار آزاد، گفت: «این مفهوم اقتصادی می‌گوید اگر سازوکار بازار به گونه‌ای است که هیچ یک از طرف‌هایی که در بازار وجود دارند، چه متقاضی و چه عرضه‌کننده، نمی‌توانند  به تنهایی اعمال نفوذ و اعمال منافع خود کنند و به عبارت دیگر روی قیمت تأثیرگذارنیستند بازار آزاد بوده و این کاملاً درست است، اما تقریباً چنین بازاری وجود ندارد. در خیلی موارد وقتی شما چنین سازوکاری وجود ندارد، دولت‌ها در سرمایه‌داری ابزار مدیریت بازار را دست خودشان می‌گیرند، چون می‌گویند کسی که منافعش در افزایش قیمت است بازار را نابود می‌کند. بنابراین بلافاصله با سیاست‌های پولی و مالی یا سیاست‌های ساختاری هر چیز دیگری در بازار نفوذ می‌کند.»

 

وی با نگاهی به تجربه مکرر دولت در بازار ارز گفت: «مدیریت اقتصاد به معنای قیمت‌گذاری نیست و دوگانه کاذب بازار یا دولت در هیچ جای دنیا وجود ندارد.  وقتی قیمت بازار به قیمت‌سازان سپرده شود، عملاً زندگی مردم به سکوی مزایده وصل شده و پذیرفته‌ایم که ۹۵ درصد مردم نابود شوند. در دوره پزشکیان، دست مافیا در دولت قرار گرفته است. چون ارز در ایران تنها وسیله مبادله خارجی نیست، بلکه وسیله رشوه، فساد، فرار سرمایه، قاچاق و فرار مالیاتی است، کشوری که در آن ارز وسیله مبادلات پشت‌پرده است، نمی‌تواند برای آن برنامه تک‌نرخی بنویسد.»

 

وی ادامه داد: «آقای عبدالناصر همتی رئیس کنونی بانک مرکزی زمانی که در وزارت اقتصاد بود به مجلس آمد و گفت ارز ۷۲ تومان تک‌نرخی می‌شود چرا نشد. چرا بعد آقای مدنی‌زاده وزیر کنونی اقتصاد  آمد گفت دلار تا ۱۳۰ تومان تا ۱۳۵ تومان جا دارد و تک‌نرخی می‌شود. ببینید چند تا موضوع در رابطه با بازار ارز وجود داشته تاکنون، دیگر الان آن را هم وجود ندارد. چرا؟ چون دیگر اصلاً شرایط کلاً فرق کرده است.»

 

مدیریت اقتصاد به معنی قیمت‌گذاری نیست

وی با اشاره به تفکر اقتصادی رایج، گفت: «در بازار ارز یا هر بازار دیگری؛ هر کالای دیگری که شما برای آن کالا تقاضاهای مختلفی ایجاد کنید، اگر می‌خواهید بازار را مدیریت کنید باید روی تقاضاهای مختلف امکان اعمال نفوذ داشته باشید. ببینید مدیریت اقتصاد به معنی قیمت‌گذاری نیست. ما یک دوگانه‌های کاذبی در اقتصاد داریم،   اقتصاد این حضرات که اسمش را گذاشتند اقتصاد آزاد که بیشتر اقتصاد ول است به نظر من. مثلاً می‌گویند آقا قیمت یا بازار تعیین می‌کند یا اقتصاد دولتی است، اصلاً چنین چیزی وجود ندارد. در هیچ جای دنیا قیمت را بازار به تنهایی تعیین نمی‌کند، مگر اینکه شرایطی در اقتصاد باشد که هیچ یک از طرف‌های بازار نتوانند قیمت را تحت تأثیر قرار دهند.»

 

   واگذاری نرخ ارز به قیمت‌سازان؛ کلید نابودی کشور است

وی با انتقاد شدید از سیاست‌های ارزی، گفت: «وقتی ارزش پول ملی(تعیین نرخ ارز) را به تعداد معدودی صادرکننده واگذار می‌کند. کسی نمی‌تواند راجع به تثبیت قیمت یا راجع به اقتصاد آزاد صحبت بکند.   وقتی شما قیمت بازار را به قیمت‌ساز سپردید، یعنی عملاً نابودی آن کشور را کلید زدید. وقتی بازار انحصاری است و می‌گویند  می‌خواهیم قیمت را به ذینفع بسپاریم، شما زندگی مردم را به سکوی مزایده وصل کرده‌اند. یعنی پذیرفته شده که ۹۵ درصد مردم باید تحت تاثیر قرار بگیرد، در هر کشوری که این کار اتفاق بیفتد، سیاستگذاری هیچ فرقی نمی‌کند. پس این یک جمع قضیه است که ما دیگر اصلاً چیزی به اسم بازار آزاد نداریم.»

 

پشت پرده پالایشگاه‌ها و قیمت‌سازی مافیا

یزدی‌زاده با اشاره به مسئله بنزین، گفت: «همین مسئله بنزین را ببینید چه چیز خنده‌داری دارد پیاده می‌کند. می‌گوید  روزی یک لیتر بنزین به هر کسی می‌رسد، ۹۰ میلیون جمعیت داریم و ۱۱۰ میلیون بنزین تولید می‌کنیم.   بعد هرکس بنزین را بفروشد!   اولاً پشت پرده این قصه کیست؟ پالایشگاه‌ها. بعد این قیمتی که در بازار ایجاد می‌شود، با چه مکانیسمی خواهد بود؟ قبلا قیمت هر لیتر را ۸۷ هزار تومان تعیین کرده اند.

 

اولاً  چند این بنزین را چند می‌خواهند به مردم بدهند. اگر می‌خواستند با همین قیمت کنونی بدهند که مکانیسم تغییر نمی‌کند. الان فرض کن اصلاً مجانی به مردم بنزین بدهند، بنده روزی ۱۰۰ هزار تومان بنزین می‌توانم بفروشم. این هنوز یک طرف قضیه است. یعنی ماهی سه میلیون تومان گیرم می‌آید. تورمی که ایجاد می‌کند چقدر است؟ 

 

 دوم، اینکه اگر هم همان مافیایی که در بازار است، ۵۰ میلیون دلار برای خرید بنزین از مردم گذاشت و یک بازار جدید درست کرد، عین همان کاری که برای بورس کالا کردیم.   مانند همان اتفاقی که برای عرضه خودرو در بورس کالا اتفاق افتاد و با مزایده  خودرو این‌جوری بردند بالا. بنزین هم یک نفر آمده ۱۰ میلیون دلار، ۲۰ میلیون دلار خرج کرد و گفت آقا من بنزین امروز این‌قدر می‌خرم. بلافاصله تمام کسانی که بنزین دارند می‌فروشند. آن موقع چه بلایی سر سوخت این کشور می‌آید؟»

 

ناتوانی در مدیریت تقاضا وجود دارد

یزدی‌زاده با تاکید بر ضرورت مدیریت تقاضاهای مختلف، گفت: «وقتی شما برای یک کالایی چند تا تقاضا داری، باید بتوانیم مدیریتش کنیم. اگر نتوانی تقاضاها را مدیریت بکنی، بازار بهم می‌ریزد.» یزدی‌زاده با افشای ماهیت واقعی ارز در ایران، گفت: «دروغ بزرگ این است که ارز در بازار کشور ما برای واردات فقط نیست. کشوری دم از تک‌نرخی کردن می‌زند که ارز وسیله تسهیل مبادله خارجی باشد. چرا بحث تک‌نرخی کردن می‌زند؟ چون سازوکار مدیریتی خیلی ساده‌ای دارد. اتفاقاً بازار ارز وقتی که ارز صرفاً وسیله مبادله خارجی باشد، خیلی سازوکار ساده‌ای دارد.

 

سازوکارش تعرفه‌هاست. یعنی چی؟ یعنی دولت در نرخ ارز آزاد، در کشوری به محض اینکه دید دارد نرخ ارز می‌رود بالا، شروع می‌کند تعرفه‌های وارداتی را می‌برند بالا تا تقاضای ارز برای واردات کاهش پیدا کند. آیا در کشور ما می‌توان این کار کرد؟ خیر. چرا نمی‌شود؟ چون ارز وسیله رشوه و فساد است،   وسیله مبادلات پشت‌پرده و وسیله فرار سرمایه است و تأمین قاچاقی به‌کار می‌رود. به همین دلیل است که  حاضر نیستید حق کشف قاچاق را بالا تعیین کنند و اجرا کنند، همچنین ارز وسیله فرار مالیاتی است و جاسوس‌های خارجی در کشور از آن ارتزاق می‌کند. به همین دلیل در این کشور ارز نمی‌توانید مدیریتش بکنید.»

 

درمان به بیماری تبدیل شده‌است 

آنچه در این گفت‌وگو بیش از هر چیز خودنمایی می‌کند، یک پارادوکس بنیادین است. سیاست‌هایی که قرار بود از بازار ارز محافظت کنند، خود به عامل اصلی انحصار و گرانی تبدیل شده‌اند. قرار بود کنترل ارز، از خروج سرمایه جلوگیری کند؛ اما در عمل، بازار را به دست تعداد معدودی صادرکننده سپرد که امروز نه تنها نرخ را تعیین می‌کنند، بلکه از شکاف میان نرخ رسمی و آزاد، رانتی می‌سازند که به جیب مافیا می‌رود و هزینه آن را ۹۵ درصد مردم می‌پردازند. درواقع مشکل ایران، نه کمبود ارز است، نه تحریم، و نه حتی مافیا.

 

مشکل، مدل حکمرانی اقتصادی است که اجازه می‌دهد ارز به کالایی چندنقشه تبدیل شود و سپس همان مدل، از مدیریت آن ناتوان بماند. تا زمانی که ارز از یک کالای چندنقشه به یک وسیله ساده مبادله تبدیل نشود، هر سیاستی چه تک‌نرخی، چه چندنرخی، چه کنترل، چه آزادسازی محکوم به شکست است.   تنها راه خروج، بازگشت به یک اصل ساده است. قیمت‌گذاری را نمی‌توان به ذی‌نفع سپرد. مدیریت اقتصاد، به معنای قیمت‌گذاری نیست؛ به معنای مدیریت تقاضاها، شفاف‌سازی مبادلات و حذف تدریجی نقش‌های پنهان ارز است. اگر این اصل پذیرفته نشود، هر سیاستی، صرف‌نظر از نامش، به همان چرخه معیوب انحصار، رانت و گرانی بازخواهد گشت.


 

 

کدخبر: ۶۰۱۶۵۰۸۱
تاریخ خبر:
ارسال نظر