کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۴۶۴۷
تاریخ خبر:
اصلاح مصرف انرژی بدون اصلاح ساختار اقتصاد جواب نمی‌دهد

دومینوی انرژی‌ ار‌زان و صنعت فرسوده

دومینوی انرژی‌ ار‌زان و صنعت فرسوده

محمد وحیدی‌راد، رئیس انجمن تجارت ایران و کانادا، از تجربه کانادا برای عبور ایران از بحران انرژی می‌گوید

هفت صبح| بحران انرژی در ایران دیگر یک اتفاق فصلی نیست و خودش را، هر تابستان با خاموشی صنایع و هر زمستان با نگرانی درباره گاز نشان می‌دهد. بعد هم دوباره بحثی قدیمی روی میز می‌آید، افزایش تولید، ساخت نیروگاه، توسعه انرژی خورشیدی یا اصلاح قیمت سوخت. در این میان یک سوال اساسی کمتر پرسیده می‌شود، چرا مقدار زیادی از انرژی تولیدشده در کشور در همان مسیر تولید تا مصرف هدر می‌رود؟ ایران طی چند دهه صنعتی را ساخته که انرژی ارزان یکی از پایه‌های اصلی آن بوده است.

محمد وحیدی راد

بخشی از ماشین‌آلات صنعتی همچنان چند دهه عمر دارند، خودروهای پرمصرف سهم بزرگی از بازار را در اختیار گرفته‌اند و بسیاری از ساختمان‌ها از نظر عایق و تجهیزات گرمایشی و سرمایشی وضعیت مناسبی ندارند. در چنین شرایطی، افزایش تولید انرژی هرقدر هم گسترده باشد، باز هم ناترازی دیر یا زود خودش را نشان می‌دهد. کانادا از این زاویه تجربه متفاوتی دارد.

 

کشوری سرد، پهناور و برخوردار از منابع عظیم انرژی که طی دو دهه گذشته سرمایه‌گذاری قابل توجهی روی بهره‌وری انجام داده است. محمد وحیدی‌راد، رئیس انجمن تجارت ایران و کانادا، معتقد است درس مهم کانادا برای ایران، کاهش هدررفت است، نه کاهش رفاه مردم. او در گفت‌وگو با «هفت صبح» از سیاست‌های انرژی کانادا، نقش قیمت واقعی انرژی، نوسازی صنایع، ساختمان‌های قدیمی، خودرو، انرژی خورشیدی و البته دشواری اصلاح قیمت بنزین در ایران می‌گوید.

 

  آقای وحیدی‌راد، ایران با وجود منابع گسترده نفت و گاز، سال‌هاست با ناترازی انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کند. کانادا هم کشور سردی است و منابع انرژی بزرگی دارد. چرا آنجا مدیریت مصرف وضعیت متفاوتی دارد؟

کانادا یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان انرژی در دنیاست. بنابراین بحث کمبود منابع انرژی، مسئله اصلی این کشور نیست. اتفاق مهمی که طی دو سه دهه گذشته رخ داده، سرمایه‌گذاری سنگین روی بهره‌وری و مدیریت مصرف انرژی است. اگر آمارها را نگاه کنیم، از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ سرانه مصرف انرژی نسبت به تولید ناخالص داخلی حدود ۲۹درصد کاهش پیدا کرده است. این اتفاق در شرایطی رخ داده که جمعیت افزایش پیدا کرده، تکنولوژی توسعه یافته و سطح رفاه هم بالاتر رفته است. این تجربه برای ایران خیلی مهم است. ما حتما باید روی تولید انرژی سرمایه‌گذاری کنیم، اما در کنار آن باید روی بهره‌وری هم تمرکز داشته باشیم. وقتی از کاهش مصرف صحبت می‌کنیم، نباید منظورمان کاهش رفاه مردم باشد. مسئله اصلی کاهش هدررفت است.

 

در ایران معمولا وقتی بحث مدیریت مصرف مطرح می‌شود، صنایع اولین گروهی هستند که محدودیت برق و گاز را تجربه می‌کنند. این روش را چطور ارزیابی می‌کنید؟

این سیاست روش خوبی نیست. ما باید به جای اینکه هر بار سراغ محدود کردن مصرف برویم، سراغ مدیریت بهره‌وری برویم. البته وقتی از بهره‌وری و کاهش مصرف حرف می‌زنیم، ممکن است این تصور ایجاد شود که قرار است فشار بیشتری به مردم یا تولیدکننده وارد شود. اینجا نقش مشوق‌ها خیلی مهم است. باید شرایطی ایجاد شود که خانوار و تولیدکننده با انگیزه اقتصادی به سمت مصرف بهینه بروند.

 

برای نمونه، اگر استانداردهای خودرو در ایران بالا برود، خودروهایی که امروز با مصرف بالا تولید می‌شوند، دیگر امکان ادامه تولید با همین مشخصات را نخواهند داشت. خودروساز هم مجبور می‌شود تکنولوژی خود را ارتقا دهد. در صنایع هم همین اتفاق باید رخ دهد. تکنولوژی، استاندارد و مدیریت بهره‌وری باید در کنار هم دیده شوند.

 

به نظر می‌رسد انرژی ارزان طی چند دهه گذشته در شکل‌گیری صنایع پرمصرف ایران نقش داشته است. این میراث را چطور باید اصلاح کرد؟

ما وارث یک ساختار چند دهه‌ای هستیم و نمی‌شود آن را یک‌شبه کنار گذاشت. طی سال‌های گذشته انرژی ارزان باعث شده بخشی از صنایع ایران بر پایه مصرف بالای انرژی شکل بگیرند. حتی در صنایع تبدیلی هم این موضوع را می‌بینیم. مواد اولیه وارد کشور شده و بخشی از فرآیند تولید به دلیل انرژی ارزان در داخل انجام شده است. در نتیجه انرژی ارزان به یک مزیت مهم تبدیل شده و در برخی موارد حتی ضعف تکنولوژی را پوشانده است.

 

من از کارخانه‌ها و صنایع مختلف در ایران بازدید می‌کنم. هنوز ماشین‌آلاتی داریم که ۴۰ یا ۵۰ سال عمر دارند. این تجهیزات فرسوده هستند و با استانداردهای امروز فاصله زیادی دارند. راه‌حل این وضعیت، تخریب ساختار موجود و شروع از صفر نیست. دولت باید برای نوسازی صنایع مشوق بگذارد. از طرف دیگر استانداردها هم باید جدی‌تر شوند. اگر فقط قانون و استاندارد بگذاریم و هزینه آن را روی دوش تولیدکننده بگذاریم، فشار ایجاد می‌شود. این دو بخش باید همزمان جلو بروند. استاندارد سختگیرانه در کنار مشوق نوسازی، مسیر منطقی‌تری است.

 

  اما امروز بخشی از صنایع برای جبران کمبود برق، خودشان سراغ نصب ژنراتور رفته‌اند. این کار چقدر منطقی است؟

این دقیقا یکی از مشکلات سیاست‌گذاری مقطعی است. امروز در بسیاری از کارخانه‌ها ژنراتورهای قدیمی وجود دارد. کارخانه دو یا سه روز در هفته برق ندارد و ژنراتور روشن می‌شود. ژنراتور هم با گازوئیل کار می‌کند. گازوئیل سهمیه‌ای است و به اندازه نیاز کارخانه در اختیارش نیست. مدیر کارخانه هم مجبور می‌شود وقت و انرژی خودش را برای تأمین گازوئیل بگذارد.

حالا از خودمان بپرسیم این مدیر قرار بود چه کاری انجام دهد؟ قرار بود تولید کند، بازار پیدا کند، صادرات داشته باشد و کارخانه را توسعه دهد. حالا بخش مهمی از وقتش صرف تأمین سوخت ژنراتور می‌شود. این یعنی به جای حل مسئله، یک مسئله تازه ساخته‌ایم.

 

در کانادا رابطه دولت با صنایع در حوزه انرژی چطور تعریف شده است؟

در کانادا دولت بیشتر روی ایجاد مشوق و تعیین استاندارد تمرکز دارد. وقتی این چارچوب ایجاد شود، بخش خصوصی بر اساس صرفه اقتصادی وارد عمل می‌شود. از طرف دیگر، رقابت و تجارت آزاد هم وجود دارد. کارخانه‌ای که در چنین بازاری فعالیت می‌کند، نمی‌تواند با ماشین‌آلات بسیار قدیمی به کار خودش ادامه دهد. تعرفه واردات ماشین‌آلات و تجهیزات هم در یک چارچوب مشخص قرار دارد.وقتی انرژی قیمت واقعی داشته باشد، ماشین‌آلات فرسوده مستقیما روی هزینه تولید اثر می‌گذارند. بنابراین تولیدکننده خودش انگیزه پیدا می‌کند که به سمت تکنولوژی جدید برود.

 

یعنی قیمت انرژی یکی از موتورهای اصلی بهره‌وری است؟

قطعا. وقتی شما یک طرح تجاری می‌نویسید، هزینه انرژی یکی از متغیرهای اصلی محاسبات است. در ایران سال‌ها انرژی بسیار ارزان‌تر از قیمت جهانی در اختیار صنایع قرار گرفته است. وقتی این هزینه در محاسبات اقتصادی وزن واقعی نداشته باشد، انگیزه برای کاهش هدررفت هم پایین می‌آید. یک مثال ساده بزنم. فرض کنید یک لیوان سوراخ دارید و مدام داخل آن آب می‌ریزید. تا وقتی سوراخ لیوان را نبسته‌اید، هرچقدر آب بیشتری بریزید، بخشی از آن هدر می‌رود. در صنعت هم وقتی ماشین‌آلات فرسوده و تکنولوژی قدیمی است، افزایش تولید انرژی لزوما مسئله را حل نمی‌کند.

البته اصلاح قیمت انرژی نباید به یک تصمیم منفرد تبدیل شود. دولت باید همزمان درباره واردات ماشین‌آلات، تعرفه‌ها، نوسازی صنایع و مشوق‌های سرمایه‌گذاری هم تصمیم بگیرد.

 

  اگر از بحث کارخانه بیرون بیاییم و وارد خانه‌های مردم شویم، ساختمان‌ها چه وضعیتی دارند؟

در حوزه انرژی یک جمله معروف وجود دارد، ارزان‌ترین انرژی، انرژی‌ای است که هدر نمی‌رود.کانادا سال‌هاست روی عایق‌کاری ساختمان، پوسته ساختمان و بازسازی سرمایه‌گذاری کرده است. یک ساختمان در کانادا ممکن است ۴۰ یا ۵۰ سال عمر داشته باشد، اما بازسازی آن یک صنعت جدی است. در ایران وقتی ساختمانی ۲۰ یا ۲۵ ساله می‌شود، خیلی وقت‌ها به آن می‌گوییم کلنگی و تصور این است که باید تخریب شود و ساختمان جدید ساخته شود.

 

در حالی که بازسازی و بهسازی ساختمان یک ظرفیت مهم است. اگر ساختمان عایق نباشد، مقدار زیادی از انرژی از دست می‌رود. همان داستان لیوان سوراخ اینجا هم وجود دارد.ما باید استانداردهای ساختمان را ارتقا دهیم و نظارت هم جدی‌تر شود. در کنار آن، بازار بازسازی ساختمان هم باید رونق بگیرد.

 

در بخش تولید برق، ایران هنوز نیروگاه‌های گازی با راندمان پایین دارد. در چنین شرایطی توسعه خورشیدی چقدر اولویت دارد؟

هر طرحی باید بر اساس مطالعه امکان‌سنجی دقیق بررسی شود. اگر قرار است یک نیروگاه خورشیدی ساخته شود، باید مشخص شود چه مقدار سرمایه لازم دارد و چه میزان برق تولید خواهد کرد. بعد همین محاسبه را برای نوسازی نیروگاه‌های موجود و کاهش هدررفت انجام دهیم. ممکن است نتیجه نشان دهد که با همان سرمایه، نوسازی بخشی از زیرساخت موجود بازده بیشتری دارد.

 

من با توسعه انرژی خورشیدی مخالف نیستم. انرژی‌های تجدیدپذیر در دنیا مسیر مهمی را طی می‌کنند و ایران هم باید در این حوزه سرمایه‌گذاری داشته باشد. حرف من این است که اولویت سرمایه‌گذاری باید بر اساس مطالعه دقیق تعیین شود. ما در ایران طرح‌های زیادی داشته‌ایم که پنج یا ۱۰ سال اجرا شده‌اند و بعد از آزمون و خطا مشخص شده مسیر مناسبی نبوده است. شرایط امروز کشور برای تکرار این تجربه‌ها مناسب نیست.

 

  بحث دیگری که درباره انرژی خورشیدی مطرح است، مسئله محیط زیست و پسماند پنل‌هاست. آیا هر نوع توسعه خورشیدی را باید پاک تلقی کرد؟

این بخش نیازمند مطالعات کارشناسی جدی است. باید ببینیم پنل‌های خورشیدی پس از پایان عمرشان چه سرنوشتی پیدا می‌کنند و هزینه و فرآیند بازیافت آنها چیست. تکنولوژی هر روز تغییر می‌کند. ممکن است تجهیزی امروز بهترین گزینه باشد و چند سال بعد تکنولوژی جدیدتری جای آن را بگیرد. در نتیجه باید چرخه عمر تکنولوژی را در نظر بگیریم. در کانادا هم اکنون مدیریت پسماند تجهیزات مرتبط با انرژی‌های جدید به یک موضوع مهم تبدیل شده است. وقتی تعداد این تجهیزات بالا می‌رود، مسئله بازیافت و مدیریت مواد مصرف‌شده هم اهمیت پیدا می‌کند. بنابراین باید هزینه و فایده را در بلندمدت ببینیم. تصمیمی که امروز خوب به نظر می‌رسد، باید از نظر پیامدهای ۱۰ یا ۱۵ سال آینده هم بررسی شود.

 

  حمل‌ونقل هم بخش بزرگی از مصرف انرژی را به خود اختصاص داده است. ایران سهم پایینی در حمل‌ونقل ریلی دارد. کانادا در این زمینه چه تجربه‌ای دارد؟

جالب است که کانادا هم کشور خودرو‌محوری است. بر اساس آمار، حدود ۸۰.۹ درصد مردم با خودروهای شخصی رفت‌وآمد می‌کنند. کانادا هم در حمل‌ونقل عمومی مشکلات خودش را دارد. خارج از چند شهر بزرگ، مخصوصا در مراکز شهری، حمل‌ونقل عمومی آنچنان گسترده نیست. اما تفاوت در این است که بازار خودرو رقابتی است و مصرف خودرو هم برای خریدار شفاف است. وقتی فرد می‌خواهد خودرو بخرد، اطلاعات مربوط به مصرف سوخت را می‌بیند و گزینه‌های مختلفی دارد. در ایران باید سرمایه‌گذاری در حمل‌ونقل عمومی ادامه پیدا کند. در کنار آن، باید شرایطی فراهم شود که مردم با انتخاب خودشان و برای رفاه بیشتر از حمل‌ونقل عمومی استفاده کنند.

 

در ایران هر وقت وضعیت تولید بنزین و گاز مناسب می‌شود، مسئله مدیریت مصرف از اولویت خارج می‌شود. بعد که بحران ایجاد شد، همه دوباره سراغ مصرف می‌آیند. این زمان‌بندی چقدر مشکل‌ساز است؟

مدیریت انرژی یک کار مقطعی نیست. نباید وقتی بحران ایجاد شد، تازه به فکر مدیریت مصرف بیفتیم. وقتی تولید نفت و بنزین مناسب است، مدیریت مصرف باید ادامه داشته باشد. وقتی وضعیت شبکه برق بهتر است، باز هم باید روی بهره‌وری کار کنیم. این موضوع به فرهنگ‌سازی، زیرساخت، استاندارد و تکنولوژی مربوط است. استاندارد هم باید پایدار باشد. نمی‌شود یک استاندارد را امروز تصویب کنیم و چند سال بعد با تغییر شرایط کنار بگذاریم.

 

  اما اصلاح قیمت بنزین در ایران دیگر یک موضوع اقتصادی ساده نیست. به معیشت مردم و مسائل اجتماعی گره خورده است. در این شرایط چه باید کرد؟

اول باید واقع‌بین باشیم. اگر متوسط درآمد یک نیروی کار را حدود ۳۰۰ دلار در ماه در نظر بگیریم، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم قیمت سوخت ناگهان به سطح جهانی برسد، در حالی که درآمد مردم و سایر شرایط اقتصادی تغییری نکرده است.

 

اگر قرار است قیمت سوخت اصلاح شود، همزمان باید خودروهای مناسب و کم‌مصرف با قیمت منطقی در اختیار مردم قرار بگیرد. واردات باید رقابتی شود. خودروساز داخلی هم باید در یک بازار رقابتی خودش را ارتقا دهد. در کنار این موارد، درآمد مردم و قدرت خرید آنها هم باید افزایش پیدا کند. این اصلاحات قرار نیست یک‌شبه انجام شود. می‌توان یک برنامه چندساله طراحی کرد و قدم‌به‌قدم جلو رفت.

 

  پس اصلاح قیمت سوخت را ضروری می‌دانید، اما در قالب یک بسته بزرگ‌تر؟

بله، مسئله اصلی همین است. اگر فقط قیمت بنزین را بالا ببریم، فشار مستقیم روی مردم ایجاد می‌شود. اما اگر همزمان رقابت در بازار خودرو ایجاد شود، واردات و تولید خودروهای کم‌مصرف توسعه پیدا کند، درآمد خانوار افزایش پیدا کند و منابع حاصل از اصلاح قیمت انرژی هم درست مدیریت شود، شرایط متفاوت خواهد بود. بخشی از منابعی که امروز دولت برای خودرو، سوخت و تولید انرژی هزینه می‌کند، رقم بسیار بزرگی است. اگر این منابع در یک برنامه مشخص و چندساله مدیریت شوند، می‌توان اصلاحات را به‌تدریج جلو برد.

 

در این مدل، نقش خودروساز داخلی چه خواهد بود؟

رقابت، راه حل اجتناب ناپذیر این مسئله است. اگر شرکت‌های خارجی اجازه داشته باشند وارد بازار ایران شوند، تولید مشترک شکل بگیرد و شرکت‌های معتبر خارجی امکان فعالیت پیدا کنند، خودروساز داخلی هم ناچار می‌شود خودش را به‌روز کند. به عنوان مثال اگر به یک برند معتبر خارجی اجازه داده شود با یک برنامه مشخص وارد ایران شود و تولید مشترک را آغاز کند، چرا نباید استقبال کند؟ ویتنام نمونه جالبی است. شاید هنوز تصویر قدیمی این کشور در ذهن خیلی‌ها باشد، اما امروز خودروهای تولیدشده در ویتنام در بازار آمریکای شمالی با محصولات روز دنیا رقابت می‌کنند. این اتفاق با برنامه‌ریزی بلندمدت، تکنولوژی، سرمایه‌گذاری و رقابت شکل گرفته است.

 

بزرگ‌ترین نگرانی شما درباره اجرای چنین برنامه‌ای چیست؟

تغییر برنامه با تغییر دولت و مدیر. ممکن است یک دولت برنامه‌ای چندساله طراحی کند، دولت بعدی بیاید و همه چیز را دوباره تغییر دهد. این برای سرمایه‌گذار و تولیدکننده بسیار خطرناک است. وقتی قرار است درباره انرژی، خودرو، صنعت و زیرساخت تصمیم بگیریم، باید برنامه‌ای داشته باشیم که با تغییر دولت‌ها مسیر اصلی خود را حفظ کند.سرمایه‌گذار باید بداند پنج یا ۱۰ سال بعد قواعد بازی چه خواهد بود. اگر این اطمینان وجود نداشته باشد، سرمایه‌گذاری بلندمدت شکل نمی‌گیرد.

 

اگر بخواهید از تجربه کانادا چند درس مشخص برای ایران استخراج کنید، مهم‌ترین آنها چیست؟

یکی از مهم‌ترین درس‌ها، حمایت دولت از بهره‌وری انرژی است. برای مثال یک خانوار کانادایی اگر بخواهد ترموستات خانه‌اش را با یک مدل جدید و کم‌مصرف جایگزین کند، دولت برای این کار مشوق در نظر می‌گیرد. حتی در برخی برنامه‌ها تجهیزات با حمایت دولت در اختیار خانوار قرار می‌گیرد.در حوزه بازیافت هم دولت مشوق‌هایی برای فعالیت بخش خصوصی دارد. در خودروهای برقی و هیبریدی نیز تسهیلات و مشوق وجود دارد. 

 

در بعضی برنامه‌ها مالیات‌های مرتبط با کربن و مشوق‌های خرید خودرو طوری طراحی شده‌اند که انتخاب خودروی پاک برای مصرف‌کننده جذاب‌تر شود. فرض کنید یک خودروی برقی در بازار جهانی ۷۰ هزار دلار قیمت دارد. با مجموعه مشوق‌های دولتی، هزینه‌ای که مصرف‌کننده کانادایی پرداخت می‌کند، ممکن است به حدود ۵۰ هزار دلار برسد. این یعنی دولت به مردم نمی‌گوید مصرف را پایین بیاورید و بعد آنها را با هزینه تغییر تنها بگذارد. دولت شرایطی می‌سازد که انتخاب کم‌مصرف برای مردم جذاب‌تر شود.

 

 و اگر بخواهید کل تجربه کانادا را در یک جمله برای ایران خلاصه کنید؟

به نظرم باید از «تولید بیشتر برای جبران هدررفت» به سمت «بهره‌وری بیشتر و کاهش هدررفت» حرکت کنیم. انرژی ارزان وقتی با بهره‌وری همراه نباشد، مزیت واقعی نیست. هزینه‌ای پنهان است که دیر یا زود خودش را نشان می‌دهد.اصلاح هم باید مرحله‌ای، بلندمدت و همراه با مشوق باشد. مردم و تولیدکننده باید احساس کنند که از این تغییر منفعت می‌برند. اگر همه بار اصلاحات روی دوش مردم و بخش خصوصی قرار بگیرد، طبیعی است که مقاومت ایجاد شود.

 

اما اگر دولت، صنعت و مردم در یک برنامه چندساله کنار هم قرار بگیرند، می‌توان مصرف انرژی را پایین آورد، سطح رفاه را حفظ کرد و اقتصاد رقابتی‌تری ساخت. کلید موفقیت همین رابطه برد-برد است. اصلاح انرژی زمانی جواب می‌دهد که مردم احساس کنند قرار است زندگی‌شان بهتر شود، نه اینکه هزینه یک بحران قدیمی دوباره به آنها منتقل شود.

 

کدخبر: ۶۰۱۶۴۶۴۷
تاریخ خبر:
ارسال نظر