کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۶۴۲۱
تاریخ خبر:

قصه روز | داستان زیبای درک عمیق نیکوکاری

قصه روز | داستان زیبای درک عمیق نیکوکاری

گاهی برای کم شدن بدی ها و مشکلات، لازم نیست فقط با آنها مبارزه کنیم؛ کافی است خوبی را بیشتر کنیم. این داستان با مقایسه سرما با نبود گرما و تاریکی با نبود نور، به ما یادآوری می کند که در زندگی نیز گسترش نیکی، مهربانی و انسان دوستی می تواند جایی برای بسیاری از بدی ها باقی نگذارد.

هفت صبح | در زندگی همیشه نمی توان جلوی تمام بدی ها، ناراحتی ها و رفتارهای نادرست را گرفت، اما می توان کاری کرد که خوبی و مهربانی بیشتر از قبل در اطرافمان جریان داشته باشد. گاهی یک رفتار خوب، یک کمک کوچک یا حتی یک جمله محبت آمیز می تواند تغییری ایجاد کند که شاید در ابتدا چندان بزرگ به نظر نرسد، اما اثر آن در زندگی دیگران باقی بماند.

 

داستان کوتاه و آموزنده پیش رو نیز بر همین مفهوم ساده اما عمیق بنا شده است؛ اینکه همان طور که تاریکی با نبود نور و سرما با نبود گرما معنا پیدا می کنند، می توان گفت بسیاری از بدی ها نیز در جایی پررنگ می شوند که نیکی و مهربانی کمرنگ شده باشد. پیام داستان این است که به جای تمرکز صرف بر مبارزه با بدی، می توان با بیشتر کردن خوبی ها، فضای اطراف خود را تغییر داد.

 

روزی استادی از دانش آموزانش پرسید: «هر آنچه در این جهان وجود دارد، توسط خداوند آفریده شده است... درست است؟»

همه پاسخ دادند: «بله.» استاد گفت: «این بدان معناست که حتی شر نیز توسط خداوند آفریده شده است.» وقتی استاد این سخن را گفت، دانش آموزی برخاست و گفت: «استاد، لطفاً این‌قدر سریع نتیجه‌گیری نکنید.»

استاد پرسید: «چرا؟ همه توافق داشتند که هر چیزی را خدا آفریده است؛ پس چرا شما چنین می‌گویید؟» دانش آموز گفت: «استاد، می‌خواهم دو سؤال بپرسم.» استاد گفت: «بپرس.» دانش آموز پرسید: «استاد، آیا سرما در این جهان وجود دارد؟» استاد پاسخ داد: «قطعاً. وجود دارد؛ به همین دلیل است که ما سرما را احساس می‌کنیم.»

دانش آموز گفت: «نه استاد. سرما وجود ندارد. در واقع، سرما تنها احساسِ نبودِ گرماست. وقتی گرما وجود نداشته باشد، ما سرما را حس می‌کنیم.» استاد سکوت کرد. دانش آموز ادامه داد: «استاد، سؤال دوم من این است: آیا تاریکی وجود دارد؟»

استاد گفت: «البته. شب‌ها هوا تاریک است.» دانش آموز گفت: «نه استاد، تاریکی اصلاً وجود ندارد. تاریکی تنها زمانی پدید می‌آید که نوری نباشد.» دانش آموز سخنش را پی گرفت: «استاد، شما به ما تنها از نور و گرما می‌آموزید. هرگز درباره تاریکی و سرما به ما درس نمی‌دهید؛ چرا که چنین مباحثی در فیزیک وجود ندارد.

به همین ترتیب، خداوند تنها نیکی‌ها را آفریده است. آنجا که نیکی نباشد، ما شر را می‌بینیم. خداوند شر را نیافریده است؛ شر تنها نبودِ نیکی است.»

 

شاید نتوانیم تمام مشکلات و بدی های دنیا را یکباره از بین ببریم، اما هر کدام از ما می توانیم سهمی در بیشتر شدن خوبی ها داشته باشیم. یک کمک ساده، یک رفتار محترمانه یا دستگیری از فردی که به حمایت نیاز دارد، می تواند همان نوری باشد که بخشی از تاریکی را کنار می زند. پیام این داستان ساده است: اگر می خواهیم دنیا جای بهتری باشد، از گسترش نیکی در اطراف خودمان شروع کنیم

کدخبر: ۶۰۱۶۶۴۲۱
تاریخ خبر:
ارسال نظر