کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۴۶۰۷
تاریخ خبر:

قصه روز | حکایت زیبای سفال ماندنی، بهتر از کلامی نماندنی

قصه روز | حکایت زیبای سفال ماندنی، بهتر از کلامی نماندنی

این حکایت گفتگویی میان قدرت و ثروت دنیوی و زهد و عبادت است و به ما یادآوری می کند که لذت ها و دارایی های دنیا ماندگار نیستند. پیام اصلی داستان این است که انسان نباید زندگی و ارزش های ماندگار خود را فدای خواسته ها و لذت های زودگذر کند و بهتر است در کنار توجه به زندگی دنیا، به آینده و عاقبت کارهای خود نیز فکر کند.

یکی از مهم ترین درس های این حکایت، ترجیح دادن ارزش های ماندگار بر لذت های زودگذر است. بسیاری از چیزهایی که در زندگی برای انسان جذاب هستند، مانند ثروت، شهرت، قدرت و لذت های مادی، با گذشت زمان از بین می روند و نمی توانند برای همیشه همراه انسان باقی بمانند.

 

این حکایت همچنین نشان می دهد که ارزش هر چیزی را باید با توجه به ماندگاری آن سنجید. ممکن است چیزی در زمان حال بسیار با ارزش و لذت بخش به نظر برسد، اما اگر عمر کوتاهی داشته باشد، نمی توان آن را با چیزی که ماندگار است یکسان دانست. انسان عاقل پیش از انتخاب، تنها به لذت و سود فوری فکر نمی کند و به نتیجه و آینده آن نیز توجه دارد.

 

حکایت سفال ماندنی، بهتر از کلامی نماندنی

 

نقل شده نادرشاه افشار، به سید هاشم خار کن (که از علمای بزرگ نجف بود) گفت: من تعجب می کنم که چرا این همه ثروت و شوکت و شهرت و لذت را واگذاشته و به عبادت و نیایش و خارکنی و ریاضت پرداخته ای؟ به راستی چرا از لذت روی برگرفته ای و به ریاضت روی آورده ای؟

 

سید هاشم خار کن گفت: من هم تعجب می کنم که چگونه و چرا تو از آن همه لذت های عالی و ماندگار اخروی بریده و به لذت های فانی دینوی مانع لذت های عالی دینوی می شود. به راستی اگر دنیا طلای فانی باشد که نیست و اگر آخرت سفال باقی باشد (بلکه طلای باقی است) بهتر نیست سفال باقی را به طلای فانی ترجیح دهی؟ در حالیکه آخرت طلای باقی و دنیا سفال فانی است.

 

این داستان به ما یادآوری می کند که داشتن امکانات و ثروت به خودی خود بد نیست، اما زمانی که علاقه به آنها باعث شود انسان از ارزش های اخلاقی و معنوی دور شود، می تواند به یک آسیب تبدیل شود. مهم این است که انسان اسیر داشته های خود نشود و بداند زندگی فقط در لذت های مادی خلاصه نمی شود.

 

در نهایت، پیام این حکایت را می توان در یک جمله خلاصه کرد: چیزهای ماندگار را فدای لذت های زودگذر نکنیم. انسان اگر همیشه میان خواسته های امروز و نتیجه فردای انتخاب هایش تعادل برقرار کند، می تواند تصمیم های سنجیده تر و ارزشمندتری در زندگی بگیرد.

کدخبر: ۶۰۱۶۴۶۰۷
تاریخ خبر:
ارسال نظر