رازهای ناگفته قاضی القضات

حسینعلی نیری ۱۴ فروردین ۱۴۰۴ درگذشت، اما گمانهزنیها درباره مرگ او ادامه دارد
حجتالاسلام حسینعلی نیری، مردی که نامش برای چندین دهه با حساسترین تصمیمات دستگاه قضایی ایران گره خورده بود، در یک روز بهاری – ۱۴ فروردین ۱۴۰۴ – از دنیا رفت و این بار، خبر درگذشت او بود که جنجال تازهای را در محافل خبری و سیاسی ایجاد کرد.
بلافاصله پس از شهادت حجتالاسلام رازینی و مقیسه، ترور حجتالاسلام حسینعلی نیری به همراه آنها مطرح شد که از سوی مرکز رسانه قوه قضائیه تکذیب شد و امروز با درگذشت او این احتمال در تحلیلها و بحثها قوت گرفته است که قاضی نیری نیز در این حادثه مجروح شده بوده است.
داستان زندگی نیری را میتوان روایتی از فراز و نشیبهای نظام قضایی ایران در چهار دهه گذشته دانست. او در سال ۱۳۳۵ در گیلان متولد شد و در نوجوانی راهی حوزه علمیه قم شد تا مسیر زندگیاش را در زیر سایه روحانیون سرشناس آن زمان تعیین کند. شاگردی آیتالله محمدی گیلانی و تحصیل در مدرسه حقانی، بهسرعت او را به چهرهای مورد اعتماد در دستگاه قضایی نوپای پس از انقلاب تبدیل کرد.
ورود نیری به دنیای قضاوت در اوایل انقلاب و به پیشنهاد شهید بهشتی رقم خورد. او بهعنوان حاکم شرع زندان اوین منصوب شد؛ مسئولیتی که تا همین امروز هم بحثها و گمانهزنیهای زیادی را به دنبال داشته است. حساسیت جایگاه او زمانی برجستهتر میشد که برخی از سرنوشتسازترین تصمیمات قضایی آن دوران با نام و امضای او گره خورده بود.
یکی از جنجالیترین پروندههایی که در سالهای اخیر نام نیری را بار دیگر بر سر زبانها انداخت، انتشار اخباری در مورد مصادره خانه حسن شماعیزاده، خواننده مشهور پیش از انقلاب بود. بر اساس ادعای این خواننده، رئیس دادگاه ویژه اصل ۴۹ حکمی صادر کرد و خانه شماعیزاده را به نفع بنیاد مستضعفان مصادره کرد. این خبر که هیچگاه به صورت رسمی تایید یا تکذیب نشد، واکنشها و انتقاداتی را در داخل و خارج کشور به همراه داشت. پروندهای که هنوز هم گاه به گاه بهعنوان مثالی از پیچیدگی تصمیمات دستگاه قضایی در رسانهها مطرح میشود.
اما این تنها گوشهای از زندگی قضایی نیری بود. در سمت رئیس دادگاه عالی انتظامی قضات تلاش کرد تا دستگاه قضایی را از تخلفات پاکسازی کند؛ مأموریتی که به همان اندازه تحسین برخی را برانگیخت که انتقاد شدید دیگران را در پی داشت.
آخرین سمت رسمی نیری، مشاور عالی رئیس قوه قضائیه بود؛ جایی که حضورش کمتر جنجالی، اما همچنان تأثیرگذار بود. او مشاور شخصیتی بود که تصمیماتش مسیر آینده قضاوت در ایران را شکل میداد.
مرگ نیری اگرچه پایان یک زندگی است، اما بیتردید پایانی بر بحثها و جنجالهایی که همواره نامش را احاطه کرده بود، نخواهد بود. میراث قضایی او همواره در مرزی مبهم بین تحسین و انتقاد باقی خواهد ماند؛ و داستان مصادرهها شاید برای همیشه نمادی باشد از پیچیدگیهای زندگی و قضاوتهای انقلابی که بیش از 4 دهه در قالب دادگاههای اصل 49 قانون اساسی بازتاب یافت.