کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۵۸۴۶۴۳
تاریخ خبر:

قاب تاریخ| ناگفته‌ای از ماجرای رابطه اشرف با علیشاه مسئول اصطبل دربار

قاب تاریخ| ناگفته‌ای از ماجرای رابطه اشرف با علیشاه مسئول اصطبل دربار

عکس‌هایی از مشاهیر تاریخ معاصر ایران، شهرهای ایران، خودروهای نوستالژیک، عکس‌های فوتبالی و...

هفت صبح‌با قاب تاریخ به ایران قدیم سفر‌ و یادی ‌‌از ‌گذشته می‌کنیم. در تهیه این مجموعه، از تصاویر کمتر دیده ‌شده‌ای استفاده شده که تماشای آنها خالی از لطف نیست.

 

زهرا مشهدی که از زمان رضا‌شاه سرپرست خدمتکاران زن سعدآباد بود، تعریف می‌کرد: در زمان رضاشاه هیچ یک از فرزندان او جرأت آوردن دوستان دختر و معشوقه‌های خود را به سعدآباد نداشتند و فقط زن جوانی به نام فیروزه بود که رضاشاه شخصاً به عنوان معشوقه محمدرضا انتخاب کرده و گاهی اوقات سر و کله‌اش در کاخ اختصاصی ولیعهد پیدا می‌شد‌ اما اشرف که دختری با روحیه‌ای ستیزه‌جو بود، تنها فرزند رضاشاه بود که به خود جرأت می‌داد‌ در کاخ خود مهمانی بر پا کرده و از جوانان ژیگولی آن زمان تهران پذیرایی کند!‌

اشرف

اشرف سوابق بدی نزد رضاشاه داشت و یک بار پدرش او را داخل اصطبل کاخ در وضعیت ناپسندی به اتفاق یکی از مربیان سوارکاری غافلگیر کرده بود. مرد قوی هیکلی به نام علیشاه مسئول اصطبل بود که ضمن نگهداری اسب‌های شاه، فرزندان رضاشاه را هم تعلیم سوارکاری می‌داد. بعدازظهرها اشرف و شمس به اصطبل می‌رفتند تا اسب‌های خود را بردارند و در محوطه وسیع کاخ سوارکاری کنند. 

 

علیشاه سبیل پرپشت و خشنی داشت و رضاشاه او را در سفر خرم‌آباد پیدا کرده و به خاطر مهارتی که در تربیت اسب داشت و قادر به آموزش سوارکاری بود، به تهران آورد. رضا شاه یک روز متوجه می‌شود اشرف وقت زیادی را در اصطبل می‌گذراند و رفت و آمدهایش به اصطبل بیشتر از سایر فرزندانش است، ‌به این عمل اشرف مشکوک می‌شود و کشیک دخترش را می‌دهد و سرانجام اشرف را که در آن موقع دختری 12- 13 ساله بود‌ ‌در وضعیت نامناسبی همراه با علیشاه به دام می‌اندازد...

 

 آن روز یک ظهر گرم تابستان در اواسط مرداد ماه بود. رضا شاه شخصاً آنقدر با شلاق سیمی به سر‌ و صورت علیشاه ضربه زده بود که دیگر نای نفس کشیدن نداشت. بعد هم دستور داد علیشاه را بردند... . به کجا و چه بلایی سرش آوردند، این را دیگر هیچ کس نمی‌دانست...

 

کدخبر: ۵۸۴۶۴۳
تاریخ خبر:
ارسال نظر
 
پربازدیدترین گوناگون