رونمایی از «بچه جوادیه» و ادامه مسیر ادبی فرهاد جم
«بچه جوادیه» حاصل یک ایده کوتاهمدت نیست. فرهاد جم در گفتوگویی گفته است؛ شکلگیری ایده اولیه این رمان را به سالهای ۱۳۹۱ یا ۱۳۹۲ نسبت داده است
هفت صبح، نفیسه دربندی| رونمایی از کتاب «بچه جوادیه» نوشته فرهاد جم، بازیگر و نویسنده، بهانهای است تا بار دیگر نام این هنرمند برای چندمین بار در دنیای ادبیات بدرخشد. او نیز پیش از این دو رمان دیگر به چاپ رسانده و در واقع این اثر، سومین رمان ایشان محسوب میشود. این رمان تازه که فرهاد جم خلق کرده است، ریشه در خاطرات کودکی او دارد. نویسنده از یکی از محلههای قدیمی تهران پرده بر میدارد؛ اما قرار نیست صرفاً بازخوانی نوستالژیک روزگار گذشته را همراه خود داشته باشد. نویسنده در این رمان، با عبور از مرز خاطره و تخیل، سراغ آدمهایی رفته است که هرکدام روایتی متفاوت از یک شخصیت و ماجراهای پیرامون او دارند؛ روایتی که در نهایت قضاوت درباره حقیقت را به خواننده واگذار میکند.
رونمایی از اثر به همراه جمعی از هنرمندان
آیین رونمایی این کتاب عصر جمعه، اول آبانماه، در مجموعه فرهنگی راوی تهران برگزار شد؛ مراسمی که با حضور فرهاد جم و جمعی از چهرههای سینما، تلویزیون و هنر همراه بود. الهام پاوهنژاد، زیبا بروفه، زهرا داوودنژاد، امین زندگانی، شهرام شکیبا و امیر غفارمنش و... از جمله هنرمندانی بودند که در این رویداد حضور داشتند. در این میان، دیدار دوباره فرهاد جم و الهام پاوهنژاد نیز برای مخاطبانی که این دو بازیگر را با مجموعه تلویزیونی «همسران» به خاطر میآورند، حالوهوایی نوستالژیک و خاطرهانگیز داشت. با این حال، محور اصلی این گردهمایی، معرفی کتابی بود که فرهاد جم آن را در ادامه مسیر نویسندگی خود به مخاطبان عرضه کرده است.
از خاطرات کودکی تا تولد یک جهان داستانی
«بچه جوادیه» حاصل یک ایده کوتاهمدت نیست. فرهاد جم در گفتوگویی گفته است؛ شکلگیری ایده اولیه این رمان را به سالهای ۱۳۹۱ یا ۱۳۹۲ نسبت داده است؛ زمانی که شش تکگویی نمایشی با الهام از شخصیتها و تجربههای دوران کودکی و نوجوانیاش در محله جوادیه نوشته بود. این نوشتهها بهتدریج مسیر تازهای پیدا کردند و با پیشنهاد یکی از دوستانش، شخصیت محوری داستان، حسن گوسفندی، به شخصیتی غایب در روایت تبدیل شد؛
شخصیتی که به جای آنکه خودش از زندگیاش بگوید، دیگران دربارهاش حرف میزنند. همین انتخاب، به یکی از مهمترین ویژگیهای ساختاری کتاب تبدیل شده است. جم در توضیح جهان زمانی داستان نیز به گسترهای طولانی اشاره کرده است؛ روایت از حدود سال ۱۳۲۰ و دوران پس از جنگ جهانی دوم آغاز میشود و تا سالهای دهه ۱۳۸۰ ادامه پیدا میکند. بخش عمده اتفاقات نیز در جوادیه میگذرد، هرچند او تأکید کرده است که جوادیه داستانش، عیناً همان محله واقعی نیست؛ بلکه آمیزهای از خاطرات، دیدهها، شنیدهها و حتی تخیل نویسنده است.
جوادیه؛ محلهای فراتر از یک نشانی جغرافیایی
یکی از ظرفیتهای جذاب «بچه جوادیه» را باید در انتخاب بستر مکانی آن جستوجو کرد. محله در این رمان صرفاً پسزمینه وقوع اتفاقات نیست؛ بلکه خاطره، روابط انسانی، مناسبات اجتماعی و تجربه زیسته آدمها در شکلگیری جهان داستان نقش دارند. جوادیه در اینجا میتواند نماینده بخشی از حافظه شهری تهران باشد؛ حافظهای که در آن، زندگی روزمره مردم، پیوندهای همسایگی، اختلافها، دوستیها و قصههای ناگفته در کنار یکدیگر قرار میگیرند. از این منظر، «بچه جوادیه» را میتوان تلاشی برای پیوند دادن خاطره شخصی با تجربه جمعی دانست؛ تلاشی که در آن، یک محله از محدوده جغرافیایی خود فراتر میرود و به بستری برای نمایش روابط و پیچیدگیهای آن تبدیل میشود.
فرهاد جم؛ بازیگری که نوشتن را از سالها پیش آغاز کرده است
برای بسیاری از مخاطبان، فرهاد جم همچنان با بازی در مجموعه تلویزیونی «همسران» شناخته میشود؛ اما نویسندگی برای او تجربهای تازه و حاصل شهرت بازیگری نیست. او بارها در گفتوگوهایش تأکید کرده که از دوران نوجوانی و سالهای مدرسه نوشته است و سابقه نوشتن برایش حتی از ورود حرفهای به عرصه بازیگری بیشتر است. «بچه جوادیه» چهارمین کتاب اوست و در انتشارات بدرقه جاویدان منتشر شده است.
در کارنامه مکتوب او نیز آثاری همچون «مرد همهچیزدان»، «خورشید گوشه چهارم» و «قصه نیاز انسان امروز» نیز دیده میشود. رونمایی «بچه جوادیه» از این منظر، تنها معرفی یک عنوان تازه در بازار نشر نیست؛ فرصتی است برای دیده شدن وجه دیگری از فعالیت هنرمندی که بخش مهمی از خاطره تصویری مخاطبان با بازیهایش شکل گرفته، اما سالهاست در کنار فعالیتهای هنری خود، مسیر نویسندگی را نیز دنبال میکند.
در نهایت، آنچه «بچه جوادیه» را به اثری قابل توجه برای علاقهمندان ادبیات داستانی تبدیل میکند، ظرفیت آن برای بازگشت به گذشته و در عین حال پرسیدن یک پرسش همیشگی است: آیا حقیقت یک زندگی را میتوان تنها از زبان یک نفر شنید؟ شاید پاسخ این پرسش را باید در میان روایتهای پراکنده جستوجو کرد؛ جایی که هر صدا، بخشی از یک تصویر را آشکار میکند و خواننده برای کامل کردن آن، ناگزیر به مشارکت در جهان داستان میشود.