غذای نیمروز؛ فیلم جدید مجیدی و بازتاب آن در رسانههای سینمایی جهان
مجیدی در «غذای نیمروز» به سراغ کودکان محروم و معلمی گرفتار در بحران اخلاقی رفته و با داستانی کوچک، تصویری از فقر، فداکاری و دشواری انتخابهای انسانی ساخته است
هفت صبح| در جشنواره بینالمللی فیلم بوسان، میان آثاری که هرکدام با زبان و جهان متفاوتی به استقبال تماشاگران آمدهاند، فیلمی ایرانی با داستانی به ظاهر کوچک، بحثی بزرگ درباره اخلاق، فقر و مسئولیت اجتماعی به راه انداخته است. «غذای نیمروز»، تازهترین ساخته مجید مجیدی، از دل روستایی خشک و دورافتاده آغاز میشود و به مسئلهای میرسد که مرز جغرافیایی نمیشناسد، سرنوشت کودکانی که ادامه تحصیلشان به یک وعده غذای گرم وابسته است، نمایش این فیلم در بخش مسابقه بوسان، بار دیگر نام کارگردان «بچههای آسمان» را در محافل سینمایی مطرح کرده است. واکنشهای انتقادی منتشرشده نیز نشان میدهد مجیدی با این اثر به قلمروی آشنای سینمایش بازگشته، هرچند اینبار قهرمان داستانش با تناقضهایی پیچیدهتر دستوپنجه نرم میکند.
بازگشت به سینمایی که جهان آن را شناخت
شش سال پس از «خورشید»، مجیدی با فیلمی ۱۳۳ دقیقهای به سینما بازگشته که نمایش جهانی آن در بخش مسابقه بوسان، توجه رسانههای تخصصی را برانگیخته است. فیلم داستان داوود سولان، معلمی با بازی محمد رحیمی را دنبال میکند که در روستای گورانکش برای حفظ مدرسهای با ۴۲ دانشآموز تلاش میکند. مرگ خیّری که هزینه غذای کودکان را میپرداخت، همهچیز را به خطر انداخته است، داوود برای ادامه کار، همراه مادرش به مدرسه نقل مکان میکند و شبها برای تأمین مخارج به قاچاق سوخت روی میآورد.اما آنچه در نقدهای خارجی برجسته شده، پیچیدگی اخلاقی همین معلم است، او رؤیای استخدام رسمی و خرید خانهای برای مادرش را دارد و حفظ مدرسه با آینده شخصیاش نیز گره خورده است، مجیدی از این دوگانگی، شخصیتی ساخته که رفتارهایش میان خیرخواهی و منفعت شخصی در نوسان است.
منتقدان خارجی چه میگویند؟
الیزابت کر، منتقد نشریه «اسکرین اینترنشنال»، فیلم را اثری گیرا با تصویربرداری چشمنواز توصیف کرده و بازی محمد رحیمی را از عوامل اصلی موفقیت آن دانسته است. او همچنین به فیلمبرداری هومن بهمنش اشاره میکند که تضاد خشونت طبیعت و ظرافت عواطف انسانی را به تصویر کشیده است، از نگاه این منتقد، مجیدی خشم اجتماعی خود را در دل موقعیتهای معمولی زندگی جاری میکند و به جای شعارهای آشکار، اجازه میدهد رفتار شخصیتها از ناکارآمدی ساختارهای حمایتی پرده بردارد.
کامبول کمپبل در «ورایتی» نیز بازی رحیمی را تحسین کرده و معتقد است قدرت فیلم در آزمودن مرزهای اخلاقی رفتار داوود قرار دارد. در این روایت، حتی کارهای خیرخواهانه میتوانند پیامدهایی ناخوشایند داشته باشند. فیلم با وجود فضای تلخش، لحظههایی از همراهی و امید را نیز حفظ میکند.
کلارنس تسویی در «فیلم وردیکت» توجه ویژهای به بازگشت مجیدی پس از شش سال داشته و «غذای نیمروز» را درامی توصیف کرده که آرامآرام بحران اخلاقی قهرمانش را عمیقتر میکند، او نیز محمد رحیمی را مهمترین نقطه قوت فیلم میداند. در یادداشت معرفی جشنواره بوسان نیز پارک سونگهو، عضو کمیته انتخاب، بر توانایی مجیدی در ثبت احساسات پیچیده و استفاده از سکون دوربین برای تشدید درام تأکید کرده است.
یک فیلم، چند برداشت متفاوت
نکته جالب در بازتابهای «غذای نیمروز»، توجه منتقدان به فاصله فیلم با قهرمانسازی متعارف است. مجیدی همچنان به کودکان، فقر و کرامت انسانی علاقه دارد اما اینبار شخصیت مرکزیاش برای انجام کار درست، تصمیمهایی میگیرد که اعتبار اخلاقی او را تهدید میکنند.در کنار تحسینها، فیلم همچنان نشانههایی از سبک آشنای مجیدی دارد؛ ریتمی آرام، تأکید بر رنج محرومان و موقعیتهایی که ظرفیت بالایی برای برانگیختن احساسات دارند، همین ویژگیها میتوانند برای بخشی از مخاطبان یادآور سینمای کلاسیک او باشند و برای گروهی دیگر، تکرار قلمرویی آشنا به نظر برسند.
بااینحال، واکنشهای منتشرشده نشان میدهد «غذای نیمروز» توانسته موضوعی محلی را به بحثی فراگیر درباره مسئولیت اجتماعی تبدیل کند. فیلیپ براسر، نویسنده و منتقد حاضر در بوسان، نیز در گزارش خود از فضای مثبت پیرامون فیلم نوشته و فیلمنامه آن را به دلیل حفظ باورپذیری در موقعیتهای دشوار ستوده است.
برای مجیدی که نامش با «بچههای آسمان» در حافظه سینمای جهان ثبت شده، «غذای نیمروز» فرصتی تازه برای یادآوری قدرت روایتهای ساده انسانی است. فیلمی که از سفره خالی چند کودک آغاز میشود و سرانجام تماشاگر را با پرسشی دشوار روبهرو میکند؛ انسان برای انجام کاری درست، تا کجا اجازه دارد از اصول خود عبور کند؟