یادداشتی خواندنی درباره نمایش «کارمن»
کارمن شخصیتی نابودگر است اما او مرامی انسانی دارد
هفت صبح، پویا عاقلی زاده| «عشق پرندهای طغیانگر است» نام قطعهای معروف از اپرای “کارمن” از بیزه است؛ مهمترین اپرای فرانسوی که به رویدادهای چریکی اسپانیای قرن نوزدهم میپردازد. داستان یک کولی که قدرت اغواگری زنانهاش، حد و مرز نمیشناسد و از سربازان تا فرماندهان، هر دو جبهه را شیفتهی خودش میکند؛ او میگوید من عاشق کسی که عاشقم باشد نمیشوم و اگر عاشق کسی شدم، مراقب باشد!

در نگاه اول، کارمن شخصیتی نابودگر است اما او مرامی انسانی دارد؛ تا جایی که ساحت عشق توسط مردی پایمال نشده باشد، با او همراه است؛ اما وای به حال او اگر این گونه نباشد؛ آنگاه، کارمن به جادوگری طلسمگذار تبدیل میشود که زندگی آن متعرض به ساحت عشق را سیاه و نابود میسازد. این شخصیت نمایشی معروف از 1885 تاکنون توسط خوانندگان و بازیگران توانمندی اجرا شده است که در میان آنها، اشاره به نام ماریا کالاس خالی از لطف نیست.

آنچه در برداشت ایرانی از اپرای “کارمن” قابل توجه است، ظرافت شخصیتپردازی به شیوهای ملموس برای مخاطب ایرانیای هست که شاید تاکنون حتی اسم منبع اقتباس را هم نشنیده باشد. کارگردانی ندا شاهرخی و صداسازی و هدایت موسیقایی هاسمیک کاراپتیان، اثری قابل رقابت با نمونههای تولید شدهی اروپایی، و از نظر فرهنگی و قصهپردازی قدرتمندتر برای جامعهی امروز ایران را به ارمغان آورده است.

استفادهی کنایی کارمن از قدرت زنانگیاش در راستای پیشبرد مبارزه با سیستم مستبد، و گم شدن معنای عشق در بازی ازلی-ابدی قدرت، مفاهیمی است که به خوبی در اثر قرار داده شده و اجرای این اپرا را با مفاهیم فرامتنی بهروز جامعه ما همراه میسازد.

از نکات جالب توجه اجرای “کارمن”، قرار داشتن بازیگران در فضایی هم سطح با تماشاگران است. اتفاقی که با اصول کلاسیک اپرا جور در نمیآید ولی دستاورد مهم آن، نزدیکی بیشتر تماشاگر با شخصیتها و همدلی با آنهاست. در سنت اپرا، شخصیتها در سطحی بالاتر از مخاطب قرار دارند تا فقط آموزهای برای مخاطب داشته باشند؛ اما در شرایط اجرایی این اثر، مخاطب همسطح و حتی بالاتر از آنها قرار دارد، تا همنفسی بازیگر و تماشاگر، به اوج خود برسد و پس از پایان نمایش، پیوستن بازیگران و تماشاگران در همان سالن و همان زمین بازی، معنایی استعاری از همبستگی کارمن و مردم آزادیخواه داشته باشد.

این تجربهی ویژه، با اجرای درخشان غزل همایونی در نقش کارمن، جانی تازه در کالبد کارمن، اما این بار به عنوان زنی از سرزمین ایران میدمد. این کارمن، با اجراهای کودکان و اجراگران دیگر همراه است و با بازی ویژهی مهسا سلوکساران و مهدی دوانقی، که در درک نقش خود و اجرای بخش آریا (تکخوانی)، بسیار موفق بودهاند، در کنار اجرای بیکلام دلسا کریمزاده، تیم موفق اپرای کارمن را میسازند. اقتباس دقیق و امروزی از اثر ژرژ بیزه توسط یاسمن خواجه به عنوان دراماتورژ کار، از امتیازات دیگر این اثر نمایشی است که این روزها در حال اجراست.