کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۳۳۰۷
تاریخ خبر:
صحنه ویترین‌ چهره‌ها ‌نیست

گفت‌وگو با نیلوفر شکری درباره تئاتر، چهره‌ها و‌ خطر تجاری‌ شدن صحنه

گفت‌وگو با نیلوفر شکری درباره تئاتر، چهره‌ها و‌ خطر تجاری‌ شدن صحنه

حضور ستاره‌های سینما می‌تواند مخاطب را به سالن برگرداند، اما تبدیل تئاتر به گیشه تجاری، هویت این هنر را تهدید می‌کند

هفت صبح| در میان تئاترهای دیالوگ‌محور و داستان‌گوی پایتخت، گاه اثری به اجرا در می‌آید که از مسیری دیگر با مخاطب خود ارتباط برقرار می‌کند. نمایش «کمدی آغاز» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی زری اماد، یکی از همین آثار است. این نمایش که پس از حضور در جشنواره تئاتر فجر، این روزها در سالن معتبر قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می‌رود، روایتی است از چرخه بی‌پایان زندگی، از تولد تا مرگ، که نه با کلمات که با زبان بدن، حرکت، موسیقی و فضاسازی‌های سوررئال و گاه هولناک، تماشاگر را به سفری در اعماق مفهوم هستی دعوت می‌کند.

شکری (1)

حضور هنرمندان ریشه‌دار و باتجربه در کنار نسل جدید در چنین پروژه‌های تجربه‌گرایی، همواره بهانه‌ای مغتنم برای تعمق در وضعیت امروز و فردای تئاتر ایران است. به همین مناسبت، به سراغ نیلوفر شکری، یکی از بازیگران این نمایش رفتیم که ایفاگر نقش کلیدی «مادر زمین» است. او هنرمندی است که در خانواده‌ای تئاتری رشد کرده و نزدیک به دو دهه در ساحت‌های گوناگون این هنر، از دستیاری کارگردان و طراحی نور تا بازیگری، فعالیت کرده است. 

 

برای شروع لطفا از پیشینه فعالیت‌های خود و چگونگی پیوستن‌تان به پروژه «کمدی آغاز» بگویید.

من متولد سال ۱۳۷۱ و دانش‌آموخته مقطع کارشناسی‌ارشد در رشته ادبیات فرانسه هستم. با وجود علاقه به حوزه آکادمیک، دغدغه اصلی و فعالیت حرفه‌ای من قریب به دو دهه است که بر هنرهای نمایشی متمرکز بوده است. مسیرم را در این عرصه از پشت صحنه و با کسب تجربه به عنوان منشی صحنه و دستیار کارگردان آغاز کردم و به مرور زمان، فعالیت‌هایم را به حوزه‌هایی چون سرپرستی گروه‌های نمایشی، طراحی نور و در نهایت بازیگری گسترش دادم.

شکری (111)

البته این بخت را داشتم که در سایه حضور مادرم، خانم زری اماد، از کودکی در یک فضای هنری و اصیل نفس بکشم و رشد کنم. از چهارده سالگی به شکلی جدی و آکادمیک، تحت نظر مستقیم او آموزش دیدم و پس از آن، دامنه همکاری‌هایم را با سایر گروه‌های نمایشی نیز توسعه دادم. از این رو، پیوستن من به نمایش «کمدی آغاز» یک اتفاق یا انتخاب صرف نبود که یک فرآیند تدریجی و عمیق بود.

 

من از همان نخستین جرقه‌های ایده در ذهن کارگردان، از مراحل اولیه نگارش متن و اتودهای طراحی که شکل می‌گرفت، در جریان کامل پروژه قرار داشتم. به دلیل اشراف کاملی که به جهان‌بینی و تفکر هنری کارگردان داشتم و همچنین به واسطه نشست‌ها و گفت‌وگوهای مستمری که برگزار می‌کردیم، میزان اشتیاق و انگیزه‌ام برای حضور در این کار بی‌نهایت بالا بود.

شکری (5)

متن اثر از دیدگاه من به شدت بدیع، جسورانه و جذاب بود. با قاطعیت می‌توانم بگویم که ایده‌ای با این عمق و وسعت درباره مقوله خلقت، مرگ و چرخه تکرارشونده تاریخ، تا به امروز کمتر به این شکل شایسته مورد پرداخت قرار گرفته است. چالش کشف لایه‌های پنهان و پیچیده نقش «مادر زمین» برای من فرصت مغتنمی برای یادگیری و تجربه‌اندوزی بود. اینکه چگونه می‌توان یک کاراکتر غیرانسانی، مجرد و بی‌زمان را بر روی صحنه به موجودی ملموس، زنده و تپنده تبدیل کرد، پرسشی بود که از همان ابتدا ذهنم را درگیر کرد و این‌گونه چالش‌ها همواره برای هر بازیگر دغدغه‌مندی جذاب است. 

 

کاراکتر «مادر زمین» را چگونه تحلیل می‌کنید؟ ایفای این نقش چه چالش‌هایی برای شما به همراه داشت و چه وجوه مشترک یا متفاوتی با شخصیت خودتان در آن یافتید؟

 کاراکتری که افتخار ایفای آن را دارم، «مادر زمین» است. یک موجودیت اسطوره‌ای، ازلی و ابدی که راوی خاموش چرخه تولد و مرگ است. او در تمام فراز و فرودهای حیات مخلوقاتش، از آغاز تا پایان، پابه‌پای آنها حضور دارد. در نگاه من، مادر زمین یک نقش نمایشی نیست و تجسم عینی حافظه تاریخی کره زمین است؛ وجودی که تمام رخدادها را رصد می‌کند و عمیق‌تر از هر موجود دیگری به رمز و رازهای هستی آگاه است. او فناپذیر نیست و هر نقطه پایانی در نگاه او، نقطه عزیمتی برای آغاز یک چرخه تازه است.

 

این شخصیت بیش از آنکه یک کاراکتر کنش‌مند داستانی باشد، ناظر و شاهد مطلق این چرخه است. او نظاره‌گر خلقت است، مونس حیات می‌شود و در نهایت با پدیده محتوم مرگ دست‌وپنجه نرم می‌کند و به همین دلیل، مفهوم عمیق «تکرار تاریخ» را با تمام وجود لمس می‌کند. او به چشم خود می‌بیند که چگونه انسان‌ها با چهره‌های متفاوت، همان اشتباهات، رنج‌ها و فجایع را به شکلی ملال‌آور تکرار می‌کنند.

 

شاید بارزترین وجه اشتراک من با این کاراکتر، روحیه مشاهده‌گر من باشد. من نیز بیش از آنکه قضاوت‌گر باشم، تماشاگرم و همواره کوشیده‌ام پدیده‌ها و انسان‌ها را همان‌طور که هستند، بپذیرم. اما تفاوت بنیادین ما در این است که مادر زمین از نقطه‌نظری وسیع‌تر و فرازمانی به کائنات می‌نگرد؛ او کل این چرخه را در یک چشم‌انداز کلان می‌بیند، درحالی‌که من انسان همچنان در درون این مارپیچ زیستی در حال دست‌وپا زدن هستم. با این همه، رگه‌هایی از حس مادرانه همیشه در وجود من بوده است، حتی در مواجهه با افرادی که از من بزرگ‌تر بوده‌اند.

 

اما سخت‌ترین بخش مسیر این بود که نباید این نقش را در کلیشه یک «مادر» عاطفی معمولی تنزل می‌دادم. چالش اصلی، نمایش طیفی متناقض و پیچیده از عشق لایتناهی، خشم کهن‌الگویی، اندوه عمیق و آگاهی فرابشری نسبت به سرنوشت محتوم پدیده‌ها بود. ایفای نقشی که هم‌زمان شاهد تولد و مرگ تمدن‌هاست و با این حال استوار ایستاده، یک مبارزه سترگ احساسی بود. در بخش‌هایی از کار، ناچار بودم بازی بیرونی را به حداقل برسانم و به سمت «حضور ناب» حرکت کنم؛ گویی خود پیکره زمین روی صحنه جان گرفته است و همین ویژگی، کار را به شدت پیچیده و نفس‌گیر می‌کرد.

 

از تجربه همکاری با خانم «زری اماد» به عنوان کارگردان بگویید. این همکاری چه ویژگی‌هایی داشت؟

* این مسئله را نه به عنوان فرزندشان که به عنوان یک شاگرد خاضع و هنرجو مطرح می‌کنم. همکاری و همراهی با خانم اماد بی‌شک یکی از ناب‌ترین و لذت‌بخش‌ترین تجربه‌های زیستی من در حوزه هنر است. این نگاه تنها به من اختصاص ندارد و تک‌تک اعضای گروه نمایشی «نایک» و کسانی که افتخار همکاری با این هنرمند را داشته‌اند، بر این واقعیت صحه می‌گذارند.

 

خانم اماد در مقام یک مربی، در تمام لحظات تمرین به انسان درس زندگی و هنر می‌آموزد. از انتقال دانش و تجربه هیچ‌گونه دریغی ندارد و در عین حال که چارچوب‌های دقیق حرفه‌ای را حفظ می‌کند، به بازیگر فضای کافی برای تنفس، خلاقیت و کشف می‌بخشد. او با تمام وجود و به شکلی محکم و قاطع پشت گروه و اثرش می‌ایستد، از منافع هنرمندانش دفاع می‌کند و در عمل به یک الگوی بی‌نقص در عرصه‌های بازیگری، دراماتورژی و کارگردانی تبدیل می‌شود. مدیریتشان برآمده از یک رهبری دلسوزانه و در عین حال مقتدرانه است که باعث می‌شود همه اعضای گروه شیفته‌اش باشند. بارها شاهد بوده‌ام که افراد حتی زمانی که نقشی در نمایش‌هایشان نداشته‌اند، برای حضور در کنار گروه و بهره‌مندی از این فضای سازنده، در تمرینات حاضر شده‌اند و این برای من مایه مباهات است.

 

ارزیابی شما از وضعیت استقبال مخاطبان از تئاتر و همچنین پدیده حضور چهره‌های سینمایی بر صحنه چیست؟

با وجود تمامی چالش‌ها، موانع ساختاری و بحران‌های مالی که بر کسی پوشیده نیست، به اعتقاد من هنر تئاتر همچنان پویاست و پایگاه مخاطبان وفادار خود را حفظ کرده است. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به خلوت زنده و تجربه‌های بی‌واسطه نیاز دارد. یک تشنگی مفرط در میان مردم برای لمس لحظات زنده تئاتر وجود دارد که من آن را با تمام وجود حس می‌کنم. مردم هنوز تشنه این هستند که در یک رویداد هنری زنده مشارکت کنند و شانه به شانه هنرمندان، نفس کشیدن در لحظه را تجربه نمایند. تئاتر جادویی‌ترین فرم سرگرمی است که هم‌زمان به انسان اندیشیدن را می‌آموزد، عواطف او را پالایش می‌کند و جانش را به تفکر وا می‌دارد.

 

در خصوص حضور بازیگران سینما و تلویزیون در تئاتر، من هیچ‌گاه گارد منفی نداشته‌ام و سویه‌های مثبت آن را نیز درک می‌کنم. طبیعی است که حضور یک چهره نام‌آشنا می‌تواند بهانه‌ای باشد تا مخاطبی که سال‌ها از سالن نمایش دور بوده، دوباره با این هنر آشتی کند. اما خط قرمز و دغدغه جدی من از جایی آغاز می‌شود که تئاتر به یک گیشه تجاری صرف یا ویترینی سطحی برای جولان دادن چهره‌ها تقلیل پیدا کند.

 

بازیگرانی که وارد صحنه تئاتر می‌شوند باید حرمت این فضا را پاس بدارند، عاشقانه پای آن بایستند و وقت و انرژی واقعی هزینه کنند؛ زیرا صحنه تئاتر به شدت عریان و صادق است. اینجا خبری از دوربین، کات‌های متوالی و برداشت‌های مکرر نیست. ارتباطی که میان ضربان قلب بازیگر و حضور تماشاگر شکل می‌گیرد، ماهیتی بی‌واسطه و قدسی دارد. آن هنگام که صدها انسان در تاریکی سالن در یک حس دراماتیک مشترک غرق می‌شوند، پدیده‌ای رخ می‌دهد که ارزش تئاتر را معنا می‌بخشد و این ذات اصیل نباید فدای اهداف تجاری شود.

 

و به عنوان کلام آخر  چه آرزو و چشم‌اندازی برای  آینده تئاتر ایران دارید؟

 بزرگ‌ترین آرزوی قلبی من این است که تئاتر ایران بار دیگر به توانمندی‌ها، اصالت و هنرمندان ریشه‌دار خود اعتماد کند. امیدوارم فضایی مهیا شود که در آن نسل‌های مختلف هنرمندان بتوانند بدون واهمه از خطر شکست، دست به تجربه‌گرایی و خلق‌های نو بزنند. من هرگز دوست ندارم تماشاگر پس از پایان نمایش، با جمله‌ای کلیشه‌ای نظیر نمایش بدی نبود سالن را ترک کند.

 

آرزوی من این است که اثرگذاری نمایش به قدری قدرتمند باشد که مخاطب هنگام خروج، تازه درگیر چالش‌های فکری شود، پرسش‌های بنیادین ذهنش را به بازی بگیرد و حتی ترغیب شود برای کشف لایه‌هایی تازه‌تر، بار دیگر به تماشای کار بنشیند. اگر یک اثر نمایشی توانست پس از پایان اجرا نیز مخاطب را رها نکند، یعنی به رسالت خود عمل کرده است.

 

در همین راستا، فکر می‌کنم ویژگی شاخص «کمدی آغاز» نیز همین است؛ این اثر مخاطب را تا روزها پس از ترک سالن، درگیر تفکر درباره بنیادهای هستی می‌کند. امیدوارم روزی فرا برسد که تئاتر سرزمین ما به جایگاهی برسد که همچون جوامع پیشرفته، به بخشی جدایی‌ناپذیر از سبد مصرف فرهنگی خانواده‌ها تبدیل شود و به حق واقعی و تاریخی خود در جامعه دست یابد. از شما و رسانه‌تان سپاسگزارم و روزهای درخشانی را برای تئاتر این مرزوبوم آرزو می‌کنم.

 

 

کدخبر: ۶۰۱۶۳۳۰۷
تاریخ خبر:
ارسال نظر